<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-4493131365333993418</id><updated>2012-02-16T14:49:08.436+03:30</updated><title type='text'>پیام دانشجو</title><subtitle type='html'></subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><author><name>مهندس حشمت اله طبرزدی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05220502641989689533</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://www.sharemation.com/hti/mohandestabarzadi.jpg?uniq=-qysrl4'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>38</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4493131365333993418.post-7515660676689241785</id><published>2007-12-20T01:31:00.000+03:30</published><updated>2007-12-20T10:32:58.421+03:30</updated><title type='text'>پیام مهندس طبرزدی اززندان اوین</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;خبرگزاري جبهه متحد دانشجويي- درپي تظاهرات پرشور دانشجويان دريك هفته اخيردردانشگاه هاي مختلف كشوركه منجر به بازداشت دهها تن ازدانشجويان مبارزشد. مهندس طبرزدي دبيركل جبهه دمكراتيك ايران درحمايت ازاين جنبش پيامي اززندان اوين ارسال نمود.متن پيام بدين شرح استوقایع اخیر دانشگاه ها که به مناسبت سالگرد 16آذر اتفاق افتاد،اگرچه موجب شد گروهی از دانشجویان عزیز و مبارز،بازداشت ودرسنین جوانی و بلکه کم تراز24و25به درون سلول انفرادی بیفتند،به آن ها چشم بند زده شده و زیرشکنجه ی سفید قرار بگیرند که البته این اقدامات بسیار وحشیانه و ضد حقوق بشری است،اما به هر حال،حاکی از زنده بودن جنبش دانشجویی است.امروز این دانشجویان آزادیخواه و مبارزند که مشعل آزادیخواهی،حقوق بشر،سکولاریسم و برابری طلبی را بر دوش می کشند.به راستی جنبش دانشجویی اخیر،یادآور جنبش دانشجویی دهه های بسیار دور است.برای اینکه این جنبش یک بار دیگر توانسته خودش را باز سازی کند و به شکلی بسیار سازمان یافته اگرچه با گرایش های گوناگون علیه استبداد حاکم و تحجر و ایدئولوژی گرایی قرون وسطایی یا همان فاشیسم مذهبی،قد علم کند.اگرچه حرکت های اخیر جنبش دانشجویی یادآور،تکرار تاریخ پیش از انقلاب است اما گویا چاره ای نیست و باید یک بار دیگر تاریخ تکرار شود و البته این بار،دموکراسی خواهی،حقوق بشر،سکولاریزم و برابر طلبی،آرمان های اصلی این جنبش است.درباره ی انتخابات مجلس و نقش جنبش های اجتماعی،نیز باید تاکید کرد،کسی نباید انتظار داشته باشد،جنبش نیروی سوم و طرفداران جنبش تحریم به شکل پوپولیستی،از مردم بخواهند در یک انتخابات غیر آزاد و غیر دموکراتیک شرکت کنند.اگر اصلاح طلبان معین کنند در صورت رد صلاحیت کاندیداهای آنها از سوی شورای نگهبان،آیا حاضرند با استفاده از نیروهای اجتماعی و روآوری به مقاومت مدنی،از حقوق خود دفاع کنند در آن صورت حق دارند از جنبش دموکراسی خواهی و جنبش های فعال اجتماعی که بر استراتژی«تحریم انتخابات»تاکید می کنند،انتظار داشته باشند تا در این مسیر،از خواسته های دموکراتیک آنها حمایت کنند.در غیر این صورت،جنبش دموکراسی خواهی،حاضر نخواهد بود از اعتبار اجتماعی و سیاسی خود برای کشاندن مردم پای صندوق های رای و گرم کردن تنور انتخابات غیرآزاد اقتدار گرایان،استفاده کند. زندانی حشمت اله طبرزدی20/آذر ماه/1386خورشیدیایران/تهران/زندان اوین/ بند350 زنده باد آزادی-برقرار باد دموکراسی-گسسته باد زنجیر استبداد &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4493131365333993418-7515660676689241785?l=mohandestabarzadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/feeds/7515660676689241785/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=4493131365333993418&amp;postID=7515660676689241785' title='9 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/7515660676689241785'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/7515660676689241785'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/2007/12/blog-post_20.html' title='پیام مهندس طبرزدی اززندان اوین'/><author><name>مهندس حشمت اله طبرزدی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05220502641989689533</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://www.sharemation.com/hti/mohandestabarzadi.jpg?uniq=-qysrl4'/></author><thr:total>9</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4493131365333993418.post-5729298870469212508</id><published>2007-12-12T15:26:00.000+03:30</published><updated>2007-12-12T15:27:19.351+03:30</updated><title type='text'>به حبس طبرزدي و آزادي خواهان دربند پايان دهيد</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;درحاليكه مدتهاست مهندس حشمت اله طبرزدي دبيركل جبهه دمكراتيك ايران پس از تحمل قريب به 2000 روز حبس دوران محكوميت تحميلي را به پايان رسانده است . بارديگربا بازداشت غيرقانوني وي از20 آبان ماه سال جاري اكنون يك ماه است كه بدون تفهيم اتهام وبي آنكه وكيل وي امكان اطلاع ازموارد اتهام رابيابد وحتي بدون آنكه محاكمه صوري نيزانجام پذيرد درزندان اوين محبوس است.درشرايطي كه حكومت هم در اداره امور وهم در حفظ قلمروسرزميني كشور را درورطه بي تدبيري غرق نموده است ، ازيكسو درياي مازندران را بدتر از معاهدات قاجاري به همسايگان شمالي تقديم نموده و ازسوي ديگر در جنوب كشوردرزماني كه شيوخ عرب حاشيه خليج فارس چشم طمع به جزاير ايراني دوخته اند به منظور باج دادن به قدرتهاي بزرگ حاضر به شركت دركنفرانسي شده كه نام مجعول خليج عربي برآن نقش بسته است.اما در همين ايام دسته دسته از دانشجويان آزاديخواه را به خاطر بزرگداشت روز خود بازداشت نموده وبه سلول هاي انفرادي مي برند. گويي اين سرنوشت حكومت هاي استبدادي است كه هرگاه ملت را با تحميل شرايط اختناق و سركوب ، تنگناهاي معيشتي ، آلام اجتماعي وسوق دادن به قهقراي فرهنگي با خود بيگانه ساختند به ناچار براي حفظ سلطه خود دست به دامان قدرتهاي بيگانه گردند.درحاليكه مردم درشرايط تهديد شبح جنگ ، فقر، بي عدالتي ، فقدان آزادي هاي سياسي وحرمان روزافزون اجتماعي دست وپا مي زنند جناح رفرميست حكومت مترصد آن است تا ازنمد صلح كلاهي براي انتخابات ببافد. و بارديگر درداخل وخارج تبليغاتچي ها براه افتاده اند تا با شعارهاي توخالي وسراب نجات ، ملت رابه پاي صندوق هايي بكشانند كه نتيجه آراء آن ازليست دوجناح حكومت فراترنخواهد رفت. جناح هايي كه بارها امتحان سرسپردگي خود به مكانيزم ضد دمكراتيك قانون اساسي رانشان داده و درمطلوب ترين شرايط شان قادربه اصلاحات جزيي درقوانين عادي نيز نبوده اند. آنانكه درشعارخود را مدافع دمكراسي مي خوانند درطول اين سال هاي سخت مبارزات ملت به ويژه شرايطي كه اكنون بر دانشجويان مي رود نه تنها ازتشكل هاي دانشجويي ودانشجويان دربند حمايت شايسته ننموده اند بلكه با سكوت و مماشات به تشديد سركوب اقتدارگرايان ياري رسانده اند.جبهه دمكراتيك ايران بارديگر حمايت بي دريغ خود ازمبارزات آزادي خواهان اعم ازدانشجويان ، جوانان ، كارگران ، زنان واقوام تحت ستم اعلام داشته وضمن اعلام همبستگي با مبارزات دموكراتيك مخالفت خود با سركوب سنگين تشكل هاي دموكراسي طلب دانشجويي اعلام مي نمايد . همچنين ما خواهان آزادي بي قيد و شرط كليه زندانيان سياسي و عقيدتي به ويژه آزاديخواه نستوه حشمت اله طبرزدي مي باشيم. تهران /20 آذر ماه 1386 خورشيدي جبـهه دمـكراتيك ايـران&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4493131365333993418-5729298870469212508?l=mohandestabarzadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/feeds/5729298870469212508/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=4493131365333993418&amp;postID=5729298870469212508' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/5729298870469212508'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/5729298870469212508'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/2007/12/blog-post_12.html' title='به حبس طبرزدي و آزادي خواهان دربند پايان دهيد'/><author><name>مهندس حشمت اله طبرزدی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05220502641989689533</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://www.sharemation.com/hti/mohandestabarzadi.jpg?uniq=-qysrl4'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4493131365333993418.post-68320997401351133</id><published>2007-12-02T11:40:00.000+03:30</published><updated>2007-12-02T11:42:36.673+03:30</updated><title type='text'>نامه سرگشاده به دبيركل سازمان ملل در اعتراض به بازداشت طبرزدي</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;به دفتر سازمان ملل متحد در تهران&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;موضوع : بازداشت حشمت الله طبرزدی&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; با سلام&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;حشمت الله طبرزدی روزنامه نگار و فعال سیاسی یازدهم نوامبر سال جاری میلادی پس از احضار به دفتر معاونت امنیت داستانی تهران توسط عوامل امنیتی بازداشت و بدون محکومیت قضایی به زندان اوین منتقل شد.طبرزدی از جمله افرادی است که به دلیل ابراز عقاید خود بارها توسط نهاد های امنیتی جمهوری اسلامی بازداشت و مورد آزار و اذیت قرار گرفته است . وی آخرین بار توسط دادگاه انقلاب تهران به 14 سال حبس تعزیری و 10 سال محکومیت از حقوق اجتماعی محکوم شد و این حکم در دادگاه تجدید نظر به نیم کاهش یافت و او پس از طی دوران محکومیت اش چندی پیش از زندان آزاد شده بود.طبرزدی دبیر کل نهادی به نام جبهه دموکراتیک ایران است که در شکل گیری بسیاری از حرکت های آزادی خواهانه نقش داشته است و از این رو وی حتی پس از آزادی از زندان توسط سرویس امنیتی جمهوری اسلامی تهدید شده بود که حق انجام هیچ گونه فعالیت سیاسی را ندارد.وی در حال حاضر در شرایطی در زندان اوین به سر می برد که هیچ گونه محکومیت قضایی ندارد و بنا بر آنچه که از زندان اوین به گوش میرسد طبرزدی تحت شدیدترین فشاری های ممکن قرار دارد . از جمله اینکه وی از داشتن امکانات اولیه رفاهی در بندی که در آن نگهداری می شود محروم استما امضا کنندگان این نامه از سازمان ملل متحد و شخص دبیر کل این سازمان جناب آقای بان کی مون انتظار داریم توجه بیشتری به وضعیت حقوق بشر در ایران داشته باشند . آنچه که انتظار می رود این است که سازمان ملل متحد به عنوان عالی ترین مرجع مدافع حقوق بشر در ایران به کشورهای عضو خود اجازاه ندهد به سادگی حقوق شهروندی مردم خود را زیر پا بگذارندما ضمن ابراز نگرانی عمیق نسبت به وضعیت حشمت الله طبرزدی اعلام میکنیم دیگر زندانیان سیاسی ایران نیز وضعیت به مراتب وخیم تر از طبرزدی دارند و عدم توجه به وضعیت نگران کننده ی حقوق بشر در ایران منجر به بروز حوادث ناگواری خواهد شد که مطمئنا سازمان ملل متحد نیز باید در مورد آنها پاسخگو باشد از شما تقاضا داریم به اعمال فشار بر حکومت تهران موجبات آزادی طبرزدی و دیگر زندانیان سیاسی را فراهم آورید.&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;ارادتمند&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;جمعی ازدانشجویان،فعالین سیاسی وحقوق بشری&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4493131365333993418-68320997401351133?l=mohandestabarzadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/feeds/68320997401351133/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=4493131365333993418&amp;postID=68320997401351133' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/68320997401351133'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/68320997401351133'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/2007/12/blog-post.html' title='نامه سرگشاده به دبيركل سازمان ملل در اعتراض به بازداشت طبرزدي'/><author><name>مهندس حشمت اله طبرزدی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05220502641989689533</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://www.sharemation.com/hti/mohandestabarzadi.jpg?uniq=-qysrl4'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4493131365333993418.post-2911733678850270000</id><published>2007-11-19T10:20:00.000+03:30</published><updated>2007-11-19T10:21:43.057+03:30</updated><title type='text'>نگراني فرزند طبرزدي از ابهام پيرامون علت بازداشت مهندس طبرزدي</title><content type='html'>&lt;a href="http://sufnews.blogspot.com/2007/11/blog-post_19.html"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/a&gt;خبرگزاري جبهه متحد دانشجويي: علي طبرزدي فرزند حشمت اله طبرزدي در گفتگو با شبكه راديو تلويزيوني صداي آمريكا نسبت به ابهام پيرامون بازداشت مهندس طبرزدي ابراز نگراني كردوي گفت محكوميت حبس پدرش در8 مرداد امسال خاتمه يافته و او در حال گذراندن دوران 10 سال محروميت از حقوق اجتماعي بوده وي افزود پدرش درپي احضار به دادگاه انقلاب كه معمولا به عنوان تمديد مرخصي صورت مي گرفت ، بدون آنكه با قاضي حداد كه او را احضار كرده ملاقات كند با دستبند به بند 350 كارگري اوين منتقل شد.علي طبرزدي در خصوص اقدامات وكلاي حشمت اله طبرزدي گفت معمولاً وكلا در چنين پرونده هايي امكان چنداني براي انجام وظايف قانوني خود ندارندخبرگزاري&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4493131365333993418-2911733678850270000?l=mohandestabarzadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/feeds/2911733678850270000/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=4493131365333993418&amp;postID=2911733678850270000' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/2911733678850270000'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/2911733678850270000'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/2007/11/blog-post_19.html' title='نگراني فرزند طبرزدي از ابهام پيرامون علت بازداشت مهندس طبرزدي'/><author><name>مهندس حشمت اله طبرزدی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05220502641989689533</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://www.sharemation.com/hti/mohandestabarzadi.jpg?uniq=-qysrl4'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4493131365333993418.post-4065540194295508554</id><published>2007-11-19T01:28:00.000+03:30</published><updated>2007-11-19T10:30:06.737+03:30</updated><title type='text'>كارزارآزادي مهندس طبرزدي راه اندازي شد</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;به نام آزادی&lt;br /&gt;بار دیگر مهندس حشمت الله طبرزدی به اوین ، خانه ی دومش، نامی که خود بر آن گذاشته، بازگشت. این در حالی بود که به گفته خلیل بهرامیان وکیل مدافع طبرزدی، محکومیت ایشان در مرداد ماه امسال به پایان رسیده بود و مسئولین دادگاه انقلاب ، دادستانی و وزارت اطلاعات بدون اتهام تازه ای و هر گونه توضیحی وی را بازداشت کرده اند.ما جمعی از دانشجویان و مدافعان حقوق بشر، ضمن محکوم کردن این اقدام غیر قانونی، کارزار آزادی ایشان را راه اندازی می کنیم و تاکید داریم این کارزار هیچ گونه وابستگی به گروه ، حزب یا سازمانی ندارد و کاملا مستقل اداره می شود.&lt;br /&gt;برای حمایت از کارزار آزادی مهندس حشمت الله طبرزدی می توانید نام کامل خود و چنانچه دارای وبلاگی هستید نام وبلاگ را در قسمت نظرات تارنما ثبت کنید. و یا با آدرس ایمیل ما در زیر تماس بگیرید. عزیزانی که مطالبی در خصوص وضعیت مهندس طبرزدی تهیه کرده اند نیز می توانند مطلب خود را برای درج در سایت کارزار به آدرس ایمیل ما بفرستند&lt;br /&gt;&lt;a href="mailto:sostabarzadi@yahoo.com"&gt;sostabarzadi@yahoo.com&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4493131365333993418-4065540194295508554?l=mohandestabarzadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/feeds/4065540194295508554/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=4493131365333993418&amp;postID=4065540194295508554' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/4065540194295508554'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/4065540194295508554'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/2007/11/blog-post_257.html' title='&lt;div align=&quot;right&quot;&gt;كارزارآزادي مهندس طبرزدي راه اندازي شد&lt;/div&gt;'/><author><name>مهندس حشمت اله طبرزدی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05220502641989689533</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://www.sharemation.com/hti/mohandestabarzadi.jpg?uniq=-qysrl4'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4493131365333993418.post-5471135383862084299</id><published>2007-11-14T15:26:00.000+03:30</published><updated>2007-11-14T15:30:50.904+03:30</updated><title type='text'>حبس بدون محاكمه</title><content type='html'>&lt;a href="http://sufnews.blogspot.com/2007/11/blog-post_14.html"&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;سخنگوی برون مرزی جبهه دمکراتیک ایران اعلام کرد&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;strong&gt;بازگرداندن طبرزدي به زندان بدون محكوميت قضايي غيرقانوني است&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;خبرگزاری جبهه متحد دانشجویی:در پي احضار طبرزدي به دادگاه انقلاب از سوي قاضي حداد (قاضي كه درپيوند با رفسنجاني است )وبازگرداندن وي به زندان بدون محاكمه جديد،كيانوش سنجري سخنگوي برون مرزي جبهه دمكراتيك ايران درگفتگوي كوتاه با شبكه راديو تلويزيوني صداي امريكا اعلام كردبا توجه به پايان دوران محكوميت طبرزدي بازگرداندن وي به زندان بدون ابلاغ اتهام تازه غيرقانوني است.سنجري ضمن دفاع از دانشجويان دربند اميركبير ،بازداشت فعالين حقوق بشر نظيرعمادالدين باقي ،سپيده پورآقايي ،عباس خرسندي،منصورفرجي،روناك صفارزاده،هاناعبدي ومحكوميت عدنان حسن پوربه اعدام را مصاديق نقض حقوق انساني در ايران خواند وخواهان آزادي كليه زندانيا ن سياسي درايران شد.سخنگوي برون مرزي جبهه دمكراتيك ايران ازمجامع دفاع ازحقوق بشر درجهان خواست نسبت به موج جديد احضار وبازداشت فعالين سياسي وحقوق بشري در ايران سكوت ننمايند&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4493131365333993418-5471135383862084299?l=mohandestabarzadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/feeds/5471135383862084299/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=4493131365333993418&amp;postID=5471135383862084299' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/5471135383862084299'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/5471135383862084299'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/2007/11/blog-post_14.html' title='&lt;div align =&quot;right&quot;&gt;حبس بدون محاكمه&lt;/div&gt;'/><author><name>مهندس حشمت اله طبرزدی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05220502641989689533</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://www.sharemation.com/hti/mohandestabarzadi.jpg?uniq=-qysrl4'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4493131365333993418.post-1375326668268510046</id><published>2007-11-12T14:08:00.001+03:30</published><updated>2007-11-21T09:15:21.348+03:30</updated><title type='text'>بازتاب خبربازداشت مهندس طبرزدي دررسانه ها </title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;طبرزدي روانه زندان شد&lt;br /&gt;زارع زاده اردشير&lt;br /&gt;روز:&lt;br /&gt;به حکم قاضي حداد - دوشنبه 21 آبان 1386-2007.11.12&lt;br /&gt;حشمت الله طبرزدي‎ ‎روز گذشته در محل دادستاني تهران بازداشت و روانه زندان اوين شد. به گفته خانواده ‏طبرزدي، "او به دنبال احضار به معاونت امنيت دادستاني تهران، در آنجا حاضر ولي به حکم قاضي حسن حداد، ‏از آنجا روانه زندان اوين شد."‏&lt;br /&gt;به گفته خانواده وي‎ ‎‏"طبرزدي زماني که به زندان منتقل مي شد در تماس تلفني با منزل خبر دستگيري خود را ‏اعلام کرد."‏&lt;br /&gt;در همين ارتباط وکيل مدافع طبرزدي گفت مدت محكوميت او در مرداد ماه امسال پايان يافت و بازگرداندن وي به ‏زندان، بدون آنكه محكوميت جديدي متوجه او باشد، فاقد وجاهت قانوني و به منزله تعرضي آشكاربه حقوق ‏شهروندي است.‏&lt;br /&gt;حشمت الله طبرزدي، فعال سياسي پيش از اين به ۱۴ سال زندان محکوم شده بود. بر اساس حکم صادره از سوي ‏شعبه ي 26 دادگاه انقلاب، که در آن زمان قاضي حداد رياست آن را بر عهده داشت، حشمت الله طبرزدي به اتهام ‏تشکيل جبهه دمکراتيک ايران به 10 سال حبس، به‎ ‎اتهام توهين به رهبري به 2 سال حبس، به اتهام تبليغ عليه ‏نظام به 1 سال‏‎ ‎حبس، به اتهام تشويش اذهان عمومي به 1 سال حبس و همچنين به 10 سال محروميت از حقوق‏‎ ‎اجتماعي و تبعيد به زندان برازجان در جنوب کشور محکوم شده بود.‏&lt;br /&gt;‏ دادگاه تجديد نظر، اتهام تبليغ عليه نظام و تشويش اذهان عمومي را ادغام و مجازات تبعيد به زندان برازجان را ‏لغو کرده بود. از سوي ديگر حکم 10 سال حبس تعزيري وي به‏‎ ‎‏ اتهام تشکيل گروه غير قانوني در شعبه هفتم ‏ديوان عالي کشور به 5 سال‏‎ ‎تقليل يافته بود.‏حشمت الله طبرزدي پس از مدتي به شرط سکوت و عدم فعاليت سياسي به مرخصي فرستاده شد؛ بعد از آن دادگاه ‏انقلاب و وزارت‏‎ ‎اطلاعات بارها از وي خواست از نوشتن مقاله، انجام مصاحبه و تشکيل جلسه و ديگر فعاليت ‏هاي خود امتناع ورزد.طبرزدي آخرين بار از تهران در ميزگردي در صداي آمريکا شرکت کرد و خود درباره ‏اين محدوديت ها به تفصيل توضيح داد.‏&lt;br /&gt;جبهه دمکراتيک ايران، که حشمت طبرزدي دبير کل آن است، با انتشار بيانيه اي بازداشت طبرزدي را محکوم ‏کرد. ‏&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.roozonline.com/archives/2007/11/post_4729.php"&gt;http://www.roozonline.com/archives/2007/11/post_4729.php&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;……………………………………………………………………………………….&lt;br /&gt;طبرزدی دستگیر شد طبرزدی صبح یکشنبه توسط معاونت امنیت دادستانی تهران به زندان اوین فرستاده شد&lt;br /&gt;اخبار روز: &lt;a href="https://shayandegi.com/nph-proxy.cgi/010110A/53616c7465645f5fbc527689e9869248c253dcad61098da6163157b56a7b2755e73b68e761cdb2eb37a2825ec8fcf6d7"&gt;https://shayandegi.com/nph-proxy.cgi/010110A/53616c7465645f5fbc527689e9869248c253dcad61098da6163157b56a7b2755e73b68e761cdb2eb37a2825ec8fcf6d7&lt;/a&gt;يکشنبه ۲۰ آبان ۱٣٨۶ - ۱۱ نوامبر ۲۰۰۷&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی: مهندس حشمت الله طبرزدی دبیر کل جبهه دمکراتیک ایران صبح امروز (یکشنبه) در محل معاونت امنیت دادستانی تهران دستگیر و روانه زندان اوین شد. به گزارش واحد خبری کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی، حشمت الله طبرزدی که در مرخصی به سر می برد توسط معاونت امنیت دادستانی تهران احضار شده بود که پس از حضور در دفتر قاضی حسن حداد و بازجویی در این معاونت، با حکم قاضی حداد بازداشت شد. طبرزدی پیش از این به ۱۴ سال زندان محکوم شده بود که این حکم در مرحله تجدید نظر به نصف کاهش یافته بود. او با پیگیری های خانواده موفق شده بود از مرخصی به شرط عدم فعالیت استفاده نماید اما در پی چندین احضار به وزارت اطلاعات و معاونت امنیت دادستانی و تهدید به بازداشت، نهایتا امروز یکشنبه در دفتر معاونت امنیت دادستان تهران بازداشت شد.&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.iran-chabar.de/news.jsp?essayId=12198"&gt;http://www.iran-chabar.de/news.jsp?essayId=12198&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;…………………………………………………………………………………………&lt;br /&gt;سلام دمكرات :&lt;br /&gt;آقاي مهندس حشمت الله طبرزدي دبير کل جبهه دموکراتيک بازداشت شد&lt;br /&gt;خبرنامه بوعلی سینا&lt;br /&gt;يكشنبه 11 نوامبر 2007, بوسيله ى &lt;a href="https://shayandegi.com/nph-proxy.cgi/010110A/53616c7465645f5f7f5ceb46f397e38abe6b8b5be61cae2ae7fd0264f8bd7dafa28e9af1c660a1247baaae3e91ad27e5b443d27f2ee133c2e93d834179bf8bad"&gt;دیاکو&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;در پي موج جديد بازداشت ها ، آقاي مهندس حشمت الله طبرزدي دبير کل جبهه دموکراتيک ايران که طي روز گذشته توسط قاضي حداد به دادگاه انقلاب احضار شده بود با مراجعه به دادگاه انقلاب درس اعت 9 صبح امروز توسط مامورين وزارت اطلاعات بازداشت شد وي با تماس تلفني کوتاه با منزل خبر از بازداشت خود داد.&lt;br /&gt;گفتني است بر اساس حکم صادره از سوي شعبه ي 26 دادگاه انقلاب، اين روزنامه نگار و فعال سياسي به اتهام تشکيل جبهه دمکراتيک ايران به 10 سال حبس و به اتهام توهين به رهبري به 2 سال حبس و به اتهام تبليغ عليه نظام به 1 سال حبس و به اتهام تشويش اذهان عمومي به 1 سال حبس و 10 سال محروميت از حقوق اجتماعي محکوم شده بود.&lt;br /&gt;همچنين بر اساس اين حکم طبرزدي مي بايست ايام حبس خود را در يکي از زندان هاي جنوبي کشور مي گذراند که اين حکم توسط دادگاه تجديد نظر مجازات تبليغ عليه نظام و تشويش اذهان عمومي ِ طبرزدي را به دليل آنچه "يکي بودن با اتهام اقدام عليه امنيت کشور" خوانده بود حذف و اجراي مجازات اشد و حذف تحمل زندان در يکي از شهرهاي جنوبي کشور ِراي بدوي را تاييد کرده بود.&lt;br /&gt;لازم به ياد آوريست که حکم 10 سال حبس تعزيري آقاي حشمت الله طبرزدي به دليل تشکيل گروه غير قانوني توسط شعبه هفتم ديوان عالي کشور به 5 سال تقليل يافته بود .&lt;br /&gt;آقاي حشمت الله طبرزدي به شرط سکوت سياسي در مرخصي بسر مي برد و وزارت اطلاعات بارها به دليل درج برخي از مقالات ايشان در رسانه هاي برون مرزي وي را تهديد به بازداشت و تحمل حبس کرده بود.&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.salam-democrat.com/spip.php?article5517"&gt;http://www.salam-democrat.com/spip.php?article5517&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;……………………………………………………………………………………….&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حشمت الله طبرزدی به زندان بازگردانده شد&lt;br /&gt;یکشنبه، 20 آبان 1386&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ادوارنیوز: مهندس حشمت الله طبرزدی به زندان اوین بازگردانده شد. به گزارش خبرنگار ادوارنیوز با عدم موافقت مقامات قضایی با تمدید مرخصی حشمت الله طبرزدی وی به زندان اوین منتقل شده است. حشمت الله طبرزدی از شهریور ماه سال گذشته در مرخصی بسر می برده است&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.advarnews.us/humanright/6068.aspx"&gt;http://www.advarnews.us/humanright/6068.aspx&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;…………………………………………………………………………………………&lt;br /&gt;پيك ايران:&lt;br /&gt;فعالان حقوق بشر در ایران : بنا بر گزارشات رسیده آقای مهندس حشمت الله طبرزدی دبیر کل جبهه دموکراتیک طی ديروز بازداشت شد.در پی موج جدید بازداشت ها ، آقای مهندس حشمت الله طبرزدی دبیر کل جبهه دموکراتیک ایران که طی روز گذشته توسط قاضی حداد به دادگاه انقلاب احضار شده بود با مراجعه به دادگاه انقلاب درس اعت 9 صبح امروز توسط مامورین وزارت اطلاعات بازداشت شد وی با تماس تلفنی کوتاه با منزل خبر از بازداشت خود داد.گفتني است بر اساس حکم صادره از سوی شعبه ی 26 دادگاه انقلاب، این روزنامه نگار و فعال سیاسی به اتهام تشکیل جبهه دمکراتیک ایران به 10 سال حبس و به اتهام توهین به رهبری به 2 سال حبس و به اتهام تبلیغ علیه نظام به 1 سال حبس و به اتهام تشویش اذهان عمومی به 1 سال حبس و 10 سال محرومیت از حقوق اجتماعی محکوم شده بود. همچنین بر اساس این حکم طبرزدی می بایست ایام حبس خود را در یکی از زندان های جنوبی کشور می گذراند که این حکم توسط دادگاه تجدید نظر مجازات تبلیغ علیه نظام و تشویش اذهان عمومی ِ طبرزدی را به دلیل آنچه "یکی بودن با اتهام اقدام علیه امنیت کشور" خوانده بود حذف و اجرای مجازات اشد و حذف تحمل زندان در یکی از شهرهای جنوبی کشور ِرای بدوی را تایید کرده بود.لازم به یاد آوریست که حکم 10 سال حبس تعزیری آقای حشمت الله طبرزدی به دلیل تشکیل گروه غیر قانونی توسط شعبه هفتم دیوان عالی کشور به 5 سال تقلیل یافته بود .آقای حشمت الله طبرزدی به شرط سکوت سیاسی در مرخصی بسر می برد و وزارت اطلاعات بارها به دلیل درج برخی از مقالات ایشان در رسانه های برون مرزی وی را تهدید به بازداشت و تحمل حبس کرده بود.&lt;br /&gt;&lt;a href="http://web.peykeiran.com/new/iran/iran_news_body.aspx?ID=44908"&gt;http://web.peykeiran.com/new/iran/iran_news_body.aspx?ID=44908&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;…………………………………………………………………………………………..&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حشمت الله طبرزدی در اوين زندانی شد 11/11/2007&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.voanews.com/persian/2007-11-11-voa11.cfm"&gt;http://www.voanews.com/persian/2007-11-11-voa11.cfm&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;صداي آمريكا:&lt;br /&gt;حشمت الله طبرزدی، روزنامه نگار و فعال سياسی بامداد يکشنبه در پی احضار تلفنی و مراجعه به دفتر قاضی حداد، معاون امنيتی دادستانی تهران بازداشت و به بند عمومی زندان اوين منتقل شد.&lt;br /&gt;آقای طبرزدی در تماس کوتاهی با خانواده اين خبر را منتشر کرد. انگيزه احضار و دستگيری حشمت الله طبرزدی روشن نيست&lt;br /&gt;………………………………………………………………………………………….&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;آژانس خبري كوروش:&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بازداشت مهندس طبرزدي&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;21 آبان 1386 &lt;a title="بازگشت به صفحه قبل" href="https://shayandegi.com/nph-proxy.cgi/010110A/53616c7465645f5f073ae93bf5cc29976937054e9c2b5cf1839ae3f7e066af479e626b60f9df992149439f58253abc93"&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;همانگونه كه ازروند رخداد هاي اخير درعرصه داخلي انتظارمي رفت، صبح امروز شعبه 26 دادگاه انقلاب مهندس طبرزدي را تحت عنوان تمديد مرخصي احضار نموده اما پس ازحضوروي دردادگاه ماموران امنيتي او را به زندان اوين منتقل نمودند. اين درحالي است كه بنا به گفته وكيل طبرزدي مدت محكوميت طبرزدي درمرداد ماه امسال خاتمه يافته وبازگرداندن وي به زندان بدون آنكه محكوميت جديدي متوجه او گردد فاقد محمل قانوني و به منزله تعرضي آشكاربه حقوق شهروندي است. اين درشرايطي است كه سياست هاي خردگريز حاكميت ازيك سو كشوررا درآستانه جنگ ويرانگرديگري قرارداده وازسوي ديگربي كفايتي حكام هرروز تضييقات اقتصادي و اجتماعي تازه اي بر ضد ملت به بارآورده و انسداد سياسي مردم را ازامكان مشاركت درتعيين سرنوشت خود محروم مي سازد.درشرايطي كه آمارروزنامه نگاران دربند، كارگران ازكاربيكارشده، فرهنگيان بركنارازخدمت ، جوانان ودانشجويان بازداشت شده ، محاكمه هاي غيرقانوني و اعدام هاي انفرادي وجمعي و دريك كلام خيل مردم محروم ازحقوق شهروندي يگانه آمارهاي اين كشوراست كه سيرصعودي رانشان مي دهد.تامل دراين وضعيت مبين آن است كه جمله شاخصه هاي فوق حكايت ازناتواني وبي تدبيري حكام دراداره كشورمي نمايد. هنوزبازداشت شدگان 18 شهريورسپيده پورآقايي ، عباس خرسندي ، منصورفرجي ،قاسم شيرزاد، بهرام راسخي ،ميثم رودكي با اتهام نامعلوم درسلول هاي اوين به سرمي برند. هنوزازآزادي دانشجويان دربند دانشگاه پلي تكنيك منصوري ، توكلي وقصابان خبري نيست .هنوز عدنان حسن پور روزنامه نگاركرد زيرتيغ اعدام است. هنوزشمارقابل توجهي ازنيروهاي دمكراسي طلب در زندان هاي كردستان ، آذربايجان ، خوزستان و بلوچستان و ديگر نقاط اين كشوربه جرم بيان وقلم خود دراسارتند. جبهه دمكراتيك ايران ضمن دعوت ازمدافعان حقوق بشر در داخل وخارج كشوربه اعتراض هماهنگ به نقض مستمرحقوق انسانها درايران برخواست مشترك احزاب و نيروهاي دمكراسي خواه مبني برآزادي كليه زندانيان سياسي وسرسپردن حكومتگران به مطالبات آزاديخواهانه وعدالت جويانه ملت ايران پاي مي فشرد و همچنين خواهان آزادي بي قيد و شرط همه آزادي طلبان دربند به ويژه مهندس حشمت اله طبرزدي دبيركل اين جبهه مي باشد. زنده باد آزادي گسسته باد زنجير استبداد/ برقرارباد دمكراسي تهران 20 آبان 1386 خورشيدي جبهه دمكراتيك ايران&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.cyrusnews.com/news/fa/?mi=31&amp;amp;ni=26691"&gt;http://www.cyrusnews.com/news/fa/?mi=31&amp;amp;ni=26691&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;…………………………………………………………………………………………&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;ايران پرس نيوز: بيانيه جبهه دمكراتيك ايران&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.iranpressnews.com/source/032283.htm"&gt;http://www.iranpressnews.com/source/032283.htm&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;…………………………………………………………………………………………..&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;خبرنت: بازگشت مهندس طبرزدي به اوين&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.khabarnet.info/index.php?option=com_content&amp;amp;task=view&amp;amp;id=2617&amp;amp;Itemid=46"&gt;http://www.khabarnet.info/index.php?option=com_content&amp;amp;task=view&amp;amp;id=2617&amp;amp;Itemid=46&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://rozane1.blogspot.com/"&gt;&lt;/a&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;............................................................................................&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;حبس طبرزدی پس از پایان دوره محکومیت نشانه بی قانونی نظام است&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;باخبر شدم مهندس طبرزدی دبیرکل جبهه دموکراتیک ایران و مشاور کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی در پی احضار به معاونت امنیت دادستانی تهران دستگیر و به زندان اوین منتقل شده اند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;این بازداشت بیش از آنکه بار دیگر سیاست های سرکوبگرانه ی دولت پادگانی را معلوم سازد نشان داد وزارت اطلاعات در حقیقت مرجع اصلی صدور حکم برای زندانیان سیاسی بوده و قوه قضاییه تنها فاعل دستورات این وزارت خانه است&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حکم چهارده سال حبس مهندس طبرزدی در دادگاه تجدید نظر به نیم کاهش یافته است اما در دفعات احضار ایشان به دفتر پیگیری وزارت اطلاعات به ایشان اعلام شده است مسئولان این وزارت خانه همچنان حکم ایشان را چهارده سال میدانند . این به معنی واقعی کلمه نشان دهنده ی روند بی قانون رسیدگی به پرونده ی متهمین سیاسی در نظام جهموری اسلامی است . وزارت اطلاعات با اعمال فشار بر قوه قضاییه و قضات وابسته به خود(نایبین وزارت اطلاعات)احکامی سنگین برای متهمین صادر و جای هیچ گونه تجدید نظری را باقی نیمگذارد.&lt;br /&gt;در این شرایط است که وقتی محمود احمدی نژاد ریاست دولت پادگانی سخن از آزادی در ایران می راند تمام اقشار جامعه از پیر و جوان به او نیش خند می زنند.&lt;br /&gt;وزارت اطلاعات به طور کلی تمامی فعالیت های دگر اندیشان را جاسوسی و همکاری با دشمن دانسته و از این رو تمامی فعالین سیاسی و حقوق بشری راهی به جز زندان در پیش ندارند . در ماه های گذشته زمانی که محسنی اژه ای وزیر اطلاعات اعلام کرد سالی سخت پیش روی نظام است همگان درک کردند که وزارت اطلاعات قصد دارد تمامی دگر اندیشان ایران را سرکوب کند . این سیاست های نظامی است که رهبرش نام آن را حکومت عدل علی گذاشته است!&lt;br /&gt;مسئولان نظام اسلامی قصد دارند فضای کشور را به دهه ی 60 بازگردانند اما باید بدانند مردم و جوانان آزادی خواه این کشور دیگر اجازه نخواهند داد آن سیستم حکم فرما شود و این خواب هرگز تعبیر نخواهد شد.&lt;br /&gt;تاکید میکنم وظیفه دفاع از مهندس طبرزدی بر عهده کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی می باشد و این نهاد مطمئنا پیگیری پرونده ی ایشان را در صدر برنامه های خود خواهد داشت . از سایر نهاد های حقوق بشری تقاضا دارم برای دفاع از مهندس طبرزدی با یکدیگر متحد باشند&lt;br /&gt;آرسام مصباحی&lt;br /&gt;دبیر و سخنگوی کمیته دانشجویی دفاع از زندانیان سیاسی&lt;br /&gt;دوشنبه 21 آبان 1386&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.arsamazad.blogspot.com/"&gt;http://www.arsamazad.blogspot.com/&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; .....................................................................................&lt;br /&gt;"عمر جهان بر من گذشته است".(به بهانه بازداشت مجدد حشمت طبرزدی)&lt;br /&gt;هر کس که به زندان می رود،به اندیشه فرو می روم.به نسبت و رابطه انسان،کرامت انسانی،آزادی،اندیشه،بیان و...فکر می کنم.به وعده هایی می اندیشم که به آنها عمل نشد.قرار بود ما بر سرنوشت خویش حاکم باشیم.قرار بود حتا مارکسیست هادر بیان عقاید خود آزاد باشند.به ما گفتند که شما سزاوار آزادی و استقلال هستید.گفتند که دو هزار وپانصد سال سلطه استبداد پایان یافته است و از این پس نسیم تبسم و مهربانی و مهرورزی وزیدن می گیرد.گفتند شما خاطره قرن ها بیداد در ذهن دارید و بارها به خون تان کشیده اند و ما این خطر ها و خاطره ها را از ضمیر شما دور خواهیم کرد.امروز،فردای آن روز است اما اندیشیدن هنوز خطر کردن است.آزادی محصور و محدود است.استقلالمان دریاچه خزر است که به غارت روس ها رفته است.کرامت انسانی،زهری است که در کام زهرای پزشک چکانده می شود."به سفره ما دیگر نشانی از نان نیست"و درد بی درمان بی نانی رسالت انسانی را به باد نسیان سپرده است . پیام آوران مهربانی و صلح و عشق و آزادی را به بهانه امنیت ملی به حبس می برند. یک لاقبای بی میز و منبر و کاغذ و قلمی چون طبرزدی می تواند تبر به ریشه کدام امنیت ملی زند؟ او که خود و برادران دیگرش برج موریانه ی ما را بر اعراب نگشودند و صدام را از خانه مان دور کردند .ایستادند تا معنای امنیت ملی باشند. باور کنید امنیت ملی را وعده های عمل ناکرده ی شمایان به خطر می اندازد.وعده هایی که یک از هزار آن به ظهور نرسید.گویا این تاریخ ما است که دوباره تکرار می شود.آری ...آری یادم آمد... جخ امروز از مادر نزاده ام نه عمر جهان بر من گذشته است. نزدیک ترین خاطره ام خاطره قرن هاست. بارها به خون مان کشیدند ... اعراب فریبم دادند برج موریانه را به دستان پر پینه ی خویش بر ایشان در گشودم مرا و همه گان را بر نطع سیاه نشاندند و گردن زدند. نماز گزاردم و قتل عام شدم که رافضی ام دانستند. نماز گزاردم و قتل عام شدم که قرمطی ام دانستند. آری آنها که دل در گرو آزادی و استقلال و آبادانی کشور دارند خود معنای امنیت ملی اند.عمادالدین باقی معنای بقای امنیت ملی است.طبرزدی به امنیت ملی معنا می دهد.دلارام علی و روناک صفارزاده و مریم ضیاء و دیگر زنان آزاده میهنم مصداق بارز نگاهبانی مرزهای امنیت ملی اند. وعده های خود را از یاد مبرید .می گفتید:مگر مشکل مملکت ما چند تار موی خانم هاست که آزادی آنان را محدود کنیم.می گفتید:نفت بر سر سفره های بی نان مان می آورید.نگذارید که باور کنیم این خوش باوری مان بوده است ،که باورتان کردیم.برایمان احساس خوشایندی نیست این احساس فریب خوردگی.نمی خواهیم باور کنیم که بر سرمان گول مالیده اید.این احساس آزارمان می دهد.نه باور نمی کنیم.باور نمی کنم.باور نمی کنم اما صدای شاعر میهنم – او که مدیحه ی هیچ قدرتمندی را نگفت و از هیچ زورمداری صله نپذیرفت –در گوش جانم طنین انداز است.. کوچ غریب را به یاد آور از غربتی به غربت دیگر، تا جست و جوی ایمان تنها فضیلت ما باشد. به یاد آر: تاریخ ما بی قراری بود نه باوری نه وطنی.(احمد شاملو) بهزاد مهرانی &lt;a href="http://www.behzadmehrani.blogfa.com/"&gt;www.behzadmehrani.blogfa.com&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;.................................................................................................................................&lt;br /&gt;&lt;a title="ادامه مطلب" href="https://shayandegi.com/nph-proxy.cgi/010110A/53616c7465645f5f6df558aad7271e3c5cbf87e68e9852e87c1aaad7f588e9cf86fe3ece41a50e9b8ecfa34900be362ea2ea43f5365feef82177261e111e6481"&gt;&lt;/a&gt;&lt;a title="ادامه مطلب" href="https://shayandegi.com/nph-proxy.cgi/010110A/53616c7465645f5f6df558aad7271e3c5cbf87e68e9852e87c1aaad7f588e9cf86fe3ece41a50e9b8ecfa34900be362ea2ea43f5365feef82177261e111e6481"&gt;بازداشت طبرزدي وپرسش ازاپوزيسيون خاموش&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;هر بار كه حكايت ديگرباربازداشت مهندس طبرزدي ره توشه كاروان خبر مي گردد اين تلنگر استفهام برانگيز نوازشگر اذهان است كه اگر هموندان و همراهان جبهه دمكراتيك ايران ويا جبهه متحد دانشجويي از مبارزات طبرزدي و اهداف اين مبارزه حمايت مي كنندهيچ پديده بديع و غيرقابل پيش بيني رخ نداده است وامري است قابل انتظار اما پرسش آنجاست كه افراد و جرياناتي كه همبستگي و هماهنگي در اهداف مشترك را پي مي جويند يا دست كم سرلوحه شعارهاي خود قرار مي دهند آنگاه كه دراين مسير كم سو يا بي فروغ ظاهر مي شوند آيا برخلاف باورها و معيارهاي خود گام بر نمي دارند؟ اگر برآيند بخشي از آسيب شناسي اپوزيسيون جمهوري اسلامي ايران بدرستي نا ظر بر اين امر باشد كه فاقد رهبري (خواه فردي يا جمعي) است. تدبير اين كاستي درگرو آن نيست كه افراد يا جريان ها و احزاب با توصيه و توصيف ذهني ويا خواهش و دست به دامن شدن درصدد رهبر سازي باشند . در واقع اين مهم پروسه اي است كه تنها در جريان عمل به هويت يابي عيني نايل خواهد شد. ازديگر سو لحاظ اين مولفه نيز طبيعي است كه احزاب ، گروهها و جريانات سياسي آنجابه مرزبندي و بازشناسي از يكديگر نايل گردند كه قادرباشند ازمشي ، باورها واهداف خاص خود پيروي كنند اما بطور قطع نيروها و جريان هايي كه در امر مبارزه تنها خود را مي بينند و در فرصت هاي مغتنم از كنشگري مناسب و تاثير گذار در مقاطعي كه نيازبه واكنش و تعامل مثبت است بازمي مانند به طور طبيعي در جايگاهي كه شايسته وسعت نظراست قرارنخواهند گرفت. اينكه حاكميت مترصد آن باشد از هر روندي كه غايت آن به پيدايي آلترناتيو ياري رساند ممانعت بعمل آورد امري شگفت آور نيست ضمن آنكه تشخيص اينگونه رويكردها هم دشوارنيست اما اينكه اپوزيسيون نسبت به درس ها ي پياپي سال هاي برباد رفته بي اعتنا گردد و با تنيدن در تارتنگ نظري باز هم داعيه دار پويش درمسير گره گشايي گره سياسي ايران باشد عجيب است. بي ترديد موارد نقض حقوق انسان ها در كشور ما ن به مرتبه اي از شيوع و وفور رسيده كه حتي شمارش آن در عرصه هاي مختلف براي هر آنكه خواهان وقوف به مرزهاي اين پهنه مرارت انگيز باشد خالي از اشكال و دشواري نخواهد بود اما آيا در انبوه اين عرصه هاي پرتعب نقاط روشن و قابل اتكا يافت نمي شود كه اجماع نيروهاي سياسي اپوزيسيون را موجب شود. آيا نقطه اي وجود ندارد كه با حربه توانمند همبستگي بتوان بر آن بنيادي را ساز كرد و گام ها بعدي را برآن استوار ساخت . شايد بازداشت طبرزدي را بتوان يكي ازآن نقاط برشمرد . حمايت ازآزادي طبرزدي آن هم دربرهه اي كه شتاب زدگي رژيم در اين مرحله از بازداشت وي موجب شد تا ظواهر امرنيز مراعات نشده و به رغم مستندات موجود درزندان اوين كه حاكي ازآن است دوره حبس و محكوميت وي به پايان رسيده درشيوه اي كه مقررات ناقص حاكم بر كشور نيز نافي آن است ومبين حركتي غيرقانوني است بدون طرح اتهام جديد و محكوميت تازه و بي هيچ توضيح مراجع رسمي حكومت اورا به زندان بازگردانده اند.آيا اين همان حركت اشتباه نيست كه بايد بخوبي ازآن بهره جست. به نظر مي رسد اين فرصت مغتنمي است براي تمهيد كارزاري گسترده. گرچه درداخل وخارج همواره روزنه هايي فرا راه جويندگان اين عرصه هاقابل يافتن است و البته انتظار از آن بخش اپوزيسيون كه آزادي عمل بيشتري دارند نيزافزونتراست. آيا درايتي درما هست تا اين تهديد را به فرصت بدل سازيم. محمد مسعود سلامتي &lt;a href="http://rozane1.blogspot.com/"&gt;http://rozane1.blogspot.com&lt;/a&gt;&lt;br /&gt; .........................................................................................................&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;کارزار آزادی مهندس طبرزدی راه اندازی شد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به نام آزادی&lt;br /&gt;بار دیگر مهندسحشمت الله طبرزدی به اوین ، خانه ی دومش، نامی که خود بر آن گذاشته، بازگشت. این در حالی بود که به گفته خلیل بهرامیان وکیل مدافع طبرزدی، محکومیت ایشان در مرداد ماه امسال به پایان رسیده بود و مسئولین دادگاه انقلاب ، دادستانی و وزارت اطلاعات بدون اتهام تازه ای و هر گونه توضیحی وی را بازداشت کرده اند.ما جمعی از دانشجویان و مدافعان حقوق بشر، ضمن محکوم کردن این اقدام غیر قانونی، کارزار آزادی ایشان را راه اندازی می کنیم و تاکید داریم این کارزار هیچ گونه وابستگی به گروه ، حزب یا سازمانی ندارد و کاملا مستقل اداره می شود&lt;br /&gt;&lt;a href="http://sostabarzadi.blogspot.com/"&gt;http://sostabarzadi.blogspot.com/&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;..........................................................................................................................&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پیام دانشجو همیشه زنده و باقی خواهد ماند&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پس از اینکه حکومت در برابر اطلاع رسانی های افشاگرانه ی پیام دانشجو چاره ائی جز برخورد قهر آمیز نیافت و آنرا بست ، بی شک به این نتیجه رسیده بود که محتوای آنرا مسدود کرده و دیگر افشاگری معنا پیدا نخواهد کرد. دریغ از اینکه پس از آن نشریات بسیاری ظهور یافته و جسارت بیان حقایق را یافتند. دیگر پیام دانشجو تنها جریده ی افشا گر نبود و نویسندگان آن بویژه مدیر مسئول مبرز آن تنها بیانگر حقایق از مفسدان درون و برون حکومت نبود.&lt;br /&gt;پس از بسته شدن پیام دانشجو ، نشریه ائی جدیدی تحت عنوان ندای دانشجو  توسط همان هیئت تحریریه بچاپ رسید که بخاطروجود جبر خفقانی بصورت پنهانی توزیع میگردید. چرا که رسالت روزنامه نگاری هیچ وقت از ذهن نویسندگان آن خارج نگردید. پس از آن بویژه در سالهای 76 تا اوایل 79  نشریات بسیاری طهور یافته و این رسالت را بدوش گرفتند.و باز هویت خویشتن و گزارش روز نیز توسط همان هیئت به چاپ رسید. در آن روزها به دلیل وجود اطلاع رسانی های متعدد که کاملا مسقل عمل میکردند توجه عموم را از رسانه های خارجی به سمت داخل کشاند. و این بزرگترین خاصیت آزادی قلم در یک جامعه است که در کشور استبداد زده ی جایگاه خود را باز یافت. اما افسوس که رژیم بیش از آنکه به مزایای آزادی بیاندیشد ، مضرات آنرا مورد توجه قرار داده و با آنان نیز برخورد نمود. افشاگری در مورد قتل های زنجیره ائی که توسط وزارت اطلاعات صورت میگرفت ، توسط همین نشریات بیان گردید. اما از آنجائیکه حکومت ، دوام خود را در خلاء اطلاعاتی مردم جسته و آگاهی را سم بزرگ تداوم حکومت خود میداند ،اقدام به بستن آن نشریات کرده و روزنامه نگاران بسیاری را روانه ی زندانها کرد. چه نشریاتی که در ده سال گذشته بصورت یکجا و یا فله ائی بسته نشدند و چه روزنامه نگارانی که به جرم قلم و افشاگری پای به شکنجه گاه های حکومت نگذاشتند. اما باز حاکمیت استبداد در اندیشه ی کور و کوته نظرانه ی خود ، بگیر و ببند را تنها راه چاره دانسته و همچنان با مسکن های موقتی خود التیام یافت.&lt;br /&gt;اما به فراخور زمان و پیشرفت تکنولوژیک رسانه ائی توجه پویندگان دموکراسی خواه سمت و سوئی دیگر یافت به گونه ائی که صدا و سیمای جمهوری اسلامی  جای خود را به شبکه های گسترده ی ماهواره ائی داده و نشریات پر هزینه و محدود جای خود را با سایت های بی شماراینترنتی سپرد. از سوی دیگر هجوم توده ها به ویژه جوانان و قشر روشنفکر جامعه – به دلیل ضعف رسانه ائی در کشور – به سمت رسانه های غیر قابل کنترل ، حکومت را چنان دچار سردر گمی و و آشفتگی نمود که چاره را در ایجاد خدشه در انتشار و پخش زنده ی اطلاع رسانی دید.تا حدی که پخش پارازیت های سرطان زا-  که جان و سلامت مردم را به مخاطره میاندازد- و بگیر و ببند دیش های ماهواره ائی که کاری ضد انسانی و اجتماعی بود رابرای جلوگیری از اطلاع رسانی های ماهواره ائی و فیلتر کردن سایت های اینترنتی را تنها راه جلوگیری از ابراز نظر و عقاید و حتی افشا گری های نخبگان در پیش گرفت .&lt;br /&gt;صد البته سایت نویسان و رایانه پردازان ازبگیر و ببندهای حکومت در امان نبودند.چراکه وبلاگ نویسان بسیاری که عمدتا جوانان و روشنفکران جامعه بودند به پای میز محاکمه رفته و زندان و شکنجه را به چشم دیدند.در همین اثنا تبلور وبلاگ پیام دانشجو که در دوران مرخصی مهندس حشمت الله طبرزدی ظهوری دوباره یافته بود حکومت را بر آن داشت تا ضمن برخورد قهری با نویسنده ی آن ، وبلاگ را بصورت کاملا سفید شده به نوعی مسدود نمود. دریغ از اینکه تبلور فزاینده ی اینگونه وبلاگها و سایت های اینترنتی ، ضعف حاکمیت را در برابر مبارزه ی تکنولوژیک عیان نمود.  &lt;br /&gt;القای رسانه های عمومی حکومتی به عنوان تنها رسانه های کشور که کاری بجز مجیز گوئی از عملکردهای غیر کارشناسان مجموعه ی حکومت ندارند و شغل شریف رسانه ائی را به گند آب دروغپردازی و تبلیغات مسموم تبدیل نموده اند ، نهایت تلاش خود را در جهت حفظ ظاهر نموده و بجای افشاگری در باره ی حقایق جامعه ، به گران شدن قیمت مرغ  و تخم مرغ پرداخته و به زعم خود جامعه را به سمت انتقاد و رسالت اطلاع رسانی !!! سوق داده اند. دریغ از اینکه عطش آگاهی داشتن از مسائل پشت پرده چنان جامعه را فرا گرفته که پر هزینه ترین وسایل ارتباط جمعی – از جمله صدا و سیما و نشریات رانت خوار – را رها کرده و توجه خود را معطوف غیر ساخته اند.بگونه ائی که دیگر کمتر خانه ائی را بدون ماهواره و یا کامپیوتر میتوان یافت.&lt;br /&gt;حشمت الله طبرزدی – علیرغم پایان دوران محکومیتش دوباره خود را در چهار چوب زندان اوین یافته و بدون هیچگونه اتهام جدیدی اینک در زندان اوین بسر میبرد. وبلاگ پیام دانشجو مسدود گردیده و ... اما با بازداشت طبرزدی ، طبرزدی ها رشد نموده و با مسدود شدن پیام دانشجو وبلاگ ها ساخته میگردد. گویا رژیم به تکرار اشتباهات تاریخی عادتی دیرینه دارد.چراکه پیام دانشجوهمیشه زنده است و باقی خواهد ماند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; امید عباسقلی نژاد29/8/1386&lt;br /&gt;&lt;a href="http://www.azadi1385.blogfa.com/post-7.aspx"&gt;http://www.azadi1385.blogfa.com/post-7.aspx&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4493131365333993418-1375326668268510046?l=mohandestabarzadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/feeds/1375326668268510046/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=4493131365333993418&amp;postID=1375326668268510046' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/1375326668268510046'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/1375326668268510046'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/2007/11/blog-post_4421.html' title='&lt;div align=&quot;right&quot;&gt;بازتاب خبربازداشت مهندس طبرزدي دررسانه ها &lt;/div&gt;'/><author><name>مهندس حشمت اله طبرزدی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05220502641989689533</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://www.sharemation.com/hti/mohandestabarzadi.jpg?uniq=-qysrl4'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4493131365333993418.post-529270154981866596</id><published>2007-11-12T14:06:00.000+03:30</published><updated>2007-11-12T14:08:26.588+03:30</updated><title type='text'> بيانيه جبهه دمكراتيك ايران/مهندس طبرزدي بازداشت شد</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;همانگونه كه ازروند رخداد هاي اخير درعرصه داخلي انتظارمي رفت، صبح امروز شعبه 26 دادگاه انقلاب مهندس طبرزدي را تحت عنوان تمديد مرخصي احضار نموده اما پس ازحضوروي دردادگاه ماموران امنيتي او را به زندان اوين منتقل نمودند. اين درحالي است كه بنا به گفته وكيل طبرزدي مدت محكوميت طبرزدي درمرداد ماه امسال خاتمه يافته وبازگرداندن وي به زندان بدون آنكه محكوميت جديدي متوجه او گردد فاقد محمل قانوني و به منزله تعرضي آشكاربه حقوق شهروندي است.&lt;br /&gt;اين درشرايطي است كه سياست هاي خردگريز حاكميت ازيك سو كشوررا درآستانه جنگ ويرانگرديگري قرارداده وازسوي ديگربي كفايتي حكام هرروز تضييقات اقتصادي و اجتماعي تازه اي بر ضد ملت به بارآورده و انسداد سياسي مردم را ازامكان مشاركت درتعيين سرنوشت خود محروم مي سازد.درشرايطي كه آمارروزنامه نگاران دربند، كارگران ازكاربيكارشده، فرهنگيان بركنارازخدمت ، جوانان ودانشجويان بازداشت شده ، محاكمه هاي غيرقانوني و اعدام هاي انفرادي وجمعي و دريك كلام خيل مردم محروم ازحقوق شهروندي يگانه آمارهاي اين كشوراست كه سيرصعودي رانشان مي دهد.تامل دراين وضعيت مبين آن است كه جمله شاخصه هاي فوق حكايت ازناتواني وبي تدبيري حكام دراداره كشورمي نمايد. هنوزبازداشت شدگان 18 شهريورسپيده پورآقايي ، عباس خرسندي ، منصورفرجي ،قاسم شيرزاد، بهرام راسخي ،ميثم رودكي با اتهام نامعلوم درسلول هاي اوين به سرمي برند. هنوزازآزادي دانشجويان دربند دانشگاه پلي تكنيك منصوري ، توكلي وقصابان خبري نيست .هنوز عدنان حسن پور روزنامه نگاركرد زيرتيغ اعدام است. هنوزشمارقابل توجهي ازنيروهاي دمكراسي طلب در زندان هاي كردستان ، آذربايجان ، خوزستان و بلوچستان و ديگر نقاط اين كشوربه جرم بيان وقلم خود دراسارتند. جبهه دمكراتيك ايران ضمن دعوت ازمدافعان حقوق بشر در داخل وخارج كشوربه اعتراض هماهنگ به نقض مستمرحقوق انسانها درايران برخواست مشترك احزاب و نيروهاي دمكراسي خواه مبني برآزادي كليه زندانيان سياسي وسرسپردن حكومتگران به مطالبات آزاديخواهانه وعدالت جويانه ملت ايران پاي مي فشرد و همچنين خواهان آزادي بي قيد و شرط همه آزادي طلبان دربند به ويژه مهندس حشمت اله طبرزدي دبيركل اين جبهه مي باشد.&lt;br /&gt;زنده باد آزادي&lt;br /&gt;گسسته باد زنجير استبداد/ برقرارباد دمكراسي&lt;br /&gt;تهران 20 آبان 1386 خورشيدي&lt;br /&gt;جبهه دمكراتيك ايران&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4493131365333993418-529270154981866596?l=mohandestabarzadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/feeds/529270154981866596/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=4493131365333993418&amp;postID=529270154981866596' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/529270154981866596'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/529270154981866596'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/2007/11/blog-post_2734.html' title='&lt;div align=&quot;right&quot;&gt; بيانيه جبهه دمكراتيك ايران/مهندس طبرزدي بازداشت شد&lt;/div&gt;'/><author><name>مهندس حشمت اله طبرزدی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05220502641989689533</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://www.sharemation.com/hti/mohandestabarzadi.jpg?uniq=-qysrl4'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4493131365333993418.post-6502313514235828645</id><published>2007-11-12T14:03:00.000+03:30</published><updated>2007-11-12T14:06:06.354+03:30</updated><title type='text'>بازگشت مهندس طبرزدی به اوین </title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;سرانجام پس از 13 ماه سکوت،مرخصی مهندس طبرزدی به پایان رسید.&lt;br /&gt;صبح دیروز در پی تماسی که از سوی معاونت امنیت دادگاه انقلاب (به وسیله ی آقای فلاح)  صورت گرفت،از مهندس طبرزدی خواسته شد که امروز راس ساعت 10 به منظور پاره ای از توضیحات به دفتر این شعبه مراجعه نماید.گفته شده که ایشان به مجرد حضور در دادگاه توسط ماموران حکومتی به زندان اوین منتقل گردیده است. ایشان هر ماه توسط عوامل وزارت اطلاعات جهت تمدید مرخصی مورد باز خواست و اعمال محدودیت هایی که فاقد هر نوع وجاهت قانونی بوده قرار می گرفت.انتظار خانواده ایشان از نتیجه ی  این ملاقات هرچیزی جز بازگشت وی به زندان بوده،به طوری که نگرانی خانواده پس از تاخیر در،بازگشت به منزل و تماس به دادگاه،این شک را در آنان قوت بخشید که طبرزدی بازداشت شده است.در صورتی که در تماس دادگاه با منزل ایشان،دلیل این ملاقات صرفا گفت و گو با قاضی حداد ذکر شده بود.لازم به ذکر است که محکومیت ایشان 8 مرداد ماه سال جاری به پایان رسیده است و ایشان در حال گذران حکم 10 سال محرویت اجتماعی خود به سرمی برد.همچنین خانواده و دوستان مهندس طبرزدی از وضعیت نامشخص ایشان ابراز نگرانی کرده و خواستار رسیدگی هرچه سریع تر به وضعیت ایشان هستند.&lt;br /&gt;                                                            20/آبان ماه/1386            &lt;br /&gt;    &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4493131365333993418-6502313514235828645?l=mohandestabarzadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/feeds/6502313514235828645/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=4493131365333993418&amp;postID=6502313514235828645' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/6502313514235828645'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/6502313514235828645'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/2007/11/blog-post_12.html' title='&lt;div align=&quot;right&quot;&gt;بازگشت مهندس طبرزدی به اوین &lt;/div&gt;'/><author><name>مهندس حشمت اله طبرزدی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05220502641989689533</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://www.sharemation.com/hti/mohandestabarzadi.jpg?uniq=-qysrl4'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4493131365333993418.post-5386272960963764272</id><published>2007-11-07T01:18:00.000+03:30</published><updated>2007-11-07T09:26:29.494+03:30</updated><title type='text'>پلات فرم همبستگي </title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;پلات فرم همبستـگي&lt;a title="" style="mso-footnote-id: ftn1" href="http://blogfa.com/Desktop/Post.aspx#_ftn1" name="_ftnref1"&gt;[1]&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;برنامه راهنماي عمل&lt;br /&gt;اكنون كه مساعي آزاديخواهان ايران درقالب جنبش همبستگي تبلور يافته و مي رود تا «همبستگي» به عنوان يك ضرورت تاريخي وعيني وبه نمادي براي جنبش دموكراسي خواهي و عدالت جويي ملت ايران تبديل شود .دروهله نخست شايسته است با بايد و نبايد هاي تئوريك ، راهكارهاي عملي يا «پلات فرم» اين جنبش مشخص شود. پيش ازاين «&lt;a href="http://idfravabet.blogfa.com/post-557.aspx"&gt;مانيفست&lt;/a&gt;»&lt;a title="" style="mso-footnote-id: ftn2" href="http://blogfa.com/Desktop/Post.aspx#_ftn2" name="_ftnref2"&gt;[2]&lt;/a&gt; جنبش ، اعلام گرديده اما در باره ي «پلات فرم» نياز به بررسي هاي جدي تر وجود دارد.&lt;br /&gt;اين مقوله بطورعام درمسير بحث وفحص با كوشندگان سياسي وپويندگان جنبش همبستگي وبطوراخص بيانگرديدگاه جبهه دمكراتيك ايران است . ازاين منظر همه آن كساني كه به اعلاميه جهاني حقوق بشر ، اصول دموكراسي ، آزادي ، عدالت ، برابري زن ومرد، سكولاريزم ، تماميت ارضي ايران و حقوق قوميت ها التزام نظري و عملي دارند، مي توانند در همبستگي شركت داشته باشند.&lt;br /&gt;فاكت هاي پيش گفته مخرج مشترك مطالبات عمومي و حداقل ها براي همبستگي است. يعني پذيرش تئوريك و التزام عملي به اصول برشمرده ، مي تواند اكثريت قاطع مردم و پيش از آن نخبگان را گرد هم آورد.&lt;br /&gt;اين جنبش نبايد هايي هم دارد.&lt;br /&gt;1- كسانيكه طرفدار حكومت ديني اعم از دموكراسي ديني يا غيرآن هستند نمي توانند درجنبش همبستگي حضور داشته باشند. اين نبايد همه ي نيروهايي كه به هر نحو خواهان ارتباط دين با سياست هستند و يا با رژيم ديني حاكم تعامل دارند را در برمي گيرد. حتي آن دسته از روشنفكران ديني كه با رژيم حاكم در گير هستند اگر چه ممكن است از شكل ويا نوعي از آزادي دفاع كنند ولي ازآن جاكه با حكومت ديني مرزبندي مشخصي ندارند وصراحتاً از اصول سكولاريزم دفاع نمي كنند امكان شركت در همبستگي راندارند . براي اين كه در هر مرحله اي از پيشرفت همبستگي اين احتمال وجود دارد كه آنان به طرفداري از دموكراسي به اصطلاح ديني وعليه همبستگي موضع گرفته و عملاً مسيرتفرقه راطي كنند. البته روشنفكران ديني و مخالفان وضعيت موجود اين فرصت را خواهند داشت كه در مسايل خاص با جنبش دموكراسي خواهي تعامل مثبت داشته باشند ولي حضور آنها در جنبش همبستگي قابل توجيه نيست . در عين حال هرگاه احزاب يا شخصيت هايي از دموكراسي خواهان بخواهند در پاره اي از مواضع تاكتيكي با طرفداران روشنفكري ديني غيرسكولارتعامل داشته باشند كه عمل آنها به نحوي توجيه سازدموكراسي ديني يا مشروعيت دهي به رژيم حاكم است نبايد درسامان رهبري كننده ي جنبش همبستگي جايي داشته باشند. تعامل روشنفكران و كنش گران سكولار با روشنفكران و كنش گران ديني صرفاً مي بايست درمسيردموكراسي خواهي و برضد رژيم حاكم باشد نه اينكه توجيه گرموقعيت اصلاح طلبان ديني همچون شركت در انتخابات و نفوذ در قدرت باشد . زيرا اين نحو ازتعامل حتي اگربه بهانه ي دفاع از آزادي هاي اساسي ملت يا دفاع از تماميت ارضي صورت بگيرد ازآنجا كه زمينه مشروعيت دهي به شكلي ازحكومت مذهبي اعم از ولايت مطلقه يا ولايت مشروطه را فراهم مي سازد برخلاف مسيرهمبستگي خواهد بود. شرايط فعلي به گونه اي است كه همبستگي مي بايست با تاكيد براصل سكولاريسم صورت بگيرد و تحت هيچ شرايطي زمينه ي تقويت گروههايي كه تحت هرشرايط وزيرهرعنوان رفتاري ازخود بروزمي دهند كه نه تنها درجهت تغييردموكراتيك رژيم وبلكه به نحوي خواهان تعامل با رژيم هستند . اگر در سامان رهبري جنبش همبستگي قراربگيرند درشرايط حساس به جنبش صدمه خواهند زد . پس اصل سكولاريزم و تاكيد برتغييررژيم مي بايست از شروط اساسي پذيرش هرحزب يا فرد براي قرار گرفتن درسامان رهبري كننده ي جنبش باشد. ازآن روكه مسيرعملي مبارزات فعلي ملت ايران در جهت سكولاريزم و تغيير رژيم است.&lt;br /&gt;2- دموكراسي خواهي و آزادي خواهي صراحتاً هژموني طلبي و خشونت گرايي را نفي مي كند. تجربه اثبات كرده است كه از راه قهرو خشونت با تكيه برجنگ ، ترور، كودتا و اسلحه نمي توان به يك دموكراسي پايدار رسيد. زيرا دموكراسي خواهي وآزادي خواهي پيش از آنكه به يك نظام خاص سياسي مرجوع باشد به يك فرهنگ و جنبش اجتماعي و مدني معطوف است. كسانيكه درصدد هستند دولت هاي بيگانه رابراي حمله ي نظامي به ايران تحريك كنند كه اين مساله ازگفته ها و نوشته هاي آنها آشكاراست و درنظر دارند در سايه ي اسلحه ي بيگانه دولت دموكرات خود را مستقر كنند نمي توانند دموكراسي خواه باشند . حتي آنهايي كه «هژموني طلب» اند و درپي اين هستند كه خود يا حزب مورد حمايت خود رابه عنوان تنها آلترناتيو يا آلترناتيو توانمند و ناجي معرفي كنند در جنبش دموكراسي خواهي جايي ندارند. همبستگي هيچ هژموني از سوي هيچ فرد يا سازمان رانمي پذيرد . براي اينكه به محض تبليغ هژموني يك ناجي يا پرچمداريا سازماني كه قادر است ملت رانجات بدهد زمينه هاي همبستگي به سمت يك پايه اي شدن و خروج ازتعامل و تعادل منحرف خواهد شد. دموكراسي خواهان واقعي و طرفداران همبستگي كساني هستند كه رسيدن به همبستگي را ازرهگذر يك كارگروهي و دسته جمعي و از راه مشاركت برابر تمامي سازمان هاي مدافع دموكراسي ببينند نه آنكه براي خود و حزب خود نقش ويژه يا تاريخي قايل باشند. طرفدار همبستگي حتي اگر در خود امكان خاصي سراغ داردكه زمينه هاي عيني و اجتماعي همبستگي را تقويت مي كند مي بايست به نحوي ازاين امكان بهره برداري كند كه ذهنيت فرصت طلب بودن يا قيموميت طلبي فردي و حزبي را فراهم نسازد.&lt;br /&gt;3- يكي ازموانع جدي برسرراه همبستگي حضور افراد و احزابي دراپوزيسيون است كه به سبكي اراده گرايانه و چون «شواليه » هايي براين باورند كه اگر ديگران حول رهبري آنان جمع شوند آنها قادر خواهند بود نقش تاريخي شان به عنوان ناجي رابازي كنند و ملت را به سمت پيروزي ببرند. اين اراده گرايان و شواليه هاي قرن بيست و يكم براي خود صرفاً شان رهبري قايل اند والبته پس ازآن را به ملت وا مي گذارند! ماداميكه اين اراده گرايان خود را برجنبش همبستگي تحميل كنند اين جنبــش به اهداف خود نايـل نمي گردد. درشرايطي كه همبستگي بيش ازهرزمان به عنوان يك ضرورت اجتماعي وسياسي بيش از هميشه خودنمايي مي كند مي بايست به بايد و نبايد هاي آن توجه كافي داشت. بايد از احزاب و گروههاي غيردموكرات كه البته شعاردموكراسي خواهي آنان گوش فلك راكركرده است خواست تا ازحساس مسووليت هاي تاريخي پرهيز كنند و تلاش نكنند نظرات خود رابه ديگران تحميل كنند. ما آموخته ايم كه نيازبه قيم نداشته باشيم هيچ فرد يا حزبي نيز از چنان اقتداريا توانمندي برخوردارنيست كه بخواهد به شكل انحصاري نقش منجي يا پرچمداري را براي ملت برعهده بگيرد. پيش از اين يك منجي به نام «هخا» براي رهبري و نجات ملت اعلام آمادگي كرد و آخرين ميخ رابرتابوت اراده گرايي و انديشه ي ناجي گرايانه وارد ساخت. امروز بيش از هرچيز جنبش همبستگي نيازمند اين انديشه ي دموكراتيك است كه بايد هويت فردي يا حزبي خود راصرفاً و صرفاً درهويت ملي مستحيل كرد تا بتوان به جنبشي قدرتمند دست يافت تا هيچ حزب و گروهي نيز احساس نكند قرار است از اعتبار و امكان او استفاده ي ابزاري شود.&lt;br /&gt;هرگاه هر فرد در هرمقام علمي ، سياسي ، مبارزاتي و اجتماعي يا هر حزب و سازمان با هر ميزان از توانمندي باور كرد كه رسيدن به همبستگي به اين معنا نيست كه كسي احساس مسووليت تاريخي بكند و برعكس بايد نيروي خود را دراين جهت مصروف نمود كه جمع يا كثيري از افراد و احزاب به اين احساس مسووليت تاريخي برسند درآن صورت اولين و پايه اي ترين اصل همبستگي براي رهايي وضع گرديده است.&lt;br /&gt;4- درشرايطي فعلي جنبش دموكراسي خواهي ملت ايران داراي دودشمن غدار و قسم خورده است . رژيم سركوب گرجمهوري اسلامي و اپوزيسيون غيردموكرات ، تكليف آزاديخواهان با رژيم بسيار روشن است. براي اينكه اين رژيم از طريق سركوب و نفاق افكني سعي مي كند تا مانع از همبستگي بين دموكراسي خواهان بشود. دموكراسي خواهان نيز با تداوم مبارزات موثر و حفظ هوشياري ترفندهاي رژيم را نقش برآب خواهند كرد. اما اين اپوزيسيون غيردموكرات است كه با انحصار طلبي ، رقابت منفي ، قدرت طلبي ، لجن پراكني و رفتار غيرمسوولانه اش،ازپشت خنجرخود را بر پيكرجنبش دموكراسي خواهي فرومي كند . اپوزيسيون غيردموكرات صرفاً در فكرقدرت طلبي انتقامجويي و تحميل خواسته هاي خود بر ديگران است . اگر دموكراسي خواهان بخواهند درمسير همبستگي قدم بردارند مجبور هستند از شيوه هايي استفاده كنند كه از شر اين دو دشمن درامان باشند.&lt;br /&gt;دريك دهه گذشته جنبش نوپا ي دموكراسي خواهي ايران بيش از آنكه از ناحيه ي سركوب ها ي رژيم اسبتدادي حاكم صدمه ببيند از ناحيه ي اپوزيسيون غير دموكرات ، هتاك ، قدرت طلب و اختلاف افكن لطمه خورده است. مادام كه جنبش دموكراسي خواهي نتواند مرزبندي مشخصي با اپوزيسيون غيردموكرات داشته باشد، اميد به همبستگي ملي يك امرخيالي بيش نخواهد بود.&lt;br /&gt;5- جنبش همبستگي از يك سو نيازمند اين است كه با اتخاذ تاكتيك هاي نو و موثر در مقابل ديكتاتوري مذهبي حاكم را ه را براي پيشبرد جنبش دموكراسي خواهي پيش ببرد. از ديگر سو مي بايست با طرفداران دموكراسي ديني و لابي هاي حكومت مذهبي مرزبندي داشته باشد تا آنان نتوانند دراين جنبش به صورت ابزاري در جهت مشروعيت دادن به حكومت ازراه شركت در انتخابات سوء استفاده كنند. درعين حال يكي ازكارهاي ديگري كه جنبش مي بايست انجام بدهد اين است كه مسيري را طي كند كه عملاً با اپوزيسيون غيردموكرات مرزبندي داشته باشد. زيرا دربين همين اپوزيسيون گروههايي هستند كه به لحاظ ضديت با دموكراسي خواهي و حقوق بشر از رژيم جمهوري اسلامي به مراتب بدترند. آنها تنها دراين فكر هستند كه از طريق حمله نظامي به ايران و سرنگوني احتمالي رژيم قدرت را در دست بگيرند و احساس انتقامجويي ، قدرت طلبي و خشونت ورزي خود را اشباع كنند. اين ها رسيدن به قدرت را هدف اصلي خود مي دانند اما طرفداري ازدموكراسي و آزادي را پوشش آن هدف پليد خود قرر داده اند. بعيد است اپوزيسيون دموكرات و آزادي خواهان اين گروه را نشناسند. تنها مشكلي كه وجود دارد اين است كه اپوزيسيون دموكرات هنوز نتوانسته براي مبارزات خود شيوه اي را درپيش بگيرد كه جبهه ي خود را ازاين عناصر غير دموكرات تفكيك كند.&lt;br /&gt;6- اين شعار كلي كه براي پرهيز از جنگ يا براي جلوگيري از تجزيه و هرج و مرج مي بايست همبستگي داشت نمي تواند را ه حل درستي باشد براي رسيدن به همبستگي مي بايست راهكارمعيني داشت تا ازاين طريق بتوان به اهداف واقعي دست يافت . در واقع راهكاري كه براي رسيدن به همبستگي ارايه مي دهيم وجه فارق مبارزات ما از اقتدارگرايان حاكم ، اصلاح طلبان و اپوزيسيون غيردموكرات خواهد بود. چرا كه احمدي نژاد هم مي تواند از شعار همبستگي ملي براي كشاندن مملكت به يك جنگ خانمانسوزبهره بگيرد. كمااينكه اصلاح طلبان نيز در اين صدد هستند كه با ايجاد همبستگي ملي بارديگر به حكومت برگردند و براي رژيم فرصت بخرند.همچنين اپوزيسيون غيردموكرات نيز بسيارعلاقه مند است تا زيرپرچم همبستگي ملي قدرت خود را بازتوليد كند ويك بار ديگر بساط انتقامجويي و سركوب را بگستراند . پس محتوا و شيوه رسيدن به آن يا به عبارت دقيق تر ، «مدلي » ازجنبش همبستگي است كه طرفداران دموكراسي حقوق بشر و سكولاريزم را از سه دسته ي ديگر تفكيك مي كند. اين همان چيزي است كه آن را «پلات فرم» جنبش همبستگي مي ناميم . انتظاردارم اين ديدگاه مورد نقد و بررسي دموكراسي خواهان قراربگيرد و زمينه ي شفافيت و مرزبندي بيشتر بين دموكراسي خواهان واقعي از مدعيان دموكراسي را فراهم سازد.محتواي جنبش از زمينه ي اجتماعي اش و روش مبارزه جدا نخواهد بود. اگرانديشه به عنوان راهنماي عمل و در عين حال عمل متكي به انديشه از طريق يك «مدل» معين عرضه شود مي توان به يك برداشت درست از همبستگي براي دموكراسي و حقوق بشر دست يافت. اگر «مدل» مبارزه ي جنبش هاي درون مرز رابه عنوان يك «&lt;a href="http://www.rozane1.blogspot.com/"&gt;بديل&lt;/a&gt; »&lt;a title="" style="mso-footnote-id: ftn3" href="http://blogfa.com/Desktop/Post.aspx#_ftn3" name="_ftnref3"&gt;[3]&lt;/a&gt; درنظربياوريم تاحدودي برنامه ي همبستگي متعين خواهد شد. ما ازچنين مدلي حمايت مي كنيم.&lt;br /&gt;كسانيكه از مفهوم همبستگي به عنوان يك مفهوم مطلق استفاده مي كنند ، زمينه رابراي انحراف ازمسير يا سوءاستفاده ازيك ضرورت عيني فراهم مي سازند. ولي اگر گفته شود ، راه همبستگي از جنبش هاي درون مي گذرد، پيشاپيش نظريه ي تئوريك به روشي معين محدود شده است. زيرا جنبش دموكراسي خواهي در خلاء رشد نمي كند اين جنبش در طول زمان و در يك بسترمعين شكل مي گيرد و اهدافش از شيوه ي مبارزه اش جدا نخواهد بود.&lt;br /&gt;7- برخي مدعي اند با بسيج مردم به شكل پوپوليستي حول خواسته هاي كلي كه در رأس آنها سرنگوني است مي توان به همبستگي دست يافت. يعني همبستگي را درپيروي احزاب و مردم ازيك انديشه يا فرد به قصد سرنگوني يا تا لحظه ي سرنگوني معرفي مي كنند اين انديشه اگر چه مي تواند در سرنگوني يا تالحظه ي سرنگوني از راه بسيج توده ها موفق باشد اما سازوكار دموكراسي خواهي را درنظر نمي گيرد. اما انديشه ي معطوف به دموكراسي و نه سرنگوني صرف بيش و پيش از سرنگوني طلبي دغدغه ي دموكراسي براي آينده را دارد.به همين دليل برنقش احزاب سياسي ، سازمان ها ، جنبش هاي اجتماعي و حضور تعريف شده ي لايه هاي گوناگون اجتماع بيش از بسيج توده ها تاكيد دارد. «مدل سرنگوني طلبي» دقيقاً درمقابل «مدل تغيير»&lt;a title="" style="mso-footnote-id: ftn4" href="http://blogfa.com/Desktop/Post.aspx#_ftn4" name="_ftnref4"&gt;[4]&lt;/a&gt;قراردارد. عناصر سرنگون طلب به جابه جايي قدرت مي انديشند. اما تغييرطلب ها (تحول گرايان) برنهادينه شدن آزادي ، دموكراسي و حقوق بشر از طريق فرهنگ سازي نظردارند. سرنگوني طلب ها براي مشروعيت دادن به شعارهاي خود و توجيه نظراتشان به خواسته هاي ملي مثل پرهيز از جنگ ، پرهيز از تجزيه ي كشور ويا حمايت از مردم تمسك مي جويند اگر چه اين استنادها درست و قابل دفاع است اما از آنجا كه برنامه ي معيني براي آن وجود ندارد وسرنگوني از هر راه حتي دخالت نظامي بيگانه را توجيــه مي كند نمي تواند به دموكراسي و عدالت منجر شود . زيرا همان نيروهايي كه به شكل توده وار وبا تمسك به خواسته هاي كلي بسيج شده اند، به راحتي عليه خواسته هاي ملي و دموكراسي خواهانه قابل بسيج مجدد خواهند بود. اما اگر به جاي تكيه بر شعارهاي كلي و عامه پسند و البته مشروع به روش هايي استناد شود كه نتيجه عملي اما درازمدت آن نهادينه شدن دموكراسي ، حقوق بشر، سكولاريزم و منافع ملي به جاي حركت هاي پوپوليستي باشد امكان بازتوليد خشونت و ديكتاتوري جديد بسيارضعيف خواهد شد.&lt;br /&gt;8- اولين گام اصولي براي تقويت انديشه ي همبستگي براي دموكراسي و حقوق بشرو سكولاريزم اين است كه همه ي آزادي خواهان و به ويژه اپوزيسيون دموكرات بپذيرد در پشت سرجنبش دموكراسي خواهي درون مرز قرار گرفته وازآن حمايت كند . برخي گمان ميگنند مي توان از بالاي سرجنبش درون پريد و بدون درنظر گرفتن زمينه هاي اجتماعي جنبش يا بدون اينكه در فرايند جنبش دموكراسي خواهي درون كشور قرارگرفت مقوله همبستگي براي سرنگوني را مطرح كرد. درصورتي كه اين كار حتي اگر عملي باشد براي دموكراسي ثمري دربرنخواهد داشت . اگرچنين اتفاقي هم بيفتد به همان سرنوشتي دچار مي شود كه در عراق و افغانستان تكرارشد . در نقطه ي مقابل ديدگاه تغيير به جاي سرنگوني ازاين نظريه دفاع مي كند كه همبستگي بايد يك امردرون زا باشد يعني همبستگي مي بايست دريك فرايند منطقي و از طريق جنبش هاي داخل قابل وصول باشد نه اينكه اين فرايند بخواهد آزاديخواهان بيروني را درنظرنگيرد و از امكانات آنها استفاده نكند بلكه براين است كه آزاديخواهان برون مرز و اپوزيسيون دموكرات برون مرزي با پذيرش الگوي دموكراسي خواهي دورن زا به جاي تحميل الگو از بيرون يا پريدن از فراز جنبش درون ويا تمايل به سرنگوني از طريق نيروهاي بيگانه صرفاً وصرفاً نيروهاي خود را در تقويت الگوي مبارزاتي درون مرزقراربدهند. اين الگوي دموكراسي خواهي هم چنين پاي مي فشارد بر:&lt;br /&gt;9- تشويق آحاد جامعه براي شناخت حقوق قانوني خود و تشكيل «ان . جي . اُ »&lt;a title="" style="mso-footnote-id: ftn5" href="http://blogfa.com/Desktop/Post.aspx#_ftn5" name="_ftnref5"&gt;[5]&lt;/a&gt; ها براي اعمال نظرات در حوزه هاي گوناگون دراين زمينه حقوق كودكان ، زنان ، كارگران واقوام از اولويت ويژه اي برخوردار است. هرگاه آحاد شهروندان يا لايه هاي اجتماعي به حقوق انساني و قانوني خود آگاه باشند و براي تحقق آن ازشيوه هاي دموكراتيك مثل تشكيل ان.جي.اُ، كمپين ، برگزاري تظاهرات ، ميتينگ ، تحصن و اعتصابات بهره ببرند. هيچ قدرتي قادر به جلو گيري از آنها نخواهد بود. دراين زمينه آموزش و آشنايي به حقوق اجتماعي و قوانين داخلي و بين المللي ازاهميت زيادي برخورداراست.&lt;br /&gt;10- كمك به لايه هاي گوناگون جامعه براي تشكيل سنديكا ، اتحاديه و سازمان هاي صنفي . علاوه براين كه آحاد شهروندان داراي حقوقي هستند كه در صورت شناخت آن مطالبه اش خواهند كرد هريك از صنوف داراي حقوق مشترك صنفي اند. مثلاً فرهنگيان ، كارگران ، پرستاران ، بازنشستگان ، مدرسان ، دانشجويان ، توليدگران و ساير شهروندان كه به ماهيت صنفي خود گردهم آمده اند بايد بتوانند اين حقوق را بشناسند وآن را مطالبه كنند. بدون ترديد براي رسيدن به اين هدف نياز است تا متناسب با خواسته هاي صنفي تشكل هايي داشته باشند . سرسختي حكومت در مقابل اين خواست قانوني بيانگراين است كه ديكتاتوري ، يكه تازي ، استعمار و بهره كشي وقتي ممكن خواهد بود كه هيچ تشكيلات صنفي قدرتمندي وجود نداشته باشد.&lt;br /&gt;11- براي دستيابي به تشكل هاي صنفي درحوزه هاي گوناگون نيازمند به بسيج نيروها يابه وجود آوردن جنبش هاي اجتماعي درآن زمينه خاص است . زيرا اين جنبش ها به عنوان نيروي فشار عمل مي كنند و حكومت را وادار به عقب نشيني خواهند كرد.جنبش هاي اجتماعي ازهمين رهگذرقابل بررسي اند اين جنبش ها حكومتگران را وا مي دارند تا قدم به قدم عقب نشيني كرده و اصناف گوناگون بتوانند تشكل هاي مورد نظررا به وجود بياورند واجازه ندهند حقوق مدني و اجتماعي آنان از سوي حكومت پايمال شود . براي مثال هرگاه تشكل هاي قدرتمند كارگري و جود داشته باشد ، كارگران قادر خواهند بود از همين طريق حقوق صنفي مثل قانون كار ، حق دستمزد ، بيمه هاي اجتماعي ، ازكارافتادگي و حقوق ديگررا مطالبه كنند . دراين حوزه جنبش هاي اجتماعي بستر ساز تشكل هاي صنفي خواهد بود.&lt;br /&gt;12- تأمين حقوق اجتماعي به تشكيل «ان.جي. اُ»ها و تشكل هاي صنفي براي به كارگيري در يك حوزه خاص ، محدود نخواهد شد. بلكه تشكل هاي حقوق بشري به مثابه حمايت كنندگان از شهروندان بي پناه درمقابل تجاوزات حكومت غيردمكراتيك نقش مهمي دارند. تشكل هاي حقوق بشري اگر چه شهروندان رابراي آشنايي به حقوق قانوني آموزش مي دهند اما همزمان به عنوان «آوانگارد» در حوزه هاي گوناگون صنفي يا فراصنفي عمل خواهند كرد. براي مثال دردفاع از حقوق زندانيان به ويژه زندانيان عقيدتي و سياسي يا دفاع ازحقوق روزنامه نگاران و كوشندگان سياسي نقش تشكل هاي مدافع حقوق بشر بسيار مهم است. براي اين كه همواره دربين لايه هاي گوناگون جامعه افرادي هستند كه بيش ازديگران براي دفاع ازحقوق آحاد شهروندان تلاش كرده و باقدرت حاكم درگيرمي شوند. تشكل هاي مدافع حقوق بشر بايد ازاين افراد يا تشكل هاي پيشرو درمقابل قانون شكنان حكومتي دفاع نمايند.&lt;br /&gt;13- عوامل و نهادهاي فعال در جنبش دموكراسي خواهي به «ان.جي. اُ» ها، سنديكا هاي صنفي ، انجمن هاي مدافع حقوق بشر و جنبش هاي اجتماعي محدود نخواهند شد. اين نهادهاي مدني به وجود آورندگان بدنه ي جامعه ي مدني هستند اما مبارزه براي دموكراسي به آن منحصرنخواهد شد. به بيان ديگر هرگاه افراد يا سازمان هايي وجود داشته باشند كه در حوزه هاي گوناگون شهروندان رابراي آشنايي به حقوق فردي ، صنفي و اجتماعي شان آموزش بدهند و يا مطالبات آنها را ازطريق يك سازو كار و كادرتشكيلاتي نمايندگي نمايند و تلاش كنند آنها را حول اهداف اجتماعي وصنفي معين گرد هم آورند ، فرايند طبيعي و منطقي جامعه مدني طي شده است. جامعه مدني اگراين گونه شكل بگيرد از هم گسيختن آ ن توسط قدرت حاكم ممكن نخواهد بود. ضمن اين كه رفتار حكومت ازطريق اين جامعه شكل يافته كنترل مي شود اما جامعه مدني بدون حضور احزاب و سازمان هاي قدرتمند تكميل نمي شود.&lt;br /&gt;احزاب تكميل كننده ي جنبش ها و تشكل ها ي صنفي و حقوق بشري اند. حتي اگر به لحاظ سخت افزاري جامعه ي مدني شكل بگيرد، احزاب براي دموكراسي يك ضرورت انكار ناپذيرند.ازآن روي كه اين احزاب و سازمان هاي سياسي اند كه حقوق اساسي صرف نظراز هرنوع عقيده ، جنسيت ، قوميت و صنف و طبقه را پيگيري مي كنند. دغدغه ي اصلي احزاب آزادي ، عدالت ، دخالت درسرنوشت و تشكيل دولت است. احزاب مبارزان قدرتمند ي هستند كه حريف هاي اصلي حكومت ها ي استبدادي و يا قدرت ها ي متجاوز به حقوق شهروندان به حساب مي آيند . احزاب اصولاً فراي مطالبات طبقاتي و صنفي درپي برنامه هاي كلان سياسي اند.&lt;br /&gt;14- در وضعيت موجود درايران تاحدودي بدنه ي جامعه مدني شكل گرفته است . يعني تعداد زيادي« ان . جي. اُ»، اتحاديه ، سنديكا و تشكل هاي مدافع حقوق شهروندان به وجود آمده است. همچنين جنبش هاي فعال اجتماعي هرروزبرفعاليت هاي خود مي افزايند و حكومت را به عقب نشيني وادار مي كنند. ضمن آنكه احزابي وجود دارند كه اگر چه از سوي حكومت به عنوان احزاب غير خودي يا غيرقانوني معرفي نشده اند اما اين احزاب به مبارزات خود براي رسيدن به دموكراسي و حاكميت ملي تلاش كرده اند. اين احزاب همچنين كوشيده اند پشتوانه هاي خوبي براي جنبش هاي فعال اجتماعي و تشكل هاي صنفي و« ان.جي . اُ» ها باشند.يكي از ضرورتهاي قطعي مبارزات درشرايط فعلي همبستگي بيشتر بين اين احزاب با تشكل هاي صنفي و رهبران جنبش هاي فعال اجتماعي است.&lt;br /&gt;ازديگرسو احزاب اصلاح طلب كه از سوي حاكميت مذهبي و ديكتاتوري حاكم به عنوان احزاب خودي يا قانوني شناخته مي شوند اين امكان عملي را دارند كه با استفاده از برخي امكانات موجود به نحوي در قدرت شريك شده و با به براه انداختن يك نوع چالش درون حكومتي ناخواسته را ه را بردموكراسي خواهان واقعي هموار سازند .احزاب سكولار و غير خودي بدون اينكه مرزبندي خود با احزاب خودي و غير سكولار را برهم بزنند ويا دست به عملي بزنند كه نتيجه ي آن مشروعيت بخشي به ديكتاتوري مذهبي باشد. نتيجه ي بخشي از فعاليت هاي احزاب خودي يا اصلاح طلب را به نفع جنبش دموكراسي خواهي مي دانند به همين دليل استراتژي جنبش دموكراسي خواهي اين است كه ضمن حفظ استراتژي تغييير دموكراتيك رژيم و تاكيد برتحريم هرنوع فعاليتي كه به نحوي ولو غير مستقيم مشروعيت دهي به حكومت مذهبي رادرپي داشته باشد، ازپيروزي اصلاح طلبان استقبال كند . خواسته هميشگي جنبش دموكراسي خواهي درباره ي رفراندوم هاي كنترل شده ي رژيم كه تحت عنوان انتخابات و تقريباً هرسال يك بار صورت مي گيرد ، اين است تحريم وحضورحداقلي اما پيروزي اصلاح طلبان، اين استراتژي ضمن اينكه مانع ازاين مي شود كه توده ها پشت سررژيم قرار بگيرند ازديگر سو از فرصت حداقلي به وجود آمده براي نفوذ بخشي از اصلاح طلبان در قدرت استفاده مي شود. بايد پذيرفت فرصت 8 ساله دوران حاكميت اصلاح طلبان اگرچه هزينه زيادي برجنبش تحميل كرد اما همزمان شرايط مناسبي براي تشكيل «ان.جي.اُ»ها وساير نهادهاي مدني رانيزبه وجود آورد. پس اگر چه جنبش همبستگي حضوراصلاح طلبان درسامان رهبري خود را نمي پذيرد اما ازوجود آنها براي جلوگيري از يك دست شدن قدرت را مغتنم شمرده و درپاره اي ازفعاليت ها به صورت تاكتيكي با آنان تعامل مثبت اما مشروط خواهد داشت.&lt;br /&gt;15- براي رسيدن به يك همبستگي عيني و منطقي لازم است انديشه ي همبستگي از درون ساختار جامعه ي مدني با لحاظ اجزا و بخش ها ، پايه ها و ارگانيزم آن تراوش كند . نمايندگان «ان.جي.اُ» ها ، سنديكا ها ، جنبشها و احزاب گوناگون به شكلي درون زا و منطقي به ضرورت يك نوع همبستگي معطوف به دموكراسي ، حقوق بشر ، عدالت خواهي و سكولاريزم برسند. واين فرايند البته فرع براين است كه جامعه ي مدني با اركان فوق الاشاره شكل گرفته باشد. ايراد اصولي اين است كه حكومت هاي ديكتاتوري ازشكل گيري منطقي اركان جامعه ي مدني جلوگيري مي كنند و حكومت مذهبي حاكم برايران ازاين قاعده مستثنا نيست . همين امربهانه به دست اپوزيسيون غيردموكرات مي دهد تا با بيان اقدامات غيرموجه حكومت به جامعه بقبولاند كه تنها راه رسيدن به دموكراسي سرنگوني از هرراه است. اما پاسخ ما براي اين وضعيت ازراه حل سرنگوني طلبان غيردموكرات متفاوت است. ما براين باوريم كه اگر چه حكومت ديكتاتوري مذهبي ازشكل گيري جامعه ي مدني جلوگيري كرده است اما به دليل اين كه تلاش براي رسيدن به حقوق مدني به صورت يك امر نسبتاً عمومي در آمده است حكومت عملاً منفعل شده است . بنابراين اقدامات سركوبگرانه ي حكومت براي جلوگيري از تشكيل جامعه مدني با عطف به اركان و كليت آن نبايد زمينه ساز براي كساني باشد كه صرفاً به سرنگوني و جابه جايي درقدرت سياسي مي انديشند. جامعه مدني اعم ازاين كه يك دولت غيردموكراتيك برسركار باشد يا حتي حكومتي دموكراتيك برسركاربيايد مي بايست فرصت اين را داشته باشد تا خود را شكل بدهد تا هنگاميكه اين جامعه شكل نگيرد هيچ نوع دموكراسي پايدارنخواهد بود. درعين حال انديشه ي همبستگي مي بايست از رهگذر همين وضعيت نيم بند جامعه مدني به وجود بيايد. احزاب ، سنديكاها،جنبش ها و«ان.جي.اُ»ها به مروربه اين نتيجه برسند كه ازراه همبستگي ملي خواسته هاي آنان نيز بهتر تأمين خواهد شد. اين پروسه ازراه تغيير رژيم تكميل مي شود. ما ازاين نوع همبستگي به «همبستگي درون زا و معطوف به دموكراسي و حقوق بشر » ياد مي كنيم . مدافع اين نوع ازهمبستگي هستيم و براي آن تلاش خواهيم كرد. نيروهاي اپوزيسيون دموكرات به ويژه ازبرون مرز مي توانند امكانات خود را براي تقويت اين نوع از همبستگي بسيج كنند. نه اينكه بخواهند مدل مورد نظر خود را برجنبش درون تحميل كنند.همبستگي درون زا و معطوف به دموكراسي دريك بستر منطقي شكل مي گيرد و رشد آن متناسب با رشد جامعه ي مدني وميزان رشد يافتگي احزاب و اپوزيسيون دموكرات است. اگر اين نوع ازهمبستگي پذيرفته شودهماهنگي وتعامل بسيارخوبي بين آزاديخواهان دردرون وبرون مرزبه وجود مي آيد. زيرا مساعي همگان براي تقويت بنيان هاي دموكراتيك خواهد بود.&lt;br /&gt;دموكراسي خواهان و طرفداران انديشه ي تغيير دموكراتيك رژيم پابه پاي رشد جامعه مدني مي توانند نيروهاي خود را براي تقويت مبارزات درون و حمايت از جنبش هاي اجتماعي قرار بدهند. اين كار از طريق تشكيل «پيك هاي همبستگي » راحت تر به جلو خواهد رفت. پيك هاي همبستگي عبارتند از: هسته ها و كميته هاي چند نفره كه به موازات هم وبه شكل افقي تشكيل مي شود تا ارتباط مبارزين و جنبش هاي اجتماعي را تسهيل كرده و انديشه ي همبستگي معطوف به دموكراسي ، عدالت و حقوق بشر را تكثير نمايد. اي بسا چنين پيك هايي در قالب كميته ، كانون ، جبهه و يا حتي توسط چند نفر به وجود بيايد. مهم اين است كه پيك هاي همبستگي داراي «پلات فرم» مشخص بوده و براصل همبستگي تاكيد داشته باشند. تشكيل جلسات بين فعالين جنبش ، بين احزاب ، بين مبارزين درسطوح گوناگون وازداخل و خارج درراستاي اقدامات «پيك هاي همبستگي » است كه بدون اين كه بخواهند هژموني فرد يا گروه خاص را برجنبش همبستگي حاكم كنند،زمينه هاي عيني جنبش را فراهم مي كنند. اگر براي هماهنگ كردن «پيك هاي همبستگي »، «كارگاه هاي همبستگي» به منظور انجام بحث و گفتگو و نزديك كردن ديدگاه ها ي متفاوت به وجود آيد ، فرايند همبستگي سريع تر طي خواهد شد. مضمون حركت و كوشش «پيك هاي همبستگي » نبايد از مسير جنبش دموكراسي خواهي جداباشد. اين پيك ها مي بايست ازدرون جنبش به وجود بيايند. در وضعيت محلي ، «پيك هاي همبستگي » به عنوان كانون هاي فعال براي ايجاد ارتباط بين تشكل ها ، احزاب و جنبش هاي دموكراسي خواه ، مي توانند چند اقدام مهم را انجام بدهند. سعي آنها براين باشد كه برمخرج مشترك همه ي دموكراسي خواهان تاكيد كرده واز هرنوع خرده گفتمان مثل جنسيت گرايي،قوميت گرايي، طرفداري از مدل حكومت آينده يا حتي گفتمان ليبرال دموكراسي يا سوسيال دموكراسي پرهيز كنند . بايد گفتمان ملي جانشين خرده گفتمان ها بشود. از هويت حزبي و فردي به نفع هويت جمعي تا آنجا كه به شركت در جنبش همبستگي مربوط مي شود ، صرفنظركنند و اين اقدام علاوه براين كه موجب نزديك ترشدن ديدگاه ها به همديگرخواهد شد از تأثيرتخريب رژيم واپوزيسيون غيردموكرات مي كاهد . فراموش نكنيم كه همبستگي درون زا و معطوف به دموكراسي و حقوق بشرداراي دو دشمن قدرتمند يعني رژيم و اپوزيسيون غيردموكرات است. بايد تقويت مبارزات محورهمه ي تلاش هاي «پيك هاي همبستگي » قراربگيرد.اين كارازراه تلاش براي آزادي كليه زندانيان سياسي، تقويت فعاليت هاي حقوق بشري و تلاش براي بردن پرونده ي نقض سيستماتيك حقوق بشرازسوي رژيم به شوراي امنيت سازمان ملل به منظوراعمال تحريمهاي هوشمند عليه رژيم، حمايت از خواسته هاي جنبش هاي فعال اجتماعي از جمله زنان ، اقوام، دانشجويان ، فرهنگيان و كارگران صورت خواهد گرفت.&lt;br /&gt;درهمه ي اين زمينه ها «اپوزيسيون دموكرات» مي تواند پا به پاي مبارزين وآزاديخواهان درون مرزتلاش كند و زمينه هاي همبستگي درون زا را فراهم سازند .راه مبارزه مشخص است و برنامه هاي آن نيز قابل تدوين مي باشد. كسانيكه ازپيش نوع خاص ازحكومت را درنظردارند ويا براي كسب قدرت ويا براي اينكه رهبريا رييس جمهوري ويا شاه و نخست وزيرشوند ، مبارزه مي كنند حق ندارند مدل هاي مورد نظر خود را به جنبش همبستگي معطوف به دموكراسي و حقوق بشرتحميل كنند.&lt;br /&gt;همچنين اصلاح طلبان عملاً نمي توانند دراين جنبش حضورداشته باشند . بدين جهت كه آنان به اصول دموكراسي و سكولاريزم پايبندي ندارند و به نحوي در جهت تقويت نوعي از حكومت مذهبي تلاش مي كنند. البته تمام احزاب ، سازمانها و شخصيت هاي دموكرات حق دارند برنامه هاي سياسي و حزبي خود را براي ايران پس از رهايي و پيروزي را درنظرداشته باشند اما براي دموكراسي خواهان اولويت در همبستگي و تقويت مبارزات اصولي و رهايي بخش است . ازآنجا كه دموكراسي خواهان به لحاظ برنامه هاي سياسي آينده ، داراي اختلافات فرواني هستند ، تنها راه همبستگي توافق بربرنامه اي است كه صرفاً برتقويت مبارزات ملي و جنبش هاي اجتماعي تاكيد مي كند.&lt;br /&gt;دريك دهه ي گذشته جنبش دموكراسي خواهي ملت ايران عملاً گام هاي بزرگي به سمت آزادي ، دموكراسي ، سكولاريزم و حقوق بشر برداشته است. اين جنبش همچنان اثبات كرده كه صلاحيت رهبري خواسته هاي ملي را دارد. اپوزيسيون دموكرات نيزعملاً اثبات كرده است كه خواهان تقويت اين جنبش است. درشرايط فعلي اپوزيسيون دموكرات بايد مراقب باشد اپوزيسيون غير دموكرات نخواهد به بهانه ي بسيج نيروها براي براندازي عملاً حركت هاي پوپوليستي را جايگزين جنبش دموكراسي خواهي كند. زيرا جنبش درون تحت هيچ شرايطي تسليم افراد قدرت طلب وپوپوليست نخواهد شد. براي تقويت دموكراسي وحقوق بشر مي بايست مسير طي شده را تقويت كرد. نه اينكه آن را دور زد يا ازفرازآن پريد. «پلات فرم » همبستگي معطوف به دموكراسي و حقوق بشر ، سكولاريزم و عدالت خواهي راه تقويت جنبش براي تغيير رژيم و رسيدن به آزادي را روشن مي كند درعين حال اكيداً در انتظارديدگاه هاي متفاوت هستيم. بايد اذعان نمود انديشه همبستگي درون زا و معطوف به دموكراسي و حقوق بشربرنامه اي براي شرايط عادي است. هرگاه كشور در شرايط جنگ و بحران ناشي از آن قراربگيرد، قطعاً انديشه ي دموكراسي خواهي وحقوق بشرراباخود خواهد بلعيد. پيشا پيش اين نظريه، طرفداران براندازي را به حمايت از تغييرات گام به گام و دموكراتيك يا انقلاب نرم فراخوانده است. به طرفداران براندازي حق مي دهيم اين مدل مبارزاتي رابرنتابند و برمدل خود پافشاري كنند اما اين انتظارهست كه اين بحث ضمن مرزبندي بين دو ديدگاه اكيدا، دو طرف را به يك ديالكتيك تئوريك و حتي عيني وادارد.&lt;br /&gt;13 آبان ماه 1386 خورشيدي/ايران/ تهران&lt;br /&gt;جبهه دمكراتيك ايران&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;a title="" style="mso-footnote-id: ftn1" href="http://blogfa.com/Desktop/Post.aspx#_ftnref1" name="_ftn1"&gt;[1]&lt;/a&gt; - solidarity platform&lt;br /&gt;&lt;a title="" style="mso-footnote-id: ftn2" href="http://blogfa.com/Desktop/Post.aspx#_ftnref2" name="_ftn2"&gt;[2]&lt;/a&gt; - manifesto&lt;br /&gt;&lt;a title="" style="mso-footnote-id: ftn3" href="http://blogfa.com/Desktop/Post.aspx#_ftnref3" name="_ftn3"&gt;[3]&lt;/a&gt; - مقاله بديل بي بديل – محمد مسعود سلامتي&lt;br /&gt;&lt;a title="" style="mso-footnote-id: ftn4" href="http://blogfa.com/Desktop/Post.aspx#_ftnref4" name="_ftn4"&gt;[4]&lt;/a&gt; - change&lt;br /&gt;&lt;a title="" style="mso-footnote-id: ftn5" href="http://blogfa.com/Desktop/Post.aspx#_ftnref5" name="_ftn5"&gt;[5]&lt;/a&gt; - n.g.o&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4493131365333993418-5386272960963764272?l=mohandestabarzadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/feeds/5386272960963764272/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=4493131365333993418&amp;postID=5386272960963764272' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/5386272960963764272'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/5386272960963764272'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/2007/11/blog-post_9561.html' title='&lt;div align=&quot;right&quot;&gt;پلات فرم همبستگي &lt;/div&gt;'/><author><name>مهندس حشمت اله طبرزدی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05220502641989689533</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://www.sharemation.com/hti/mohandestabarzadi.jpg?uniq=-qysrl4'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4493131365333993418.post-939672238367355141</id><published>2007-11-07T01:16:00.000+03:30</published><updated>2007-11-07T09:28:44.604+03:30</updated><title type='text'>محكوميت جديد براي بهروزجاويد تهراني زنداني سياسي</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;- یکشنبه 13 آبان 1386 [2007.11.04] ناناز اويسي&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;بهروز جاويد تهراني، زنداني سياسي و عضو جبهه دمکراتيک ايران، در حکم ديگري از سوي شعبه 15 دادگاه ‏انقلاب تهران به 3 سال حبس تعزيري محکوم شد.‏‎ قاضي صلواتيان، بهروز جاويد تهراني را به ارتباط با گروههاي ضد انقلاب، فعاليت تبليغي عليه نظام و توهين به ‏رهبر جمهوري اسلامي ايران متهم و بدون حضور وکيل مدافع و هيات منصفه اين حکم را صادر کرده است.‏بهروز جاويد تهراني که از زمان دستگيري اش در 4 خرداد 1384 در زندان به سر مي برد، پس از اتمام دوره ‏تحقيقات و بازجويي به 4 سال حبس تعزيري محکوم شده بود که با حساب حکم جديد 7 سال زندان را بايد تحمل ‏کند. ‏اين زنداني سياسي، در جريان اعتراضات دانشجويي تيرماه سال 78 بازداشت و به 8 سال زندان محكوم شد. ‏بهروز جاويد تهراني در سال 1382 و تنها پس از يک ماه از درگذشت مادرش، با استفاده از قانون آزادي مشروط ‏از زندان رجايي شهر كرج آزاد شد، اما به خانه اي بازگشت كه وجود مادر از آن رخت بربسته بود.‏‏ بهروز پس از آزادي، فعاليت هاي خود را با حضور در جبهه متحد دانشجويي از سر گرفت. او در بيشتر تحصن ‏ها و اعتراضات مدني و مسالمت آميزي كه در دفاع از زندانيان سياسي برگزار مي شد مشارکت مي کرد. تا اينکه ‏در يكي از همين تحصن ها در خرداد ماه سال 1383 در مقابل دفتر سازمان ملل متحد در تهران، توسط اطلاعات ‏ناجا بازداشت و سپس به وزارت اطلاعات و بند 209 تحويل داده شد.‏او سال بعد مجددا در‎ ‎تاريخ 4‏‎ ‎خرداد‎ 84 ‎‏ در منزل مسكوني اش در منطقه ظفر تهران توسط ماموران وزارت ‏اطلاعات دستگير و براي بار چهارم روانه بازداشتگاه 209 اين نهاد در زندان اوين شد. پس از اين بازداشت بود ‏که مورد شکنجه قرار گرفت و سپس به 4 سال زندان محكوم شد. ‏بهروز جاويد تهراني، در حال حاضر در زندان رجائي شهر(گوهر دشت) که به سر مي برد. زنداني که در طبقه ‏بندي سازمان زندان ها براي زندانياني با جرايم عمدي از قبيل قتل و شرارت در نظر گرفته شده است و هر روز ‏خبر جديدي از درگيري، ضرب و جرح و قتل زندانيان در آن منتشر مي شود.پيش از اين، زندانيان سياسي چندين ‏بار در اين زندان مورد حمله مجرمان خطرناک قرار گرفته اند که بعد روشن شده مسئولين زندان در اين ‏برخوردها نقش داشته اند.‏در آخرين خبر منتشر شده، يک زنداني بلوچ به نام اسدالله وفايي توسط يک گروه از ماموران زندان گوهر دشت ‏به دستور رئيس‎ ‎زندان مورد ضرب و شتم شديد قرار گرفته است.‏‎ ‎وي قرباني يکي از طرح هاي وزارت اطلاعات ‏ايران است که در زندان زاهدان ده‎ ‎ها قرباني گرفته است. پاسداران از اين زنداني خواسته اند تا خود را از‏‎ ‎اعضاي گروه جند الله و يکي از بمب گذاران در جنوب شرقي ايران معرفي کند.‏&lt;br /&gt;روزآن لاین&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4493131365333993418-939672238367355141?l=mohandestabarzadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/feeds/939672238367355141/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=4493131365333993418&amp;postID=939672238367355141' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/939672238367355141'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/939672238367355141'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/2007/11/blog-post_07.html' title='محكوميت جديد براي بهروزجاويد تهراني زنداني سياسي'/><author><name>مهندس حشمت اله طبرزدی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05220502641989689533</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://www.sharemation.com/hti/mohandestabarzadi.jpg?uniq=-qysrl4'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4493131365333993418.post-4512421533109734422</id><published>2007-11-03T09:19:00.000+03:30</published><updated>2007-11-03T09:22:19.416+03:30</updated><title type='text'>پيشنهاد براي همبستگي</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;راه ديگري جزهمبستگي نيست! كورش گلنام&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;به همه وجدانهای بیدارايرانيان&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; مهمترین کار، پذیرش یک "آتش بس" در میان همه نیروهای مخالف جمهوری اسلامی برای خود داری از ایجاد درگیری با یکدیگر است. زمان، توان و نیرویی را در راه مجادله های بیهوده به هدر می دهیم که جز دوری بیشتر از یکدیگر و با این کار، یاری به نقشه های رژیم در راه ایجاد اختلاف و چند دستگی در میان مخالفان، نتیجه دیگری ببار نیاورده و نخواهد آورد ...وضع روز بروز بدتر می شود. روزها درپی هم می گذرد و کسی در اندیشه مردم گرفتارایران در چنگال مشتی ملای نیرنگ باز، خود خواه و دیوانه قدرت و خطر جدی فاجعه هولناکی که سرزمین و مردم ایران را تهدید می کند، نیست. کشور های سود جو (چه دارا وچه ندار، چه راست و چه چپ!)هر یک در اندیشه سود خود بوده و تا آنجا که می توانند کوشش می کنند تا از این خوان گسترده سهم بیشتری برده و در میدان سیاست از رقیبان خودامتیازی به دست آورند. سخن گزافی نیست اگر گفته شود که ایران ملا زده به آلت دست دیگر کشورها از آن میان چین وبه ویژه روسیه پوتین زده تبدیل شده است و نابخردی هاو دیوانه سری های سردمداران حکومت اسلامی، تا کنون سود سرشاری به جیب گشاد روسیه سرازیرکرده است. مافیای روس آموزشگاه مافیای آخوندی است و این دو درغارت سرمایه های ایران دست در دست یکدیگر دارند. بازی خطرناک اتمی آیا کشورهای قدرتمند وپیشرفته نمی توانستند بسیار پیش از این جلوی جاه خواهی های اتمی رهبران حکومت اسلامی را گرفته و اجازه دسترسی به تکنیک و زیر ساخت های انرژی هسته ای در راه رسیدن به ساخت بمب اتم و نفوذ و گسترش شبکه های تروریستی این حکومت در منطقه خاورمیانه و بیرون از آن را ندهند؟ حقیقت این است که آنها نه تنها به سادگی می توانستند این کار را بکنند که انجام آن در گذشته می توانست بسیار ساده تر از امروز نیز باشد ولی آنچه سد راه این کار شده و هنوز نیز می شود، یکی همین سود جویی ها و بازی با کارت حکومت اسلامی برای پیش برد هدفهای اقتصادی ـ سیاسی این کشورها و دیگری نادانی و رذالت بیش از اندازه حکمرانان اسلامی بوده است که آگاهانه با حراج سرمایه های ایران و برای پا بر جا ماندن خود به سادگی ایران را بازیچه دست دیگران حتا رهبران زیرک کشورهای بی چیز و درمانده آمریکای لاتین نموده است. دلارهای نفتی که در نمای بیرونی سبب نفوذ و قدرت تدریجی ولی پوشالی حکومت اسلامی شده است، هم مورد بهره وری گسترده دستگاه های تبلیغاتی و دروغ پرداز حکومت اسلامی شده است و هم بی خردی و ناشایستگی آنها را در چشم هواداران اندک و فریب خورده آنان پنهان نموده و هم کمبودهای روانی ـ تاریخی اشان را ظاهرن جبران نموده است. این دلارهای نفتی، توانسته است جاده خودخواهی ها و جاه خواهی های رهبران حکومت اسلامی سرمست ازقدرت باد آورده را روز به روز بیشتر برای آنها هموار نماید. چه باک از اینکه چه بلایی بر سر مردم و سرزمین ایران می آید! چنین بود که در همآن حال که بیگانگان از رفتار و روش های نابخردانه و بی مایگی سیاسی سردمداران حکومت اسلامی، بیشترین سود را بردند(و می برند) هم زمان آنها را در چاهی انداختند که امروز نه بیرون آمدن از آن برایشان ممکن است( زیرا دست برداشتن از سیاست اتمی، هم پذیرش شکستی است دردناک، هم پذیرش برباد دادن ارقامی نجومی از سرمایه های مردم ایران و هم از دست دادن پایگاه های نفوذ پوشالی خود در میان باورمندان اندک به خودو در نتیجه فرو پاشی وسقوط آزادبا فرق سر!) و نه راه پی گیری تا به آخر آن زیرا که امروز خود نیز می دانند که سماجت در این راه آنها را هر روز بیشتر در تنگنا قرار داده وبه شکلی جدی به سوی نابودی می کشاند. این شیوه کار و رفتار و سیاست، بزرگترین آسیب تاکنونی را بر مردم ایران وارد آورده و بیشترین سود را به کیسه بیگانگان گوناگون از وامانده ترین ها چون بولیوی تا پیشرفته ترین ها چون آمریکا و انگلیس رسانده است. دو پایه سیاست ها سیاست ها، روش هاو شیادی های حکومت اسلامی بر دو پایه، یکی اصلی و دیگری که در نما، مهم و اساسی ولی در حقیقت و در درون خود فرعی و فریبکارانه است، استوار بوده است. پایه نخستین و اصلی، همآنگونه که پیش از این نیزآمد، تکیه بردلارهای نفتی و بر باد دادن سرمایه ها و اندوخته ها ی ملی مردم ایران بوده است که نتیجه اش ناداری و تنگدستی باور نکردنی بخش زیادی از مردم شده است که با توجه به ثروت فراوان سرزمین ایران و افزایش تاریخی وبی سابقه بهای نفت، تنها می توانست در سایه حکومتی نابکار و بی لیاقت ولی هوچی و گنده گو چون "جمهوری" اسلامی پدید آید. پایه دیگر سیاست حکومت اسلامی، تکیه شبانه روزی به باورهای دینی ـ مذهبی(شیعه)بوده است که روز وروزگار امروز مردم ایران پس از نزدیک به ۲۹ سال و آسیب های هولناک به اخلاق اجتماعی و بی اعتمادی گسترده در میان مردم، خود بارزترین نشانه بر بی پایه و تو خالی بودن همه ادعاهای خداجویی و خداگویی شیادانه آنها بوده است. تا به کی؟ این وضع تا کی می تواند ادامه داشته باشد؟ اگر همه ایرانی ها که در آرزوی آزادی، دموکراسی، پیشرفت و سربلندی خود و سرزمیتشان هستند، با هر باور و منشی که دارند، هر چه زودتر دست به کار نشوندو دیوانگان حاکم بر ایران همچنان دیوانگی هایشان را پی بگیرند، سرانجام راهی برای کشورهای قدرتمند، که همه نیز تا کنون سودهای سرشاری برده اند، به جا نمی ماند جز جنگ ویورش نظامی که جز نابودی، ویرانی، سیاهی، آوراگی، فلاکت و بدبختی و حتا متلاشی شدن و تکه تکه شدن دردناک ایران، هیچ نتیجه دیگری برای ما نخواهد داشت. کسانی که حتا ثانیه ای بلوف ها، دروغ پردازی ها و گنده گویی های حکومت اسلامی در باره نیروی نظامی و قدرت خود راباور کنند، جز نابودی خود و مردم ایران به هیچ نتیجه دیگری نخواهند رسید. ایرانیان در درون و برون مرز مبارزان در درون ایران به ویژه زنان وجوانان چه دانشجو، چه کارگر، چه کارمندو... تا امروزتا آنجا که توانسته اند زیر شدیدترین سرکوب ها و در فضای هول و هراس، مبارزه کرده و همچنان نیز می کنند. با توجه به رفتار ضد انسانی و وحشیانه نیروهای امنیتی ـ نظامی حکومت، که به حکومت نظامی ناگفته منجر شده است وبا آگاهی رهبر (ویاری مشاورهای ریز و درشت) وشیادی چون رفسنجانی برنامه ریزی شده است، نمی شود و نمی توان از مردم ایران چشم داشت قیام و خیزشی سراسری داشت. رنج و درد و گرفتاری مردم ایران و فشار اقتصادی، اجتماعی وارد بر آنها دیگر از اندازه بیرون است. بی دلیل نیست که بخشی از هم میهنان بی پناه ما که راه نجاتی نمی یابند حتا از یورش نظامی بیگانگان به میهن خود پشتیبانی می کنند. آنچه امروز و در شرایط کنونی که حکومت اسلامی نیز روز بروز بیشتردر جهان رسواتر شده است، بیش از هر چیز برای ما ایرانیان برون از مرز که دستی بسیار بازتر داریم، مهم است و می بایست آن را"نقش ویژه ایرانیان برون مرز" نام نهاد، بر پایی یک همبستگی ملی برای دست زدن به اعتراض های جهانی و دراز مدت است. اکنون به راستی نیازاست که همه ما ایرانیان برون مرز که دل درگرو آزادی و نجات مردم و سرزمین ایران داریم، هر روز این شعار را با خود بازگو کنیم که"حرف بس است، عمل کنید[عمل کنیم]!"، دیدار، گفت وگو، نشست، کنفرانس، تماس "پالتاکی"، نوشتن و مصاحبه کردن و.. ایرادی ندارد ولی اگر ماهمه کار و زندگی مبارزاتی خودرا دراین خلاصه کنیم و یا به پنداریم که با بر پایی تظاهرات های کوچک و پراکنده وبی جان، با یک حکومت خونریز و وضد انسانی مبارزه سیاسی کرده ایم به کج راه رفته و نتیجه اش نیز همین می شود که امروز شده است. چکار باید کرد؟ نگارنده دیدگاه خود را بیان می کند و امیدوار است که دیگران نیز به دقت توجه نموده، دیدگاه خود را بیان کرده تا هر چه زودتر بتوانیم بیش از آنکه دیر شود و همه چیز به باد رود دست به کاری اساسی زده، به یاری مردم ایران شتافته تا آنها نیز با دلگرمی به پشتیبانی از برون مرز، بتوانندمبارزه خود را گسترش دهند. از دید من: ۱ ـ مهمترین کاری که در گام نخست باید انجام دهیم، پذیرش یک "آتش بس" در میان همه نیروهای مخالف جمهوری اسلامی برای خود داری از ایجاد درگیری با یکدیگر است. زمان، توان و نیرویی را که در راه مجادله های بیهوده به هدر می دهیم که جز دوری بیشتر از یکدیگر وبا این کار، یاری به نقشه های رژیم در راه ایجاد اختلاف و چند دستگی در میان مخالفان، نتیجه دیگری نیز ببار نیاورده و نخواهد آورد را می بایست در کانال و مسیر درست انداخت. بگذاریم دیگران آزادانه دیدگاه های خود را در باره مورد های گوناگون از آن میان شیوه مبارزه و بر خورد با رژیم اسلامی، همآن گونه که می خواهند و از دید آنها درست تر است بیان کنند. ما از تهمت زدن به دیگران و گاه آنهایی را که چون ما نمی اندیشند به گونه ای"خائن" نامیدند چه سودی برده و می بریم؟ ۲ ـ دومین گام اساسی کنار نهادن بحث هایی است که بازهم به آتش جدایی هادامن زده، درداصلی ما که همین وجودناپاک و نامشروع "جمهوری" اسلامی و مبارزه در راه بر انداختن و رهایی از آن است را در سایه قرار می دهد. ایران سرزمین همه مردمان از هر قوم و نژاداست که در آنجازندگی می کنند. کرد ولر و فارس وعرب و بلوچ و ترک و ترکمن به یک میزان در برابر آن سرزمین مسئول و در سرنوشت آن سهیم هستند. بپذیریم که به ایرانیان کرد زبان و یا هم میهنان عرب زبان ویا بلوچ در زمانی دراز زور وفشار بیشتری واردآمده است و آنهادر بسیاری زمینه ها کمبودهای فراوان اجتماعی، عمرانی، بهداشتی، آموزشی و تفریحی داشته اند. بپذیریم که در این بخش ها از ایران نداری وبیکاری بسیار چشم گیر تر و سطح زندگی پایین تر و میزان گرفتاری و مرگ ومیر بالاتر بوده است. بپذیریم که قدرت مرکزی همیشه در این بخش ها از ایران بیشتر سرکوبگری کرده است به ویژه در دوران این حکومت که همه شاهد بوده و هستیم چه رفتار ضد انسانی با مردم داشته است(اگر چه در سراسر ایران برای مردم فشارو سختی و گرفتاری ایجاد کرده اند). مردم در این بخش ها حق دارند که بسیار رنجیده خاطر بوده و خواستار حق پایمال شده انسانی، اجتماعی خود شوند حتا اگر دچار ارزیابی نادرست شده و از سر احساس از جدایی سخن بگویند. ولی باید این را هم گفت که کسانی از هم میهنان ما گاه ناخود آگاه در دام نیرنگ های"ج" اسلامی گرفتار آمده و زیر پرچم کرد و فارس و عرب وترک و بلوچ با یکدیگر به مخالفت بر خواسته و هر یک از هم اکنون برای دیگری خط ونشان می کشند. از حکومتی که خود حتا در محل های مقدس دینی خود بمب گذاری کرده تا بتواند نقشه های شومش را اجرا نموده و دیگری را بد نام کند(بمب گذاری در حرم امام رضا در مشهد بنام مجاهدین خلق و یا جنایت هایی که در عراق، افغانستان و لبنان حتا بمب گذاری در مکان های عمومی مسلمانان، چه شیعه وچه سنی انجام داده اند) نباید شگفت زده شد اگر خود به مسئله تجزیه از زبان کردو ترک و بلوچ و... دامن بزند. بی تردید بیگانگان نیز هر گاه سود و بهره اشان ایجاد کند، در این گونه مورد ها دست به تحریک زده و می زنند. آیا جایز است در حالیکه مردم در "ج"اسلامی ودر جای، جای ایران با گرانی باور نکردنی و دیگر فشارهای اقتصادی، بیکاری، بی اخلاقی وفساد اجتماعی، هول و هراس دایم از بازداشت و بگیر وببند و هزاران کمبودو درد بی درمان دیگر در گیر بوده وجانشان به لب رسیده است، ما بحث اصلی که مبارزه همه جانبه و یکدست و یکپارچه با حکومت اسلامی است را به چنین بحث های جدایی افکن تبدیل کنیم؟ پیش از این نیز به میان آمده است که دست کم مجالی به همه بدهیم که نخست هوای آزادی را تنفس کنیم تا پس از آن بتوانیم در فضای باز و سالم، با بررسی همه جانبه، این گونه اختلاف ها رابه میان آورده، به شکلی مسالمت جویانه مورد بحث وگفتگو و داوری همه مردم ایران قرار دهیم. ٣ ـ از مدت ها پیش اینجا و آنجا پیشنهادی با دوستانی در میان گذاشته شد که ما برای جذب همه نگاه ها به گرفتاری مردم ایران، پایمال شدن هر روزه حق شهروندی و انسانی آنها و ستمی که در "ج" اسلامی بر آنها روا داشته می شود، که هیچگاه به شکلی جدی مورد توجه سازمان ملل و مردم جهان قرار نگرفته است(با وجود اعتراض ها و نامه نگاری های فراوان چه از سوی ایرانیان و چه از سوی ارگان ها و سازمان های حقوق بشری)، در برابر سازمان ملل دست به تحصنی دراز مدت زده و آن را تا رسیدن به نتیجه در خوری پی گیری کنیم. دوستانی بر ۲ جنبه کار ایراد داشته و آن را شدنی نمی دانستند. یکی عدم شرکت هم میهنان حتا آنها که قول و قرار می گذارند ولی پای عمل که می رسد، هر یک دچار هزار مشکل نا گفته شده و یکباره چون برف آب می شوند! دیگر اینکه سازمان ملل اجازه یک تحصن دراز مدت در برابر ساختمان خود را به ما نمی دهد. هر دو ایراد در جای خود درست است. در باره مورد نخست، خودفریبی است اگر آن را انکار کنیم. اپوزیسیون برون مرز اگر از چند مورد استثنایی چون جنایت میکونوس، فرج سرکوهی، زیبا کاظمی و گنجی بگذریم تا کنون هرگز نتوانسته است چهره یک اپوزیسیون چند صدایی ولی یکپارچه در باره هدفی همگون را در حرکت هایی هماهنگ وسراسری از خود نشان دهد. اگر کوشنده سازمانی و حزبی بوده است، پرچم حزب و سازمانش بیش از جان و مال و حیثیت و آینده مردم ایران برایش مهم بوده است. اگر در گروه وسازمان و حزبی نبوده است و دعوت شده است و یا از او خواسته اند در اعتراضی شرکت کرده و گامی برای مردم و میهنش بردارد، سازمان و گروه های سیاسی را بهانه ای برای بی عملی و بی حرکتی خود کرده است و همه جا نشسته و گفته است که "پشت همه این حرکت ها همین سازمان ها و گروهایی قراردارندکه ما را به این روز سیاه انداختند"! در این میان "ج" اسلامی یک دم هم بیکار نبوده است و وسیله سفارت خانه های خود، جاسوسان و خود فروختگانی که با چهره های گوناگون به بیرون از مرزها فرستاده است تا آنجا که توانسته است به خرابکاری های خودبرای ایجاد سردرگمی و اختلاف در میان ایرانیان برون مرز، دست زده است. رژیم ترفندهای گوناگونی نیز برای باز کردن راه ایرانیان از آن میان پناهندگان سیاسی به سفر به ایران به کار برد که شوربختانه در کار خود موفق شد و کار به جایی کشیده شد که بخشی از پناهندگان سیاسی نیز پایشان به سفارت خانه های رژیم باز شد، پاسپورت گرفته و پس از سال ها به ایران سفر کردند. آنچه این ایرانیان هرگز آنی به آن نیاندیشیدند این بود که چگونه با این عمل، خود با دستان خود خط باطلی بر آنچه که بنام آن "پناهنده سیاسی" نامیده شده بودند کشیدند! آنچه به آن نیاندیشیدند این بود که این حکومت فریبکار چگونه می تواند از این موضوع نهایت سود را برده و به کشورهای گوناگون دنیا نشان دهد که بفرمایید، این هم نام و آدرس کسانی که آمدند و گفتند که ما آنها را دستگیر کرده، شکنجه داده و یا اینکه تحت پی گرد قرارداده و از جان خود می ترسیدند. همین کسانی که به عنوان یک پناهنده سیاسی و تا زمانی که پناهنده اند وبرای حفظ جان خود آنهااز آسیب های ما، حق سفر ویابازگشت به ایران را نیز نداشتند، امروزبه راحتی و سادگی به ایران رفت و برگشت کرده و حتا برخی در ایران کار و تجارت راه انداخته اند! ۴ ـ دوست ارجمندی پیشنهاد دیگری داشت که البته در گذشته نیز بارها به میان آمده است ولی امروز می بایست بسیار جدی به آن برخورد کرد. پیشنهاد این است که ایرانی های کوشنده در یک همآهنگی همه جانبه حرکت اعتراضی خود را همزمان و در یک روز در پایتخت های کشورهای گوناگونی که امکانش فراهم است، در برابر دفترهای سازمان ملل و یا اگر چنین دفتری موجود نیست، هر مکان مناسب دیگری آغاز کنند. آنچه که ویژگی این حرکت وتحصن از حرکت ها و تحصن های گذشته می تواند باشد، پی گیری آن تا رسیدن به نتیجه است. بنابراین سخن از یک روز و چند روز و حتا چند هفته نیست و می تواند ماه و یا ماه هایی به درازا بکشد. همه ما مسئول هستیم و نمی توانیم دست روی دست گذاشته تنها به زندگی خود اندیشه کرده، خود در بیرون از میهن، کار وزندگی خود را داشته، نسبت به مردم ایران در آزادی و رفاه بسیار بیشتر ی به سر برده و چشم براه باشیم که آن مردم با آن همه سختی ها، رنج ها وگرفتاری های جان سوز، بپا خواسته از جان و مال و کار وزندگی خود بگذرند وجاده را برای برگشت ما هموار کنند. ما نیز باید هزینه بپردازیم. ما نیز باید سختی های بیشتری را بر خود هموار کنیم. کمر همت ببندیم و به شکلی عملی، جدی و نتیجه بخش وارد میدان کارزار شویم. ۵ ـ خواست های ما(اگر همه بپذیرند و آن را درست بدانند) بسیار روشن است: ـ ما مخالف جنگ و درگیری و یورش نظامی به ایران هستیم زیرا نه تنها میهن و مردم خود را دوست داریم بلکه جان انسان ها را ارزشمند دانسته، جنگ و کشتار وخونریزی را وحشیانه و ضد انسانی می دانیم. ـ ما می خواهیم به جهان اعلام داریم که مسئله ایران را می توان بی شلیک حتا یک گلوله و با هزینه هایی بسیار بسیار کمتر ،چه مالی و چه انسانی، حل کرد اگر جهان حقیقتن خواستار حل مسالمت آمیز این مسئله و یاری به مردم ایران در راه آزادی خود باشد. ـ ما خواستار بایکوت جهانی رژیم اسلامی، اخراج نمایندگان قلابی آن که هیچ گونه نمایندگی از سوی بیشترین بخش کوبنده جامعه ایران را ندارند، از همه ارگان های جهانی هستیم. ـ بهترین راه حل برای ایران را انجام یک همه پرسی آزاد زیر دیده بانی سازمان های حقوق بشری، بدون دخالت حکومت اسلامی، برای سرنوشت و آینده ایران می دانیم. ـ ما خواستار آن هستیم که سازمان ملل عضویت حکومت ایران را تا معرفی نمایندگان حکومتی که رهبران آن انتخابی، مورد پذیرش و تایید بخش بیشتر جامعه ایران بوده باشند، لغو نموده و نمایندگان کنونی این حکومت را از سازمان ملل اخراج نماید و موقتن نمایندگانی از سوی اپوزیسیون (که مورد پذیرش مردم ایران باشند) را بپذیرد(چگونگی این مورد می بایست به دقت بررسی شده و در باره آن گفت وگو شود). ـ مسئله و مشکل حکومت ایران تنها کوشش برای دست یابی به بمب اتم نیست. ما تا زمانی که جهانیان به شکلی جدی و همه جانبه به مشکل ایران، مسئله پایمال شدن هر روزه حق شهروندی ایرانیان بر خورد نکرده و سازمان ملل برای مجبور نمودن حکومت ایران به تن دادن به یک همه پرسی آزاد دست به عمل نزند حتا اگر به دگرگونی در پیمان نامه ها ی سازمان ملل بیانجامد، دست از تحصن نخواهیم کشید. آنچه در بالا آمد تنها پیشنهاد هایی است که هم می تواند با دید همگانی، پخته تر و کامل تر شود و هم می تواند دست خوش زیاد یا کم شدن گردد. آنچه نیاز است مشارکت گسترده و هر چه زودترکوشندگان و آزادیخواهان است تا بتوان آن را به مرحله عمل رساند. نیازی نیست همه دست به تحصن بزنند ولی نیاز است که ایرانیان هر چه بیشتری در کارهای کناری و یاری رسانی به تحصن کنندگان شرکت داشته باشند. این کار هزینه های مالی ویژه خود را نیز در بر دارد که نیاز به یک صندوق مالی را حتمی می کند. اگر ایرانیان همت کنند و بدون آنکه فشار مالی برآنها وارد شود، اندکی یاری برسانند، می توان نیازهای مالی را به خوبی و بدون دراز کردن دست نیاز به بیگانگان برآورده کرد. اگر عشق و پشتکار وباور به آنچه که می کنیم در کار باشد، هیچ کاری نشدنی نیست و نیروی ما که در کنار مردم هستیم و از حق انسانی و آزادی پشتیبانی می کنیم بسیار برتر از نیروی ظاهرن آهنین ولی پوشالی "جمهوری" اسلامی است که پایه اش بر شیادی و نیرنگ و دروغ است. مطمئن باشید مردم جهان از ما پشتیبانی می کنند نه از موجودات دروغ پردازی چون علی خامنه ای، رفسنجانی و یا احمدی نژاد. برای مبارزه جدی و جانانه با حکومت قلدر و راهزن اسلامی، ما راهی جز یک همبستگی ملی نداریم. هر باوری که دارید برای خود داشته باشید. وجه مشترک ما می تواند به قرار زیر باشد: ـ همه خواهان برکناری و یا به زبان ساده تر و رایج تر سرنگونی حکومت اسلامی هستیم. ـ این حکومت "اصلاح" پذیر نبوده و تکیه بر اصلاح این رژیم جز خود فریبی و مردم فریبی چیز دیگری نیست. ـ کمترین باوری به "اصلاح طلبان حکومتی" نداشته و بر این دیدگاه هستیم که دنباله روی از این جناح حکومتی در حاشیه نشسته، جز به درازا کشاندن رنج و فلاکت مردم ایران، هیج ثمر دیگری ندارد. این جناح که امروز می خواهد نقش اپوزیسیون حکومت را بازی کند، نه ماهیت و نه پتانسیل چنین کاری را دارد. ـ اگر کسی ادعای اصلاح طلبی حکومت ایران را دارد، نخستین گامش می بایست اصلاح خود باشد. این گام نخست اصلاح برایاین کسان، که خود سال ها شریک حکومت گران بوده اند، نیز این است که حکومت سرکوبگر و نا مشروع اسلامی در ایران را نفی کنند. اصلاح طلبان حکومتی اگر به نفی کامل این حکومت نرسند، هر چه بگویند و بکنند خیال بافی و بیهوده گویی بیش نیست. ـ ما یاری مالی و وابستگی مالی به دولت های بیگانه، هر که باشد و به هر نامی را رد می کنیم زیرا تجربه به ما آموخته است که در دنیای پرآشوب امروز، هیچ بیگانه ای بی هدف و تنها از سر انسان دوستی و نیک اندیشی به ما یاری مالی نمی دهد و در پس پرده هدف های سودجویانه دیگری دارد. ـ ما با باورهای گوناگون خواهان یک همبستگی ملی ولی درراه یک هدف: "آزادی ایران" هستیم. نگارنده در همین جا یاد آور می شود که اگر این کارزار همگانی و ملی آغاز شود، خود ازنخستین کسانی خواهد بود که در آن شرکت خواهد نمود.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4493131365333993418-4512421533109734422?l=mohandestabarzadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/feeds/4512421533109734422/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=4493131365333993418&amp;postID=4512421533109734422' title='3 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/4512421533109734422'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/4512421533109734422'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/2007/11/blog-post.html' title='پيشنهاد براي همبستگي'/><author><name>مهندس حشمت اله طبرزدی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05220502641989689533</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://www.sharemation.com/hti/mohandestabarzadi.jpg?uniq=-qysrl4'/></author><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4493131365333993418.post-8980797824698979358</id><published>2007-10-27T01:23:00.000+03:30</published><updated>2007-10-27T09:25:21.048+03:30</updated><title type='text'>جنبش دموكراسي خواهي</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;جنبش دموکراسی خواهی&lt;br /&gt;1-دهه ی تقدیس خشونت.&lt;br /&gt;اگر دهه ی شصت خورشیدی را دهه ی تقدیس خشونت و انقلاب نام گذاری کنیم تا حدودی بیانگر واقعیت های آن دوره خواهد بود.برای این که این دهه از اواخر دهه ی پنجاه با انقلاب شروع شد.اگرچه انقلاب بهمن 57،تا حدودی خشونت را نفی می کرد اما به هر حال خالی از خشونت هم نبود.استراتژی ایت اله خمینی به عنوان رهبر انقلاب اسلامی،بر خشونت گرایی نبود.او حتی از ارتشی ها به عنوان برادران ارتشی نام می برد و آنها را در زمره ی انقلابیون قرار می داد.اما طرف مقابل برای پیش گیری از انقلاب و به تعبیر خودش،هرج و مرج و آشوب،از شیوه های خشونت آمیز حمایت می کرد.و این خشونت،در جبهه ی انقلابیون باز تولید می شد و به نحوی شیوه های قهر و خشونت را توجیه یا مقدس می شمرد.همین امر موجب شد تا اعمال قهر و خشونت به اشکال گوناگون در فرهنگ اجتماعی ما جا بگیرد و کشتن و کشته شدن یا« شهید پروری »به عنوان یک امر ایدئولوژیک و قدسی و به صورت یک گفتمان درآید .گفتمان مسلط در تمامی دهه ی شصت،در جهت تقدیس قهر و خشونت بود که از طریق جنگ داخلی،ترور،اعدام و شکنجه و جنگ 8 ساله ی ایران و عراق گسترش یافت.این گفتمان البته ،زیر مخموعه ی گفتمان دیگری قرار داشت که از آن به گفتمان « انقلاب/ضد انقلاب »تعبیر می شد. هرکس با آیه اله خمینی رهبر کاریز مای انقلاب موافق بود به عنوان انقلابی قلمداد می شد و هرکس با او مخالف بود،ضد انقلاب نام می گرفت.به راستی اگر قرار بود تعریف درستی برای انقلابی ارایه داد،می بایست مصادیق بارز آن چون سازمان مجاهدین خلق و چریک های فدایی خاق را معرفی کرد و از طریق بیان این عینیات احتماعی،تعاریف« سوبژکتیو »را به دست می آوردی.به لحاظ انقلاب گری،حتی خمینی به گرد چریک ها نمی رسید.برای این که انقلابی گری خمینی  ازطریق وعظ و خطا به و  صدور اعلامیه و عمدتا فعالیت های «نرم» صورت می گرفت؛اما این چریک ها بودند که اسلحه را پشتوانه ی فعالیت نرم و تئوری های خود قرار دادند.از سویی،باید پذیرفت که تنها مکتب مدعی انقلاب گری در قرن بیستم،مکتب مارکسیم-لنینیسم بود که به لحاظ تئوریک،از توانمندی کافی برای بسیج توده های میلیونی درسراسر دنیا بسیار غنی بود.خمینی و  روحانیون انقلابی پیرو او و سایر گروه های اسلامی- انقلابی مثل مجاهدین،ملی-مذهبی ها و دیگران  عمدتا تحت تاثیر تئوری و عمل انقلابی جبهه ی چپ جهانی قرار داشتند، اما به هرحال خمینی این توفیق را داشت که روش جدیدی را ابداع کند و یک انقلاب نرم را رهبری کند و به همین دلیل،حتی انقلابیون دو آتیشه،هرگاه با نظرات او به مخالفت بر خاستند،ضد انقلاب متهم شدند.برای این که توده های میلیونی،این رهبر کاریزما را به عنوان انقلابی ترین فرد پذیرفته بودند.گفتمان انقلابی به قدری قدرتمند بود و به لحاظ تئوریک از توانمندی موجه سازی یا unjustified و مشروعیت برخوردار بود که به راحتی هر نوع شکنجه،سرکوب،اعدام وجنگ را توجیه می کرد و بر هر نوع خشونت کلامی،تئوریک و عملی لباس تقدیس می پوشانید.تا جاییکه انقلابیون دهه ی شصت،از خمینی می خواستند؛« خمینی عزیزم/بگو تا خون بریزم » .بیش از پانصد هزار نفر در جنگ 8 ساله کشته شدند و میلیون ها تن جانباز و مجروح و اسیر گردیدن.شوخی نیست!هیچ یک از این ها یا حداقل درصد قابل توجه آنها،از روی اجبار به جبهه نرفتند.اکثریت کشته شدگان و مجروحان و اسیران،از بین کسانی بودند که داوطلبانه پا در جبهه ی جنگ می گذاشتند.این واقعیت تلخ حاکی از آن بود که نیروی انقلابی گری از قدرت بالایی برای  مشروعیت بخشی و تقدس بخشیدن به خشونت،برخوردار بود.در جنگ داخلی اگرچه پیروان خمینی برای نیروهای مجاهد و چریک از لفظ ضد انقلابی استفاده می کردند،اما این نیرو نیز بارهبری های سعود رجوی،توانایی این را داشت تا هزاران عملیات نظامی،چریکی و ترور انجام بدهد .   ده ها هزار جوان را به کام مرگ بفرستد.دینامیزم اصلی هر دو نیرو به عنوان دو روی یک سکه  که به عنوان گفتمان انقلابی/ضد انقلابی،دسته بندی می شدن بر تقدس قهر و خشونت و «شهید پروری»و قهرمان سازی بود.به به حق،هر دو ،نیز توانایی تئوریک و عملی این کار را داشند. هرگاه قهر و خشونت یا کشته شدن و کشتن یا اعدام و شکنجه و سرکوب به عنوان چهره های عریان،زشت ترین شکل خشونت مقدس شمرده شد،طرفین هیچ ابایی از کشتن و کشته شدن نخواهند داشت. ایدئولوژی انقلابی گری بر مبنای تقدیس قهر و خشونت است.گاهی این تقدس گرایی به سبک انقلاب های چب در مرحله ی اول انقلاب اعمال می شود.شبیه آنچه در انقلاب چین یا انقلاب اکتبر 1919 در روسیه یا توسط خمر های سرخ اتفاق افتاد و یا همچون انقلاب کبیر فرانسه یا انقلاب اسلامی در ایران به مرحله ی بعد انتقال داده  شد و دوران«ترمیدور»در انقلاب فرانسه و «دهه ی شصت» در ایران را به وجود  آورد.دهه ی شصت تا حدودی جزو تکمیل کننده ی انقلاب اسلامی بود. برای این که ایدئولوژی که خمینی آن را نمایندگی می کرد فرصت این را به دست نیاورده بود تا ذات و جوهره ی اصلی خودش را نمایان سازد.انقلابی گری خمینی تا پیش از پیروزی را باید دوره ی ضعف یا عدم سلطه ی یک ایدئولوژی بدانیم که در پی فرصت است تا خود را عریان کند. دهه ی شصت و حاکمیت بلامنازع روحانیون انقلابی به رهبری ایت اله خمینی بر مقدرات کشور،یک دوره ی طلایی برای معرفی اسلام انقلابی و ایدئولوژی مذهبی بود.اگر بازرگان یا حتی طالقانی در این دوره حاکم بلامنازع شده بودند به هیچ وجه نمی توانستند همچون یک مرجع انقلابی ،سنتی و کاریزما،خشونت عریان را لباس تقدس پوشانده و بر کلیت جامعه اعمال نمایند.این دوره با پذیرش قطعنامه ی 598 که خمینی از آن به جام زهر تعبیر کرد(زیرا او همچنان خواهان تداوم جنگ و خشونت و انقلابی گری بود و قطعنامه  صلح را تجویز می کرد)انجام عملیات فروغ جاویدان از سوی مجاهدین و شکست آن،دستور اعدام گروهی هزاران تن از سوی شخص ایت اله خمینی و فوت او در سال1368 پایان یافت.این دوره به این دلیل پایان پذیرفت که هیچ فرد دیگری نمی توانست مثل آیت اله خمینی عمل کند.نه این که صرفا ضرورت های اجتماعی تغییر کرد.آیت اله خمینی یک شخصیت کاریزما،مقتدر،سنتی و در موضع یک مرجع قدرتمند دینی قرار داشت که هیچ کس یارای مخالفت با او را نداشت.او در یک چشم به هم زدن آیت اله شریعتمداری،رقیب قدرتمند و انقلابی اش را از صحنه خارج کرد و با یک اشاره10 سال بعد جانشین،شاگرد و امین خود یعنی آیت اله منتظری را به کنج خانه فرستاد.پس نه تنها سازمان مجاهدین و مسعود رجوی یا احسان طبری و کیانوری یا جبهه ملی و سایر احزاب انقلابی و حتی بنی صدر، اولین رئیس جهور قانونی انقلاب، امکان مخالفت یا مقابله با این رهبر کاریزما و مرجع قدرتمند را نداشتن، بلکه او اگر اراده می کرد حج را نیز تعطیل می کرد. اما مراجع بزرگی چون گلپایگانی،حتی اگر مخالف تعطیلی حج بودند جرئت ابراز وجود نداشتند.اگر ادعا کردم که فوت آیت اله خمینی پایان یک دوره بود، ناقدان بر من ایراد نگیرند که لابد به شرایط عینی یا«ابزکتیو» و ضرورت های اجتماعی توجهی نداشته ام.رهبر ایدئولوژیک و کاریزما امکان تغییر ضرورت ها را نیز دارد.&lt;br /&gt;2-دهه ی اصلاح طلبی&lt;br /&gt;دوران خشونت و انقلاب گری با فوت خمینی،به پایان رسید. در این دوران فردی به جانشینی آیت اله خمینی رسید که اگرچه خود از روحانیون انقلابی و از شاگردان و مریدان خمینی بودو جزو حلقه ی اول حواریون روحانی آیت اله خمینی به حساب می آمد اما به هیج عنوان«اتوریته ی»او را نداشت.ضمن این که او در دوره ی رهبری خمینی از ناراضیان به حساب می آمد که از خط امام زخم خورده و از شخص امام ملامت شده بود.او در دوره ی حاکمیت مطلق خط امام در دهه ی شصت از جمله روحانیون راست گرایی به حساب می آمد که مطابق تعریف خط امامی ها  از اسلام انقلابی و اسلام آمریکایی در مجموعه اسلام آمریکایی قرار می گرفت!ضمن این که فرد دیگری در کنار او قرار داشت که زودتر از سایر روحانیون انقلابی،دست از انقلابی گری برداشت وبه صف راست گرایان پیوست.او اکبر هاشمی رفسنجانی بود که توانست پس از فوت خمینی سکان اداره ی کشور را در ذست بگیرد و با ایفای نقش موثر، آیت اله خامنه ای را در جایگاه رهبری نظام(و نه انقلاب)قراربدهد.بنابراین،رفسنجانی و خامنه ای این دو شاگرد و مرید امام در دوره ی جدید،با شعار نظم سازی و تثبیت انقلاب و شکل دهی «ام القرای جهان اسلام»با ظرافت ویژه و درایت خاص خود مسیر جمهوری اسلامی را از انقلابی گری و ترویج خشونت به سمت یک نظام سیاسی و تداوم نظم و حکومت برگرداندند و هیاهوی خط امامی ها از جمله محتشمی،کروبی،خلخالی،حجت الاسلام موسوی خوئینی،دفتر تحکیم،اصغر زاده،عبدی،هادی خامنه ای،فخرالدین حجازی و صد ها خط امامی ریز و درشت،نیز در این مسیر اثر گذار نبود.اگرچه برنامه ریزی ترور مخالفین در همین دوره صورت گرفت اما دوره ی شهید پروری،صدور انقلاب،کشتن و کشته شدن جای خود را به شعارهایی چون سازندگی،توسعه،رفاه و عقلانیت سیاسی داد.رهبری این دوران عملا در دست رفسنجانی بود.اگر چه رهبری رسمی بر عهده ی خامنه ای قرار داشت.این دوره ی جدید با فرونشستن احساس گرایی و انقلابی گری همراه بود به همین دلیل انقلابیون دیروز به مرور از توهمات خود و دنیای کاذبی که خود را در آن زندانی کرده بودند،خارج شده و با واقعیات اجتمتاعی آشنا شدن.به همین دلیل با مشاهده ی مسائل دور و بر،انگار از توهم دنیای آرمانی و بهشت زمینی خارج شده و  به خود اجازه می دادند تا در برابر نقایص،کاستی ها،انحرافات،مظالم و در یک کلام کژراهه ای که مهندس بازرکان در دهه ی اول انقلاب از آن حرف زده بود موضع بگیرند.از همین جا نطفه ی یک جنبش اصلاحی شروع شد.اندیشه ی اصلاح طلبی در حالی به وجود می آمد و گسترش یافت که گفتمان انقلاب/ضد انقلاب دهه ی اول،گفتمان خشونت مقدس،مراحل رشد و کمال خود را با صدور حکم اعدام گروهی توسط آیت اله خمینی طی کرده بود و دوران انزال آن با پذیرش قطعنامه ی 598 و مالا فوت خمینی فرارسیده بود.پس بازتولید آن توسط هیچ نیروی اجتماعی ممکن نبود اما این تاثیر را نیز داشت که مردم از کفتمان خشونت ورزی فاصله بگیرند.از دیگر سو بهترین روش برای جایگزینی اصلاح طلبی این بود که این حرکت از درون نیروهای انقلاب شکل بگیرد تا رشد ی  منطقی داشته باشد و با تغییر نگرش نیرو های انقلابی یک جنبش اجتماعی اثر گذار را به وجود بیاورد .اگر قرار بود این جنبش جدید از درون نیرو های خارج نظام به وجود بیاید،به سرعت سرکوب می شد.ضمن اینکه،اپوزسیون غیر مسلح نیز چنین ظرفیتی را از خود نشان نداده بود.نیروهای انقلابی بهترین زمینه های اجتماعی برای به وجود آمدن این جنبش جدید را فراهم آوردند.&lt;br /&gt;اوایل دهه ی هفتاد،دو تشکل دانشجویی درون نظام،یعنی اتحادیه ی اسلامی دانشجویان و دانش آموختگان با تریبونی قدرتمند یعنی هفته نامه ی پیام دانشجو و دفتر تحکیم وحدت،آماده می شدند تا پیشروان،این جنبش اصلاحی باشند.اگرچه بعدا در 2 خرداد 1376،جناح چپ برنده ی انتخابات ریاست جمهوری شد و در بهار 1378یعنی حدود 2سال بعد،نام جنبش 2 خرداد را جنبشی اصلاحی نامید،اما اصلاح طلبی از اوایل دهه ی هفتاد شروع شد.استفاده از کلمه ی اصلاحات در پیش از 2 خرداد 76 و حتی پس از آن و تا سال 78،یک عمل رادیکال به حساب می امد .برای اینکه انقلابیون به شدت در مقابل آن موضع گیری می کردند.البته اصلاح طلبی که پیام دانشجو و اتحادیه،مطرح می کرد با اصلاح طلبی مورد حمایت دوم خردادی ها  متفاوت بود.به همین دلیل ترجیح داده شد، با نامیدن آنها به اصلاح طلبان حکومتی ، تا حدودی این تفاوت بیان گردد.آنچه اهمیت داشت این بود که جناح قدرتمندی از انقلابیون دو آتیشه ی دیروز و به ویژه خط امامی ها،این واقعیت را پذیرفته بودند که نظام،نیازمند یک باز نگری جدی در تمام حوزه های فکری،سیاسی،اقتصادی،حقوقی و حتی ساختاری است. به همین دلیل می توان از دهه ی هفتاد به دهه ی  جایگزینی گفتمان اصلاح طلبی به جای گفتمان انقلابی گری و خشونت ورزی نام برد.البته گفتمان اصلاح طلبی را دو جریان مشخص نمایندگی می کرد. اصلاح طلبان حکومتی که خواستار اصلاحات در چارچوب ساختار موجود بودند و اصلاح طلبان آزاد و مستقل که اصلاحات را فراتر از چارچوب فعلی پیگیری می کردند.جنبش دانشجویی از پیشگامان ساختار شکن به حساب می آمد که معتقد بود،این ساختار موجود قابل اصلاح نیست.این جریان  به عنوان جنبش ساختار شکن یا جنبش نیروی سوم معرفی شد.در حالیکه اصلاح طلبان حکومتی به ویژه پس از شکست های پی در پی در انتخابات،بیش از گذشته مشی محافظه کاری در پیش گرفته و از هر نوع اندیشه و عمل رادیکال پرهیز کردند.علی رغم اختلاف اصولی بین جنبش نیروی سوم با اصلاح طلبان حکومتی،باید پذیرفت که گفتمان اصلاح طلبی وجه قالب گفتمان دهه ی هفتاد را تشکیل می داد.این گفتمان اگرچه با مخالفت جدی جناح اقتدارگرا روبه رو  شد و هزینه هایی نیز قتل های زنجیره ای و سرکوب دانشجویان و روزنامه نگاران را در پی داشت ،اما به هرحال آثار مثبت فراوانی  بر همه ی ارکان جامعه اعم از دولت و مردم بر جا گذاشت.همین که گفتمان  تقدیس خشونت در  دهه ی60 به گفتمان اصلاح طلبی دهه ی 70 خورشیدی تبدیل شد، حرکات رو به رشدی ارزیابی می شود.&lt;br /&gt;3-دهه ی دموکراسی خواهی و دفاع از حقوق بشر&lt;br /&gt;دهه ی 70 خورشیدی نیز گذشت؛اما برای دهه ی بعد آثار مهمی به  جا  گذاشت. در این دهه،البته یک اتفاق«پارادوکسیکال» نیز افتاد.علی رغم پیش بینی ها یا بر خلاف روند منطقی و علیه مطالبات ملی و حرکت رو به جلوی جامعه،اصلاح طلبان حکومتی در انتخابات ریاست جمهوری با شکست غیر قابل باوری مواجه شدند و جای خود را به جناح تندرو یا راست افراطی دادند.صرف نظر از علل و عوامل غیر منطقی مثل دخالت شورای نگهبان،سپاه پاسداران و سایر نهادهای استصوابی که برای شکست دادن اصلاح طلبان حکومتی و به نفع جناح راست افراطی وارد کارزار شدند،آنچه زمینه ی شکست اصلاح طلبان حکومتی را فراهم آورد نارضایتی عمومی از عملکرد اصلاح طلبان بود.پیروزی اقتدارگرایان در انتخابات غیر آزاد و سلطه ی آنها بر مجلس و دولت شرایط را برای جامعه بسیار سخت کرد و جناح اصلاح طلب حکومتی منفعلانه کنارکشید و مردم و به ویژه جنبش های مستقل را در مواجه با حاکمیت یک دست و سرکوب گر،تنها گذاشت اما در این دهه اتفاق دیگری نیز رخ داد.اگر اپوزسیون مسلح در دهه ی 60 پس از سرکوب وسیع از سوی حاکمیت،صلاحیت فکری و عملی این را نداشت که خود را در قالب های جدید بازتولید کند،جنبش نیروی سوم اما به لحاظ تئوری این توانایی را داشت که زایش داشته باشد.برای این که جنبش نیروی سوم مطالبات خود را به صورت شفاف،دموکراسی خواهی،حقوق بشر،سکولاریسم،حقوق قومیت ها ،برابری زن و مرد،قرار داده بود و روش مبارزه ی مسالمت آمیز را جاگزین مبارزه ی خشونت آمیز کرده بود. به همین دلیل علی رغم شکست و انفعال اصلاح طلبان حکومتی،جنبش دموکراسی خواهی ملت ایران،توانست در میان فرهنگیان،کارگران،زنان،دانشجویان،اقوام و نهادهای مدافع حقوق بشر گسترش پیدا کند و به دلیل فعالیت های گسترده ی خود، وجه غالب گفتمان سیاسی دهه  80را به نفع دموکراسی و دفاع از حقوق بشر رقم بزند.جنبش دموکراسی خواهی،توانست گفتمان خود را حتی در میان اصلاح طلبان حکومتی ترویج کند و بخش زیادی از نیروی های طرفدار اصلاح طلبان را همراه خود سازد.این جنبش به دلیل این که به چند حزب و گروه محدود نمی شود،و در هر گوشه و کنار کشور  حامیانی دارد که دایم حقوق بشر و دموکراسی را مطالبه می کنند،عملا حاکمیت را در تنگنا قرار داده است.اگرچه این جنبش تا حدودی نو پاست اما یک شبه راه صد ساله را پیموده است.این جنبش نوپا ،تا آنجا  حکومت را کلافه و سردرگم کرده که حکومت به جای این که یک چریک مسلح را بازداشت و زیر شکنجه قرار بدهد،مجبور است یک دانشجو یا فعال زن یا فعال کارگری به دلیل تشکیل سند یکا را  دستگیر و شکنجه نماید.این اقدام حکومت،به سرعت از سوی افکار عمومی داخل و خارج کشور،محکوم  شده و به یک بحران جدید برای حکومت تبدیل می شود.این جنبش به لحاظ تئوریک یک جنبش صلح طلب و مسالمت جو است.از دیگر سو به لحاظ فکری از قدرت موجه سازیunjustified بالایی برخوردار است.همین عوامل موجب شده است تا هر روز ضمن اینکه تیغ سرکوب حکومت را کند تر می سازد،جمعیت زیاد تری از مردم و حتی نیرو های درون حکومت را به سوی خود جذب نماید.اصلاح طلبان  حکومتی اگرچه حاضر نیستند،به شیوه ی جنبش دموکراسی خواهی برای تغیر رژیم  فشار بیاورند و از طریق تحریم انتخابات،دعوت به تظاهرات،تحصن و اعتصابات گسترده،از مشروعیت حکومت بیش از پیش بکاهند ولی مجبور اند از بخش هایی از اهداف جنبش دموکراسی خواهی حمایت کنند.امروز،همه ی لایه های اجتماع دریافته اند که برای مطالبه ی حقوق اساسی خود،دست به تشکیل NGO،سندیکا و اتحادیه بزنند و از این طریق به رژیم فشار بیاورند و مطالبات بر حق خود را به گونه ای مطرح سازند که رژیم امکان سرکوب آن را پیدا نکند و در عین حال،تعداد بیشتری از مردم امکان حضور در این جنبش را داشته باشند.جنبش دموکراسی خواهی،حتی اگر اصلاح طلبان موفق به خلع اقتدار گرایان از قدرت می شدند ادامه می یافت.برای اینکه دموکراسی خواهی و طرفداری از حقوق بشر،جنبشی است که پیش از اینکه سیاسی باشد،مقوله ای فرهنگی و اجتماعی است.بنابرین اگرچه این جنبش در مقابله با حکومت های دیکتاتوری قرار دارد اما حتی در یک حکومت دموکراتیک،این جنبش موضوعیت خواهد داشت.جنبش دموکراسی خواهی ملت ایران که با پیشتازی جوانان دانشجو و زنان جامعه به راه افتاد به لحاظ قدرت  موجه سازی تئوریک،در شرایطی قرار دارد که حتی اپوزسیون مسلح را به انفعال وا داشته و آنان مجبور شدند برای اینکه از قافله عقب نمانند،شعار ها و مطالبات خود را در جهت مطالبات این جنبش تغییر دهند و حتی از شیوه ی مبارزه ی مسلحانه دم نزنند.این جنبش توانایی تئوریک آن را داشته است که حاکمیت اقتدار گرا را مجبور کند تا برای کسب مشروعیت در مقابل خواسته های به حق جنبش ،به دروغ و تهمت رو ی آورده و دموکراسی خوهان را وابسته به بیگانگان معرفی نماید.این شیوه ی اتهام زنی البته به قدری نخ نما شده که بر خلاف خواست مطرح کنندگان ان کارگر می افتد.  به نظر می رسد گام بعدی این جنبش فراگیر،ارتباط عینی و منطقی آن با توده هایی باشد که مسئله ی عدالت و رفاه برای آنان از اولویت بالاتری برخوردار است .این ارتباط عینی و منطقی از طریق همبستگی جنبش ها و تشکیل یک سامان رهبری ممکن است.حتی اگر چنین امری به راحتی در دسترس نباشد،اما گسترش جنبش دموکراسی خواهی و دفاع از حقوق بشر وجه غالب جنبش سیاسی ملت ایران تا پایان دهه ی 80 خورشیدی است.جنبش دموکراسی خواهی به یک جنبش اجتماعی تبدیل شده است.به همین دلیل آرمان های آن از طریق تشکیل نهاد های مدنی در بین لایه های گوناگون،خصلت ریروارگی پیدا می کند.به این مفهوم که هر کدام از لایه های صنفی،طبقاتی و قومی و جنسیتی در می یابند که باید بیش از پیش با حقوق اجتماعی و مدنی خود آشنا بشوند.از دیگر سو برای رسیدن به حقوق خود،تشکیلNGO یا اتحادیه،انجمن و سندیکا را امری ضروری می دانند.این امر موجب می شود تا جامعه ی مدنی که در سال75 و پیش از پیروزی خاتمی،در ایران مطرح شد اینک و پس از یک دهه به صورت عینی و ملموس پیگیری شود پس دهه ی 80 دهه ی تشکل جامعه ی مدنی است.اگر جنگی اتفاق نیفتد و مسئله ی خاصی پیش نیاید گفتمان دموکراسی خواهی و حقوق بشر مراحل کمال خودش را طی خواهد کرد.مرحله ی کمال این گفتمان این است که بتوان از طریق تقویت همین جامعه ی مدنی و نهاد های فعال در آن به یک مخرج مشترک بین خواسته های همه ی گروه ها رسید.این مخرج مشترک چیزی جز دموکراسی خواهی،حقوق بشر،حقوق قومیت ها،حقوق برابر زن و مرد و حاکمیت دولت سکولار نیست.برای رسیدن به مطالب ملی فوق،پیشاپیش می بایست به تشکیل سامان رهبری اهتمام ورزید.امروز اکر شعار همبستگی و رسیدن به یک سامان سیاسی-اجتماعی در جهت نیل به اهداف کلی جنبش مطرح شود؛زمینه های عینی آن تا پایان دهه ی 80 خورشیدی فراهم خواهد شد.اما اگر جنگ موجب برهم خوردن فرآیند دمکراسی خواهی و تضعیف جامعه ی مدنی شود،نمی توان درباره ی آینده تحلیل درستی داشت.&lt;br /&gt;                                                   4آبان ماه/1386 خورشیدی &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4493131365333993418-8980797824698979358?l=mohandestabarzadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/feeds/8980797824698979358/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=4493131365333993418&amp;postID=8980797824698979358' title='2 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/8980797824698979358'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/8980797824698979358'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/2007/10/blog-post_1641.html' title='جنبش دموكراسي خواهي'/><author><name>مهندس حشمت اله طبرزدی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05220502641989689533</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://www.sharemation.com/hti/mohandestabarzadi.jpg?uniq=-qysrl4'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4493131365333993418.post-5180916021149144205</id><published>2007-10-27T01:20:00.000+03:30</published><updated>2007-10-27T09:22:38.265+03:30</updated><title type='text'>مهرداد لهراسبي جلب شد</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;مهرداد لهراسبی امروز جلب شد. مهرداد لهراسبی یکی از زندانیان جنبش ۱۸تیرماه ۱۳۷۸ که مدت ۸ سال است که در زندان به سر می برد مدتی به مرخصی امده بود اما امروز بار دیگر از سوی نیرو های انتظامی جلب و به زندان گوهر شاد بر گردانده شد.مهرداد همراه با بهروز جاوید تهرانی از جمله ی زندانیان کوی دانشگاه هستند که در زندان گوهر دشت کرج در تبعید به سر می برند. مهرداد به لحاظ جسمی در وضعیت بسیار بدی به سر می برد و نهاد های مدافع حقوق بشر باید احساس مسولیت بیشتری کنند.همچنین هنوز از وضعیت ۶ بازداشت شده در ۱۸ شهریور به نام های سپیده پور اقایی،منصور فرجی،قاسم شیرزاد،عباس خرسندی،میثم رودکی و بهرام راسخی فر هیچ خبری در دست نیست.از دیگر سو اخیرا امید عباسقلی نژاد مسول روابط عمومی جبهه ی دموکراتیک ایران به دادگاه احضار شد و احتمال می رود این سر کوب ها ادامه یابد.&lt;br /&gt;روابط عمومی جبهه ی دموکراتیک ایران. ۴/ابان/۱۳۸۶ خورشیدی&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4493131365333993418-5180916021149144205?l=mohandestabarzadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/feeds/5180916021149144205/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=4493131365333993418&amp;postID=5180916021149144205' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/5180916021149144205'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/5180916021149144205'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/2007/10/blog-post_7983.html' title='مهرداد لهراسبي جلب شد'/><author><name>مهندس حشمت اله طبرزدی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05220502641989689533</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://www.sharemation.com/hti/mohandestabarzadi.jpg?uniq=-qysrl4'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4493131365333993418.post-5046602720326921930</id><published>2007-10-27T01:15:00.000+03:30</published><updated>2007-10-27T09:23:07.353+03:30</updated><title type='text'>اقدام غير منتظره عليه سپاه پاسداران</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;به نوشته روزنامه واشنگتن پست، ایالات متحده امروز تحریمهای جدیدی را علیه رژیم تهران اعلام خواهد کرد. این تحریمهای یک جانبه در مورد سپاه پاسداران که از سوی آمریکا به حمایت از تروریسم متهم شده، اعمال خواهد شد.&lt;br /&gt;واشنگتن پست نوشت این نخستین بار است که ایالات متحده بطور مستقیم درصدد مجازات و منزوی کردن نیروهای مسلح کشوری در جهان است.&lt;br /&gt;به نوشته این روزنامه، تحریمهايی که امروز قرار است اعلام شود، وسیع ترین اقداماتی است که برای مجازات رژیم تهران از سال 1979 میلادی تا کنون اعمال خواهد شد.&lt;br /&gt;واشنگتن پست نوشت این مجموعه غیرمنتظره از تحریمهای گسترده که امروز توسط کاندولیزا رایس، وزیر خارجه و هانری پلسون، وزیر خزانه داری آمریکا اعلام خواهد شد، به دولت آمریکا اجازه می دهد صدها شرکت خارجی را که با سپاه پاسدارن ارتباط دارند، تحت فشار قرار دهد. فشارهای آمریکا برای قطع روابط این شرکتها با سپاه پاسداران صورت خواهد گرفت و در صورت ادامه معامله با سپاه پاسداران، شرکتهای مزبور از سوی ایالات متحده مجازات خواهند شد.&lt;br /&gt;یک مقام آمریکايی که نخواست نامش فاش شود، گفته است این اقدامات گسترده تنبیهی، پیامی است به رژیم تهران که باید بهای سرپیچی از خواسته های بین المللی و رفتار خود را بپردازد.&lt;br /&gt;واشنگتن پست نوشت اقدامات تنبیهی چشمگیر علیه رژیم تهران و همچنین اظهارات شدیداللحن مقامات دولت آمریکا علیه رژیم تهران، حاکی از تشدید تنش میان ایالات متحده و جمهوری اسلامی است.&lt;br /&gt;روزنامه نيويورک‌ تايمز نیز در شماره امروز خود نوشت ایالات متحده روز پنج شنبه نیروی قدس سپاه پاسداران را یک تشکیلات تروریستی اعلام خواهد کرد. اين اقدام منجر به مسدودشدن دارايیهای مقامات و دست اندرکاران سپاه پاسداران می شود و مناسبات تجارت با آنها را محدود خواهد کرد.&lt;br /&gt;ایالات متحده، سپاه پاسداران را بدست داشتن در رویدادهای خونبار عراق و همچنین برنامه های مشکوک هسته ای جمهوری اسلامی متهم می کندفرودگاه مهرآباد در آستانه نظامی شدن كاملآنچه كه در خبر ذيل ميايد بخشي ازاقدامات دولت است كه ميتواند بيانگراتفاقات قابل پيش بيني و پيش رو ارزيابي نمود كه ازهم اكنون دولتمردان وحكومتگران جمهوري اسلامي آ نها را بعنوان گزينه و استراتژي تقابل وتهديد درنظرگرفته اند. شايد اينروزها بخشنامه ها و دستورالعمل هائي از اين دست، در طبقه بنديهاي محرمانه وخيلي محرمانه و... خطاب به نهادهاي مرتبط با استراتژي مقابله با احتمالات فراوان باشد كه راه ياقتن آنها بعرصه مطبوعات يا رسانه هاي مجازي وغيرو بهرداياي ميسريا به مصلحت رژيم نباشد، اما با اندكي هوشياري ودرايت نيزميتوان از لابلاي همين اخبارهم دريافت كه چه اقفاقاتي درشرف نكوين است.خبر ذيل كه بنقل از روزنامه صداي عدالت آمده، حكايت بيانگر واقعيتهاي مهمي است. انتشارچنين اخباري حكايت ازآن دارد كه اينگونه اقدامات با چه اهدافي و براي چه منظوري درحال شكلگيري واجراست.آنچه كه ميتوان ازچنين اخباري استنباط نمود اينكه: دولت احمدي نژاد وحكومتگران كنوني با پيش بيني اينكه يك مقابله نظامي بعيد نمي نمايد و بايد براي چنين تقابلي آمادگيهاي لازم فراهم گردد، ازهم اكنون دارند زمينه سازيهاي لازم براي چنان شرايطي را فراهم مينمايند. برابراخباروشنيده ها، بموجب بخشنامه اي كه به نهادهاي نظامي وانتظامي و... صادرگرديده، قراراست كه كليه پروازهاي داخلي وخارجي به فرودگاه خميني در 60 كيلو متري جنوب تهران (( جاده ساوه) كه مديريت آن بطوركلي وكامل دراختيار سپاه پاسداران قرار دارد منتقل شود. براساس آنچه كه درحال اجراشدن است، ميتوان دريافت كه اولين گامها درراستاي پيش بيني ها تا چه جدي است.&lt;br /&gt;ایالات متحده، سپاه پاسداران را بدست داشتن در رویدادهای خونبار عراق و همچنین برنامه های مشکوک هسته ای جمهوری اسلامی متهم می کند &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4493131365333993418-5046602720326921930?l=mohandestabarzadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/feeds/5046602720326921930/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=4493131365333993418&amp;postID=5046602720326921930' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/5046602720326921930'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/5046602720326921930'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/2007/10/blog-post_1051.html' title='اقدام غير منتظره عليه سپاه پاسداران'/><author><name>مهندس حشمت اله طبرزدی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05220502641989689533</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://www.sharemation.com/hti/mohandestabarzadi.jpg?uniq=-qysrl4'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4493131365333993418.post-117070920265528632</id><published>2007-10-27T01:10:00.000+03:30</published><updated>2007-10-27T09:15:25.757+03:30</updated><title type='text'>احضار اميد عباسقلي نژاد به دادگاه آمل</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;امید عباسقلی نژاد بار دیگر به دادگاه انقلاب آمل احضار شد. امروز طی تماس تلفنی از سوی دادگاه انقلاب آمل - شعبه ۳ دادگاه انقلاب آمل - اعلام گردید که امید عباسقلی نژاد ُ به اتهام اقدام علیه امنت کشور باید ظرف ۲۴ ساعت خود را به دادگاه مزبور معرفی نماید.در غیر اینصورت با دستور قضائی توسط نیروی انتظامی وی را جلب خواهیم نمود.وی که اغلام نمود من فقط با احضاریه رسمی دادگاه به دادگاه مراجعه خواهم کرد به وی اعلام کردند که تا کنون ۴ اخطاریه برای شما ارسال شده است.این در حالیست که او میگوید هیچ اخطاریه ائی را دریافت ننموده است.شایان ذکر است که امید عباسقلی نژاد به اتهام اقدام علیه امنیت از طریق راه اندازی راهپیایی و نشر اکاذیب و هجو نامه بصورت اعلامیه و سایت های اینترنتی توهین به نظام مقدس جمهوری اسلامی و توهین به مسئولین در مرداد ماه سال گذشته در امل - در حالی که نامبرده قصد شرکت در مراسم ختم شهید اکبر محمدی را داشت - دستگیر و به بند ۲۰۹تهران انتقال و پس از مدتی دوباره به زندان آمل منتقل گردید و نهایتا با قید وثیقه از زندان آزاد شد. امید عباسقلی نژاد مسئول روابط عمومی جبهه دموکراتیک ایران تا کنون بارها و بارها دستگیر و مدت زمان طولانی را در سلول های انفرادی و زندلنهای عمومی اوین و فردیس کرج گذرانده است&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4493131365333993418-117070920265528632?l=mohandestabarzadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/feeds/117070920265528632/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=4493131365333993418&amp;postID=117070920265528632' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/117070920265528632'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/117070920265528632'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/2007/10/blog-post_27.html' title='احضار اميد عباسقلي نژاد به دادگاه آمل'/><author><name>مهندس حشمت اله طبرزدی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05220502641989689533</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://www.sharemation.com/hti/mohandestabarzadi.jpg?uniq=-qysrl4'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4493131365333993418.post-238018191561464194</id><published>2007-10-23T09:27:00.000+03:30</published><updated>2007-10-23T09:28:59.786+03:30</updated><title type='text'>نامه يكي ازاعضاي جبهه متحد دانشجويي به طبرزدي </title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;مصاحبه شما را با برنامه میزگردی با شما صدای آمریکا دیدم . در فضای حاکم بر ایران خصوصاً با فشاری که بر فعالان سیاسی است، جای بسی خرسندی است که جسورانه در این برنامه شرکت کردید و نظرات خود را بی هیچ ابایی ابراز داشتید .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;مصاحبه با رسانه های داخلی و خارجی بدون در نظر گرفتن دیدگاه و خط فکری حاکم بر آنها این امکان را به ما می دهد که ارتباط خود را با لایه های مختلف جامعه حفظ کنیم و این می تواند در فضای حاکم بر جامعه نقش اساسی را بازی کند . اما فراموش نکنیم با مصاحبه با این رسانه ها این فکر را در بخش هر چند کوچک در جامعه القا می کنیم که فضای داخل آن قدر هم بسته نیست که کسی می تواند به راحتی به ابراز نظر بپردازد . در مورد اخیر من با چنین برخوردی مواجه نشدم ولی در مورد مصاحبه های .......... بارها از سوی فعالان سیاس مورد سوال قرار گرفتم که چگونه است که برخورد شدیدی با چنین فعالیت هایی که از سوی دوستان ما انجام می گیرد، نمی شود . خصوصاً اینکه بعد از این مصاحبه ها است که دوستان امکان پیدا می کنند عموماً آزادانه از ایران خارج شوند . شاید بشود حق را تا حدودی به آنها داد، چون به نظر نمی رسد که حکومت جمهوری اسلامی از اینگونه مصاحبه ها که در آن فقط به ابراز دیدگاه می پردازند وحشتی داشته باشد . بر خلاف آن وحشت حکومت آن موقع است که در این مصاحبه ها دعوت به جنبشی صورت گیرد .&lt;br /&gt;از سوی دیگر مصاحبه با رسانه ها بدون در نظر گرفتن دیدگاه و خط فکری حاکم بر آنها وجهه قابل قبولی در جامعه به آنها می دهد و پس از آن است که شیطنت های اینگونه رسانه ها شروع می شود . به عنوان مثال برخورد هایی که صدای آمریکا، روزنامه شرق، روزنامه اعتماد ملی و ... در انعکاس اخبار برخورد هایی که با فعالان سیاسی می شود نشان دادند گواه این مدعا است . دیدیم که چگونه پس از کسب وجهه در جامعه ما را مورد بایکوت خبری قرار دادند .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما در این مصاحبه شما به صدای آمریکا به نکته مهمی اشاره کردید که به جا است از هر تریبون ممکن آن را متذکر شویم .&lt;br /&gt;با توجه به فعالیت های افراد موسوم به اصلاح طلب و ... که تعلق خاطرشان به حکومت جمهوری اسلامی بارز شده است، باید جامعه را از خطر دوباره بر مسند قدرت نشستن آنها مطلع کنیم . که شما به درستی در مصاحبه تان به آن اشاره کردید و فضای این دولت را با دولت قبل و حتی دولت های قبل یکسان بیان کردید . جامعه باید به این نکته آگاه شود که مدعیان اصلاح طلبی امروز عمدتاً از مجریان حرکت های تند حکومت جمهوری اسلامی بوده اند و امروز هم هیچگاه تمامیت حکومت جمهوری اسلامی را به زیر سوال نمی برند .&lt;br /&gt;در این مدت که بیشتر در تهران بودم و این امکان را داشتم تا همچون گذشته با فعالان سیاسی زیادی دیدار داشته باشم و با هم به بحث در مرود مسائل روز ایران بپردازیم، به این نتیجه رسیدم که جامعه دچار یأس و نا امیدی شدیدی شده است و این وظیفه ما است که روح امید و شادابی را به جامعه القا کنیم . فراموش نکنیم که همین فعالیت های ما در جهت بالا بردن سطح آگاهی های سیاسی بود که امروز باعث گردیده است تمامی اقشار جامعه به حقوق خود آشنا گشته و راه های احقاق آن را نیز به خوبی آموخته باشند . گواه این مدعا هم حرکت های اعتراضی پرستاران، معلمان، کارگران و ... می باشد .&lt;br /&gt;در جهت حرکت در این راه اولین قدم اتحاد با گروه های فعال و همسو می باشد . به عنوان مثال ارتباط با گروه های پرستاران، معلمان، کارگران و ... معترض که دیدگاه های همسو با ما دارند می تواند منجر به صدور بیانه های مشترک و دعوت های گسترده در تجمعات اعتراضی شود که خود این به علاوه ایجاد امید در فضای جامعه و ضربه پذیری هر یک از این گروه ها را در برابر حکومت جمهوری اسلامی کمتر می کند .&lt;br /&gt;فراموش نکنیم که اتحاد با گروه های غیر همسو می تواند صدمات جبران نا پذیری به بدنه ما وارد کند و باعث جدا شدن طیف گسترده ای از دوستان ما شود . صدمه ای که در سال های اخیر به واسطه حضور افراد مغرض بارها شاهد آن بوده ایم .&lt;br /&gt;تا رسیدن به آن مرحله راه طولانی و پر خطری داریم، پس تا آن موعد می توانیم با صدور بیانه های تشکیلاتی و گروهی با امضاء افراد محدود فضا را در آن جهت سوق داد .&lt;br /&gt;ولی مهمتر از همه موارد گفته شده خطری است که امروز تمامیت ارضی ایرانمان را تهدید می کند . خطری که به واسطه آن اینجانب و تعداد کثیری از فعالان سیاسی همچون مرا وادار به پذیرش حکومت جمهوری اسلامی برای مواجه با این خطر کرده است . جنبش های جدایی طلب کردستان، آذربایجان، خوزستان، سیستان و بلوچستان و ... می تواند خطر بزرگی در پیش روی ایران آباد و آزاد آینده باشد . به عنوان یک گروه دلسوز این آب و خاک باید وظیفه خود بدانیم که آگاهی های این قومیت ها را در برابر این خطر بالا ببریم .&lt;br /&gt;پوزش مرا به جهت طولانی شدن مطلب ارسالی بپذیرید ولی دغدغه های فکری اینجانب به عنوان یک ایرانی که اکنون وطن خود را این چنین بر فنا می بیند بیش از این مطالب است .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به امید آزادی...&lt;br /&gt;زنده باد ایران...زنده باد آزادی&lt;br /&gt;امین کـُرد&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4493131365333993418-238018191561464194?l=mohandestabarzadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/feeds/238018191561464194/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=4493131365333993418&amp;postID=238018191561464194' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/238018191561464194'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/238018191561464194'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/2007/10/blog-post_8373.html' title='&lt;div align=&quot;right&quot;&gt;نامه يكي ازاعضاي جبهه متحد دانشجويي به طبرزدي &lt;/div&gt;'/><author><name>مهندس حشمت اله طبرزدی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05220502641989689533</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://www.sharemation.com/hti/mohandestabarzadi.jpg?uniq=-qysrl4'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4493131365333993418.post-4850166812137099882</id><published>2007-10-23T09:23:00.000+03:30</published><updated>2007-10-23T09:26:44.404+03:30</updated><title type='text'>نامه باقي به شاهرودي</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;عمادالدين باقي رييس انجمن دفاع از حقوق زندانيان پيش نامه اي خصوصي براي رييس قوه قضاييه ارسال كرده بود كه پس از بازداشت اخيرش تصميم به انتشار آن گرفت . وي در اين نامه که نسخه ای از آن در اختیار سایت امروز قرار گرفته آورده است : آنچه در زير مي‌آيد نخست در 18آبان سال1383به عنوان نامه‌اي خصوصي براي آيت الله شاهرودي رئيس قوه قضاييه ارسال شد و به توصيه برخي از دوستان برخي نام‌ها و عبارات حذف گرديد كه در اينجا دوباره افزوده شده و داخل [ ] قرار گرفته‌اند. علاوه بر اين به دليل گذشت زمان،برخي از تواريخ آن اصلاح شدوچند بندپاياني بر آن افزوده شد. اينك متن كامل نامه را براي وجدان عمومي كه قاضي واقعي است انتشار مي‌دهم . حضرت آيت الله سيد محمود هاشمي شاهرودي رياست محترم قوه قضاييه و دادگاه وجدان هر كس كه اين لايحه را مي‌خواند ز مشكلات طريقت عنان متاب اي دل رفيق عشق چه غم دارد از نشيب و فراز سلام عليكم حاجتي نيست كه اصول نوزدهم تا چهل و دوم قانون اساسي را كه فصل سوم آن تحت عنوان حقوق ملت است، يادآور شوم. اما از باب حسن مطلع اشارتي را بي فايده نمي‌دانم . اصل نوزده از حقوق مساوي مردم ايران اصل 20 حمايت يكسان قانون از زنان و مردان اصل 22 مصونيت حيثيت، جان، حقوق، مسكن و شغل اشخاص اصل 23 ممنوعيت تفتيش عقايد و مصونيت افراد از تعرض يا مواخذه بخاطر داشتن عقيده اصل 24 آزادي بيان مطالب توسط مطبوعات و نشريات اصل 25 ممنوعيت استراق سمع ‌اصل 26 آزادي احزاب، جمعيت‌ها و انجمن‌هاي سياسي و صنفي اصل 27 آزادي راه‌پيمايي بدون حمل سلاح اصل 28 حق شغل اصل 32 ممنوعيت بازداشت بيش از 24 ساعت و تفهيم اتهام كتبي و با ذكر دلايل در مدت احضار يا بازداشت اصل 34 حق دادخواهي و شكايت اصل 35 اطلاق حق وكيل گرفتن اصل 37 اصل برائت اصل 38 ممنوعيت هر گونه شكنجه و اصل 39 از ممنوعيت هتك حرمت و حيثيت فرد زنداني يا بازداشت شده سخن مي‌گويند. در اينجا نمي‌خواهم به مصاديق و موارد نقض تمام اين حقوق اساسي درباره خود به عنوان يكي از شهروندان سخن بگويم . پيش از روي كار آمدن آقاي سيد محمد خاتمي و بروز جنبش اصلاحي در ايران، تهديدها و آزارهايي متوجه من و خانواده‌ام شد و شرايطي پديد آورده بودند كه از هنگام خارج شدن از خانه اضطراب بر خانواده مستولي بود و نگران حادثه‌اي بودند و اگر چند بار تماس برقرار نمي‌شد يا تأخيري در بازگشت صورت مي‌گرفت نگراني چيره مي‌شد. به همين سبب بود كه در سال 1378 كتاب تراژدي دموكراسي را با اين عبارت اهدا كردم: «تقديم به همسر و دخترانم كه سالهاي پر اضطرابي را همسفرم بوده‌اند». اما در اينجا به دلايلي كه فعلا از بازگو كردن جزئيات آنچه در سال هاي پيش از1384 رخ داده درمي‌گذرم و به مجالي مناسب‌تر واگذار مي‌كنم وبه برخي ديگر از مشكلات فهرست‌وار اشارتي مي‌نمايم : فهرست برخي از تهديدها و آزارها 1 ـ در سال 1374 به دادگاه ويژه روحانيت احضار و چند ساعت بازجويي شدم. اتهامات سنگين و بي‌اساس سياسي وارد شد كه در فضاي خاص و سكوت آن روزها تبعاتش معلوم بود . 2 ـ در سال تحصيلي 74 ـ 75 از تدريس در دانشگاه ممنوع شدم و در ميان ترم تحصيلي، كلاسهايم را تعطيل كردند . 3 ـ مجوز فعاليت انتشاراتي گرفتم كه وزارت اطلاعات در دوره آقاي فلاحيان طي نامه‌اي به وزارت ارشاد عدم صلاحيت مرا اعلام و دستور لغو پروانه را صادر كرد . 4 ـ در معاونت پژوهشي موسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني مشغول كار شدم ولي توسط نيروهاي امنيتي بر آن موسسه چنان فشار آمد كه ناگزير از كناره گيري شدم و سرانجام براي گذران زندگي خويش به كارگاهي در خارج از شهر تهران (صالح‌آباد در جاده بهشت‌زهرا) رفته و كارگري كردم؛ هر چند پس از مدت كوتاهي دوباره به فعاليت پژوهشي خود مشغول شدم. پس از روي كار آمدن آقاي خاتمي انتظار مي‌رفت اين شرايط تغيير كند اما متاسفانه هنوز اين وضعيت ادامه دارد . 5 ـ در سال 1378 كه پس از سالها مطبوعات آزاد و مستقل پا به ميدان نهاده و تنفسي تازه مي‌كردند تهديدات جاني نسبت به من و برخي از دوستان به حدي رسيده بود كه يك مقام نيروي انتظامي با من و گنجي قرار ‌گذاشت و متن نامه‌اي از شوراي امنيت را مبني بر جدي بودن خطر جاني توسط عوامل داخلي و خارجي ابلاغ كرد و بيان داشت، نيروي انتظامي موظف به حفاظت از جان ما شده است. فعلاً از ذكر منابع تهديد درمي‌گذرم.از آن پس تا زمانيكه روانه زندان شديم تحت حفاظت پليس بوديم هرچند بصورتي كاملا ناگهاني و غافلگيرانه ،سعيد حجاريان ترورشد . 6 ـ در 22 اسفند 1377 پس از چند هفته آتش تهيه روزنامه كيهان، توسط دادسراي نظامي تهران احضار و چند ساعت بازجويي شدم. آنانكه تجربه اين وقايع را دارند مي‌دانند كه هر احضار و بازجويي انسان را در وضعيت تعليق و بلاتكليفي در امور زندگاني‌اش قرار مي‌دهد . 7 ـ در خرداد 1379 دادگاه ديگري مرا احضار و با انتساب اتهامات ناروايي مرا به 5/7 سال زندان محكوم كردند و سپس در مرحله تجديدنظر به 3 سال كاهش يافت. اين دوره زندان را سپري كردم، در حاليكه 49 فقره شكايت به دادسراي انتظامي قضات اعلام كرده بودم كه هيچگاه به آنها رسيدگي نشد. هيچ يك از اتهامات من ثابت نگرديد به همين دليل دادگاه كه اسما علني و در عمل غير علني برگزار شد، اجازه در اختيار داشتن متن مذاكرات دادگاه را (كه طبق قانون بايد نسخه‌اي به من داده مي‌شد) و نيز اجازه انتشار بخش مهمي از دفاعياتم را هم نداد . 8 ـ در طول 25 سال گذشته شغل اصلي من پژوهش و تاليف بوده و تاكنون 21 اثر پژوهشي، مجموعه مقالات و ترجمه منتشر كرده‌ام. اما هفت كتاب من يا پس از انتشار توقيف شده و يا پيش از انتشار ممنوع گرديده. آنان كه دستي بر كتابت و تاليف و طبع دارند مي‌دانند كه توقيف يك كتاب چه زيان مادي و معنوي هنگفتي به يك نويسنده وارد مي‌سازد به ويژه آنكه برخي از اين كتاب‌ها پس از توقيف در دهها هزار نسخه در بازار سياه چاپ و منتشر شده و سود كلاني نصيب قاچاقچيان بازار كتاب مي‌گردد بدون اينكه حقوق مادي و معنوي نويسنده ادا شود و فقط هزينه آنرا داده است.پس از آزادي از زندان چند ماه بيكار بودم و هيچكس سراغي از نحوه گذران زندگي‌ام نمي‌گرفت و فقط متكي به درآمد ناچيز حق‌التاليف كتابهايم بودم . 9ـ در اوايل سال 82 توسط وزارت احضار شدم و بدون ذكر هيچ دليل قانوني ممنوعيت مصاحبه با راديوهاي فارسي زبان خارج از كشور مانند راديو فردا، راديو آمريكا (به تصريح) و راديو بي بي سي و فرانسه (به تلويح) به من ابلاغ شد . 10 ـ سرانجام با سازمان ملي جوانان مقدمات يك كار پژوهشي را ريختم، ولي از سوي سازمان بازرسي كل كشور افرادي به آن موسسه مراجعه كرده و در جستجوي يافتن مدركي درباره همكاري پژوهشي من با آنجا بوده‌ و نگراني‌هايي براي موسسه ايجاد كردند . 11ـ به انتشار روزنامه جمهوريت با رويكرد اجتماعي اقدام كردم. در حالي كه 5 ماه زحمت سازماندهي و برنامه‌ريزي آن را متحمل شده بوديم تنها دو هفته از انتشار روزنامه گذشته بود كه ]سعيد مرتضوي[ دادستان تهران مانع از ادامه كار روزنامه شد. از آنجا كه به برخي مقامات و شخصيت‌ها اعلام شده بود سردبيري عمادالدين باقي يكي از علل اصلي متوقف كردن كار روزنامه است به خاطر اعتقاد به اصل بقاي روزنامه و جلوگيري از بيكار شدن دهها نفر از همكارانم اعلام كردم داوطلبانه كناره‌گيري مي‌كنم اما باز هم تهديد كردند اگر جمهوريت منتشر شود، همان شب توقيف مي‌گردد . 12 ـ در حالي كه شايد برخي گمان برند روزنامه شرق كه از مهم‌ترين روزنامه‌هاي اصلاح‌طلب كشوربود به دليل آنكه داماد من محمد قوچاني سردبيري آنرا بر عهده دارد پايگاهي براي من است اما اين روزنامه پس از چاپ چند مقاله از اينجانب، تهديد شد. به آنها گفته شد‌ كه ديگر هيچ سرمقاله‌اي از عمادالدين باقي چاپ نكنند . آنها هيچ حكم كتبي صادر نمي‌كنند و مي‌خواهند بدون ارايه مدرك و با استفاده از زور مانع چاپ مطالب شود تا اگر كسي مدعي شد چنين گفته اند، بتواند تكذيب كرده و به اتهام انتشار كذب با او برخورد كند .{...} بنابراين روزنامه شرق تا حدود يكسال ونيم گاهگاهي مطالب خبري يا نوشته‌هاي مرا با احتياط و در لابلاي صفحات به طبع مي‌رساند و براي جلوگيري از به خطر افتادن بقا و حيات روزنامه نمي‌توانست سرمقاله‌اي از من چاپ كند. البته نماينده قوه قضاييه در هيئت نظارت بر مطبوعات (جناب آقاي اژه‌اي ) حتي نسبت به همين مطالب غير سياسي كه گاهگاهي در لابلاي صفحات چاپ مي‌شد نيز حساسيت و مخالفت ورزيده‌اند . 13 ـ علاوه بر اين بنا بر اطلاع من، تلفن‌هايم شنود مي‌شوند، خانه‌ام تحت مراقبت امنيتي است و از ساختمان‌هاي مشرف بر خانه‌ما با دوربين و وسيله استراق سمع همه چيز تحت كنترل است و در حوزه خصوصي خويش مأمون و مصون نيستيم اين در حالي است كه هيچ فعاليت پنهاني ندارم و نوع كار من نوشتن و عمل كردن در چارچوب قوانين جاري كشور است. براساس نظر يك كارشناس فني اتومبيل من نيز دستكاري شده و يا شنودگذاري گرديده بود . واقعيت اين است كه از نظر شخصي در همه اين شرايط به راحتي زندگي مي‌كنم و چون دغدغه پنهانكاري ندارم و به عنوان يك نويسنده و گوينده مايلم حتي يك نفر افزون تر گفتني‌هايم را بشنود لذا از اينكه حتي از طريق شنود نيز يك تن بيشتر از افكارم آگاه شود خرسندم. اما اين شيوه در مقياس ملي بسيار خطرناك و ناقض حقوق شهروندان و بر ضد حقوق بشر است . 14 ـ چهار سال واندي از آزادي ام از زندان مي گذردودر اين مدت 23بار احضار شده ام.(بطور متوسط هر دوماه يا دوماه ونيم يكبار)در يكسال ونيم اول 9باربه دادگاه ويكبار به وزارت اطلاعات احضار شدم ودر دوسال اخير14بار به دادگاه و وزارت اطلاعات رفتم كه مجموعا سه بارآن منجر به صدور حكم محكوميت شده است،يك جريمه مالي و دوحكم زندان يكساله وسه ساله.همچنين با احضارهاي پي در پي يك وضعيت تعليقي و بي ثباتي ايجاد كرده و اجازه نداده‌اند كه برنامه بلندمدتي براي زندگي خود ترسيم نمايم . 15 ـ هنگامي كه همه راهها و درها را بستند، تنها روزنه كار علمي و تنفس باقي مانده، حضور در كنفرانس‌ها و سمينارهاي علمي و حقوق بشري است كه آنرا هم مسدود كرده و ممنوع الخروجم ساخته‌اند . ساعت 30/4 بامداد دوشنبه 13 مهر 1383 به همراه خانواده به فرودگاه تهران عزيمت كردم. پس از تحويل چمدان ها به قسمت بار و نيز پرداخت عوارض خروج و ايستادن در صف گمرك، ساعت 30/6 بامداد روي پاسپورت من و همراهانم مهر خروج زده شد . چند روز پيشتر پرس و جوهاي لازم را انجام داده بودم و برايم محرز بود كه ممنوع الخروج نيستم. هنگامي كه گمرك فرودگاه نيز اسم مرا در مانيتور كنترل كرد چون در ليست ممنوع الخروج ها نبودم مهر خروج را روي پاسپورت زد. من از نظر قانوني از ايران خارج شده بودم اما پس از عبور از گمرك ماموري نزد ما آمد و پاسپورت من و كليه كيف هاي دستي من و همسر و دخترانم را گرفت و مرا با خود به دفتري برد كه تحت عنوان نهاد رياست جمهوري در فرودگاه مستقر است. بنابراين آنچه رخ داد نه يك رفتار قانوني بلكه يك بازي كاملا امنيتي توسط دستگاه موازي اطلاعاتي بود. دقايقي پس از ورود به دفتر موسوم به نهاد رياست جمهوري با كمال شگفتي مشاهده كرديم كليه چمدان‌هاي ما را كه تحويل بار هواپيما شده بود به اين دفتر بازگرداندند و تمام محتويات كيف هاي دستي و ساك و چمدان ها را كاويدند . سي دي ها و نوارها را يك به يك باز بيني كردند. چيزي جز 50 – 40 جلد كتاب كه اغلب آنها كتب منتشر شده خودم بود و چند سي دي فيلم مجاز و دعوتنامه بنياد پاركينسون و چند قطعه كاغذ و يادداشت چيزي به دست نيامد . نحوه جستجو چنان بود كه گويي مظنوني كه اطلاعات هسته‌اي كشور را به خارج منتقل مي كرده تحت بازرسي است. تا ساعت 30/11 پيش از ظهر اين ماجرا به طول انجاميد و خستگي مفرط به همراه داشت . شگفت آور اينكه در پاسخ به اعتراض من گفتند كه حكم قضايي دارند اما هيچ حكمي را نشان ندادند و همه كارها و اوامر تلفني انجام مي‌شد. مضاف بر اين پاسپورت من ضبط شد و طي نامه اي اعلام داشتند كه به درخواست دادگاه ويژه روحانيت اين عمل صورت گرفته و من بايد به آنجا مراجعه كنم. اين در حالي است كه فقط مي توان از سفر كسي ممانعت كرد كه به حكم دادگاه ممنوع‌الخروج شده باشد و من توسط هيچ دادگاهي از جمله دادگاه ويژه روحانيت نه محاكمه، نه محكوم و نه حتي در چند سال اخير احضار شده‌ بودم و حتي مهر خروج هم بر پاسپورت من نشسته است . اين اقدام يكي از مصاديق بارز نقض حقوق بشر است. در ماده 13 اعلاميه جهاني حقوق بشر آمده است «هر شخصي حق دارد هر كشوري از جمله كشور خود را ترك كند يا به كشور خويش باز گردد ». اگر من مي ‌خواستم طي سفر خويش درباره حقوق بشر در ايران سخني بگويم اما با ممانعت غير قانوني از سفرم آشكارا مدرك ديگري به نهادهاي بين المللي حقوق بشر مبني بر نقض حقوق مسلم و ابتدايي شهروندان داده‌اند. سفر كردن حق مسلم شهروندي است و هر كس به هر شهر و كشوري كه بخواهد مي تواند سفر كند و هيچ دولت و مقام و نهادي حق ندارد آنرا از افراد سلب نمايد . تنها در صورتيكه فردي متهم به قتل بوده و بيم فرار او از مجازات وجودداشته باشد و يا اموال عمومي يا خصوصي را سرقت يا اختلاس كرده و با فرار او امكان استيفاي حقوق ضايع شده از بين مي‌رود مي‌توان وي را ممنوع‌الخروج كرد. متاسفانه در كشور ما نويسندگان مورد بي حرمتي قرار مي‌گيرند و كتابهاي من همچون اشياء ممنوعه و آلات جرم بازرسي و صورتجلسه مي شود. آيا اين كاري غير اخلاقي نيست؟ زيرا آنها در حالي كه مي توانند از پيش به افراد و به ويژه افراد شناخته شده اطلاع دهند كه اجازه خروج از كشور را ندارند، از اين كار ساده امتناع مي‌ورزند و پس از اينكه آنها وقت و هزينه زيادي را براي تدارك سفر صرف مي كنند و تمام برنامه‌هاي خويش را بر اساس مسافرت چند هفته اي تنظيم مي‌نمايند و دهها تماس و قرار و وعده و وعيد صورت مي گيرد در لحظه خروج دست به چنين عملي مي زنند و شهروندان را بدينوسيله مورد اذيت و آزار قرار مي دهند. از آنجا كه هر روزه براي شهروندان ديگري اين حوادث در فرودگاه اتفاق مي‌افتد اما صداي آنها به جايي نمي رسد اين رويداد را خير مي دانم و با تبديل آن به يك پروژه مي‌كوشم حادثه ممنوع الخروج شدنم را به منبع خير براي جامعه تبديل كنم . 16 ـ روز پيش از پرواز با تعقيب و مراقبت محسوسي مواجه بودم. عصر يكشنبه دو موتور سوار كه در تعقيب من بودند، يكي از بستگانم را كه در ميدان آرژانتين به قصد آوردن بسته وسايل شخصي‌ام از اتومبيل اقدام كرده بود مورد حمله قرار دادند و بسته مرا از دست او ربودند. او وحشت‌زده شده و از كاربرد كارد و يا ساير سلاح‌هاي سرد توسط مهاجمان بيمناك گرديده بود. شايد تصور آنها اين بود كه با ربودن پاسپورت و ساير مدارك سفرم، برنامه بدون پرداخت هزينه لغو خواهد شد و من هم در هيچ محكمه‌اي نمي توانم چيزي را ثابت كنم خصوصا كه كيف زني آنقدر متداول شده كه ظن كسي به جاي ديگر نمي رود. موتور سواران حتي پس از اين تهاجم تا آخر شب كه به منزل رفتم در تعقيب من بودند. هنگامي كه اين تعقيب و مراقبت‌ها انجام شود انسان در خيابان‌ها نيز احساس امنيت نمي‌كند. حتي هر صبح كه فرزندانم به مدرسه و دانشگاه مي‌روند تا لحظه‌اي كه بازگردند نگران آنها هستيم و اين داستان هر روز تكرار مي‌شود . 17 ـ از هنگامي كه انجمن دفاع از حقوق زندانيان را تشكيل داده‌ايم با فشارهاي زيادي مواجه بوده‌ايم.از سازمان بازرسي كل كشور به وزارت كشور مراجعه كرده و نسبت به صدور پروانه اين انجمن اعتراض كرده و رونوشتي از پرونده را با خود برده‌اند و در پي يافتن مستمسكي براي لغو پروانه بودند. اين در حالي است كه اين انجمن طبق اساسنامه‌ اش نهادي غير سياسي، غير انتفاعي و غير دولتي است و صرفا فعاليت حقوق بشري داشته و موضوع فعاليت آن عام و شامل همه زندانيان عادي و سياسي است. اين انجمن صرفا فعاليت حقوقي و علمي و خدماتي مي‌كند. يادآوري مي‌كنم اساسا طبق قانون اساسي ج.ا.ا و اعلاميه جهاني حقوق بشر راه‌اندازي چنين نهادهايي نياز به مجوز حكومت ندارد. در كجاي دنيا براي فعاليت‌هاي مدني و خيريه‌اي از دولت‌ها كسب اجازه مي‌كنند؟ در عين حال ما به مقررات موجود احترام گذاشتيم ولي به بهانه‌هاي مختلف در پي جلوگيري از فعاليت‌ اين انجمن هستند . 18 ـ اقدام بعدي اين بود كه حكم يكسال زندان تعليقي با شكايت دادستان تهران به حكم قطعي بدل شد در حالي كه حكم تعليقي هم اساس منطقي نداشت چه رسد به اينكه قطعي گردد. زيرا : الف: سال گذشته شعبه 6 دادگاه انقلاب بدون اينكه دادگاهي برگزار كند حكم صادر كرده است. من به دليل اينكه دادگاه غير علني بود و به وكيلم اجازه حضور داده نشد و فاقد هيئت منصفه بود آنرا صالح ندانسته و شركت نكردم. شعبه مربوطه بر اساس كدام دفاعيات حكم صادر كرده است؟ ب: علاوه بر اين بسياري از اتهامات مطرح شده در دادنامه قبلا به من تفهيم نشده بود . ج: همچنين تمام اتهامات مندرج در دادنامه ، مربوط به مقالاتي بود كه صراحتا از يك پرونده سياسي مطبوعاتي حكايت مي‌كرد كه مشمول اطلاق اصل 168 قانون اساسي است و تخصيص بردار نيست . د: قبلا عليه بسياري از آن مقالات حكم صادر شده و زندانش را تحمل كرده بودم . هـ: پنجم اينكه اظهارات من در مقالاتم اساسا جرم نبوده است. استفاده از حق آزادي بيان بدون اينكه بزهي در جوف آن واقع شود جرم نيست كه بخواهند دادگاه براي آن برگزار كنند . 19 - در سال 1383 من يك درخواست کتبی را به وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تقديم کردم و خواستار مجوزتأسيس مؤسسه ای فرهنگی شدم. من به عنوان عضو هیئت موسس و مسئول و همسرم به عنوان عضو هيئت موسس بوديم. در وزارت اطلاعات دولت محمد خاتمی نيزصلاحيت مرا رد کردند . در آبان 1383 من درخواست خود را طي نامه ای به وزارت اطلاعات و نيز از طريق نمايندگان مجلس پی گرفتم اما هيچ تجديد نظري از سوی وزارت انجام نشد .بنابراين ما از داشتن شغل محروميم . اکنون از شما می پرسم که چه راه ديگری برای دستيابی به حق مان برای داشتن شغل و درآمد باقی مانده است . 20 – مجله جامعه نو که مدير مسئول آن همسر من فاطمه کمالی احمد سرائی بود به مدت سه سال منتشر می شد؛اما سرانجام با اراده آقاي محسنی اژه ای توقيف وسپس درهيئت نظارت بر مطبوعات که اکثريت اعضای آن را محافظه کاران تشكيل مي دادند آقاي اژه ای پيشنهاد لغو مجوز آن را داد. پس از تقديم گزارشی کتبی از سوی مدير مسئول به این امید که نشان دهد از قانون مطبوعات تخلف نکرده است،آقاي اژه ای در جلسه هيات نظارت مي گويد : « این مجله از جهت محتوا مقصر است چرا که ترويج کننده سکيولاريسم است» وبدون هيچ دليل موجهي پروانه انتشار آن لغو شد.( ن.ك.روزنامه شرق23و24اسفند1383 )اين در حالي بود كه خانم كمالي با وجود5اتهام سنگين مطبوعاتي در دادگاه مطبوعات محاكمه شد وبخاطر ارائه دفاعيات مستند وقوي خودهيات منصفه ودادگاه راي به برائت او دادنداما هيچوقت از مجله او رفع توقيف نگرديد. آیا همسرم هم به دلیل اینکه همسر و شریک من است باید قربانی شود ؟ 21- دربهمن1384براي دريافت جايزه حقوق بشركميسيون ملي فرانسه به آن كشور دعوت شدم اما عليرغم مكاتبات وپيگيري هاي فراوان من و وساطت برخي از شخصيت هاي سياسي،اجازه سفر ندادند . 22-در بهمن1385نيز براي سخنراني در كنگره جهاني عليه مجازات اعدام در پاريس دعوت شدم ومقاله اي فرستادم كه با وجود پيگيري هاي زيادباز هم اجازه سفر داده نشد لذا اين بار هم نماينده اي را به منظور ارائه مقاله اعزام كردم . 23- بجز كتاب هاي ممنوع شده مذكور در بند8اين نامه در سال 1385نيز پس از دوسال كه 7«كتاب» و «مجموعه مقالات»ام كه درمطبوعات ورسانه ها منتشر شده بودنددر اداره بررسي كتاب(مميزي)در وزارت ارشاد منتظر دريافت مجوز چاپ بود اعلام شد همه آنها ممنوع از انتشار است.مقامات عالي وزارت ارشاد نيز به نامه هاي من در اين زمينه هيچ پاسخي ندادند.(ن.ك.ايلنا وگويا وبي بي سي وفردا5/8/1385ومطبوعات 6/8/1385(. 24- اكنون كه اين نامه را مي نويسم دو احضاريه جديد هم دريافت كرده ام.يكي احضار به شعبه اول امنيتي دادگاه انقلاب براي يك پرونده جديد كه بازپرسي آن آغاز شده و ديگري احضار به دادگاه مطبوعات ومعلوم نيست فرجام اين دو پرونده چه خواهد شد اما در حال حاضر يك چيز معلوم است وآن هم ايجاد تعليق در زندگي ماست . 25- تازه ترين اقدام(در نيمه اول مرداد1386)،صدور 3سال حكم زندان براي من و3سال براي همسرم و3سال براي دخترم و3سال براي برادرزاده همسرم بود كه در حال حاضر در مرحله فرجام خواهي است . 26-در 29مرداد1386نيز توسط افراد ناشناسي در غياب ما دستبرد شبانه به كامپيوتر انجمن دفاع از حقوق زندانيان زده شد وپس از تخليه كليه اطلاعات بايگاني،آنها را از دستگاه پاك كرده اند وسبب نگراني و رنجش همه همكارانم از اين نوع اعمال شده اند . گزارش سابق الذكر به هيج وجه معلول صدور حكم زندان در روزهاي اخير نيست زيرا كسي كه بارها از مرگ جسته است و از آن بيمي ندارد زندان را حقيرتر از آن مي‌انگارد كه انگيزه اين تظلم نامه‌اش باشد . چه خواهيد كرد؟ در بحبوحه انقلاب سال 57 هر روز غسل شهادت كردم و به خيابان رفتم اما قرعه به نام من نيفتاد. در حوادث سال 60 و 61 دوبار از دست تروريست‌هاي مجاهدين خلق جان به در برده‌ام. در جنگ نيز احتمال شهادت بود اما چنين نشد. تجربه نزديك به سه سال زندان نيز نشان مي‌دهد كه اگر 30 سال به طول مي‌انجاميد نيز تاثيري در اراده‌ام نداشت؛ زيرا جز در چارچوب قانون و حقوق مسلم شهروندي خود عمل نكرده‌ام اما بطور مشخص اين پرسش و درخواست را دارم كه : اينك شما به عنوان يك مقام مسئول كه طبق قانون موظف به تامين امنيت شهروندان هستيد بينديشيد چه بايد كرد؟ شما خود را لختي جاي اين دادخواه بگذاريد و بگوييد اگر جاي من بوديد چه مي‌كرديد؟ آيا اين وضعيت با بودن در زندان برايتان تفاوتي داشت و اين‌سو و آنسوي ديوار چه فرقي مي‌كرد؟ شما بگوييد خطوط قرمز كجاست؟ به عنوان يك شهروند و نويسنده‌اي كه مي‌خواهد از حق آزادي بيان استفاده كند و حق انتقاد و مخالفت و نوشتن و سخن گفتن براي او مانند حق آب و هوا است، كجا و چگونه بنويسد كه هر روز او را به دادگاه فرا نخوانند؟ و تهديد به زندان نشود؟ اگر قرار باشد سخني باب ميل حاكمان گفته شود كه نيازي به آزادي بيان نيست و در هر رژيمي همه در موافقت ورزيدن آزادند. چرا نمي‌توان با پيمودن مسير قانوني و تاسيس يك NGO غير دولتي، غير سياسي و غير انتقاعي و صرفا يك نهاد حقوق بشري فعاليت كرد و با فشارها و تهديدهاي پيدا و پنهان مواجه نشد؟ گرچه نوشتاري كه آمد ذكر احوال شخصيه بود اما مهم‌ترين نكته و مقصود من از تظلم نامه اين است كه آنچه گزارش شد در برابر رفتاري كه با هزاران شهروند ديگر در اين مرز و بوم رخ داده و مي‌دهد ناچيز و بي‌رنگ است و به همين قياس مي‌توانيد دريابيد در دياري كه شما يكي ازمسئولان آن هستيد و بايد پاسخگوي تك تك ستم‌هايي باشيد كه رخ مي‌دهند، چه مي‌گذرد. اين در حالي است كه طبق آموزه‌هاي اسلامي حتي اگر خلخالي از پاي يك زن يهودي ربوده شود امام علي(ع) مي‌گويد سزاوار است مسلماني از شنيدن اين خبر جان ببازد . حضرت آيت الله هاشمي شاهرودي طبق اصل 156 قانون اساسي قوه قضاييه بايد پشتيبان حقوق فردي و اجتماعي و مسئول تحقق بخشيدن به عدالت و عهده‌دار وظيفه گسترش عدل و آزادي هاي مشروع باشد. از سوي ديگر جنابعالي بخشنامه حقوق شهروندي صادر كرده‌ايد كه در اواخر مجلس ششم به قانون تبديل شد و پس از آن هم طرح تاسيس دادگاه حقوق بشر (يا حقوق شهروندي) را ارايه داده‌ايد،از اين رو اين نامه را جهت اطلاع جنابعالي نوشته و منتظر پاسخ و نتيجه هستم . من همان دم كه وضو ساختم از چشمه عشق چار تكبير زدم يكسره بر آنچه كه هست روندگان طريقت ره بلا ورزند كه مرد راه نينديشد از نشيب و فراز براي شما آرزوي موفقيت و تندرستي روز افزون دارم . عمادالدين باقي ‏چهارشنبه 18شهريور 1386 28 رمضان 1428 10اكتبر 2007&lt;br /&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4493131365333993418-4850166812137099882?l=mohandestabarzadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/feeds/4850166812137099882/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=4493131365333993418&amp;postID=4850166812137099882' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/4850166812137099882'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/4850166812137099882'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/2007/10/blog-post_1498.html' title='&lt;div align=&quot;right&quot;&gt;نامه باقي به شاهرودي&lt;/div&gt;'/><author><name>مهندس حشمت اله طبرزدی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05220502641989689533</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://www.sharemation.com/hti/mohandestabarzadi.jpg?uniq=-qysrl4'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4493131365333993418.post-1779034646878143883</id><published>2007-10-23T09:12:00.000+03:30</published><updated>2007-10-23T09:22:40.405+03:30</updated><title type='text'>دانشجويان پلي تكنيك: مرگ بر ديكتاتور </title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;تجمع اعتراضی دانشجویان&lt;br /&gt;خبرنامه امیرکبیر: تریبون آزاد دانشجویی «ستاره ها در اوین» در اعتراض به صدور احکام ناعادلانه و سنگین چندین سال حبس برای سه دانشجوی در بند دانشگاه امیرکبیر امروز، ۳۰ مهرماه ۸۶، در این دانشگاه با حضور جمع کثیری از دانشجویان دانشگاه های تهران برگزار شد.&lt;br /&gt;مدیریت دانشگاه از روز گذشته با ممنوع الورود کردن ناگهانی همه اعضای شورای مرکزی انجمن اسلامی امیرکبیر و همچنین جمع کثیری از فعالین دانشجویی دانشگاه و همچنین فراخواندن کلیه نیروهای انتظامات دانشگاه سعی در جلوگیری از برگزاری این تریبون نمود.&lt;br /&gt;کمیته انضباطی دانشگاه امیرکبیر به دستور دکتر رهایی روز گذشته ضمن تماس با خانواده کلیه فعالین دانشجویی از آن ها خواست از حضور فرزنداشان در تریبون آزاد امروز جلوگیری کنند. کمیته انضباطی خانواده دانشجویان را تهدید کرده بود در صورت حضور دانشجویان در این تجمع علاوه بر صدور حکم محرومیت از تحصیل برای ایشان، نیروهای امنیتی هم آن ها را دستگیر خواهند کرد.&lt;br /&gt;انتظامات دانشگاه امیرکبیر همچنین به منظور کنترل بهتر ورود دانشجویان به دانشگاه از صبح امروز دو درب اصلی دانشگاه، درب ولیعصر و درب خیابان سعید، را مسدود کرده و ورود دانشجویان تنها از درب حافظ و درب خیابان رشت امکان پذیر بود.&lt;br /&gt;گزارش های رسیده حاکی از آن است بعضی از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت و انجمن اسلامی امیرکبیر صبح امروز با درگیری شدید با نیروهای انتظامات دانشگاه توانستند وارد دانشگاه شوند. نیروهای انتظامات دانشگاه با ضرب و شتم محمداسماعیل سلمانپور، آرمان صداقتی و نریمان مصطفوی مانع ورود آن ها به دانشگاه شد. بلافاصله پس از درگیری انتظامات با دانشجویان به درخواست مدیریت دانشگاه، نیروهای انتظامی از کلانتری میدان فلسطین مقابل درب های دانشگاه مستقر شدند.&lt;br /&gt;تدابیر امنیتی اندیشیده شده توسط دکتر رهایی، رئیس دانشگاه امیرکبیر، جهت کنترل ورود دانشجویان به حدی بود که حتی عده ای از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر که کارت دانشجویی همراه نداشتند نتوانستند امروز وارد دانشگاه شوند. همچنین حضور نیروهای امنیتی در داخل و خیابان های اطراف دانشگاه امیرکبیر بسیار چشمگیر بود. با وجود تمام سنگ اندازی های مدیریت دانشگاه امیرکبیر ظهر امروز تریبون بزرگ «ستاره ها در اوین» با حضور جمع کثیری از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر و همچنین دانشجویان دیگر دانشگاه های تهران ساعت یازده و سی دقیقه، از جلوی دانشکده پلیمر آغاز شد.دانشجویان شرکت کننده در این تریبون ابتدا با خواندن سرود یار دبستانی و ای ایران، از مقابل دانشکده پلیمر به سمت صحن اصلی دانشگاه راهپیمایی کردند و با تجمع دانشجویان در صحن دانشگاه تریبون آزاد آغاز شد.در این تریبون، که گزارش کامل آن متعاقبا ارسال می شود، امیرحسین ایرجی، عضو انجمن اسلامی دانشگاه علامه، و علی عبدی، عضو شورای مرکزی دانشگاه شریف، بیانیه های انجمن اسلامی دانشگاه علامه و شریف را در حمایت از سه دانشجوی در بند دانشگاه امیرکبیر را قرائت کردند.در ادامه مجید شیخ پور و سجاد ویس مرادی، دو عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی امیرکبیر، اقدام به سخنرانی در این تریبون نمودند. و پس از آن یکی از دانشجویان دانشگاه علامه و خواجه نصیر سخنرانی کردند. علی عزیزی، علی وفقی و علی نیکونسبتی، از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، نیز در این تریبون سخنرانی کردند. در پایان این تریبون پیام سه دانشجوی در بند، مجید توکلی، احمد قصابان و احسان منصوری که از زندان خطاب به دانشجویان تجمع کننده صادر کرده بودند قرائت شد. پس از اتمام تریبون دانشجویان در حالی که تصاویر سه دانشجوی در بند و پلاکاردهایی با مضامین «مرگ بر دیکتاتور» و «دانشجوی سیاسی آزاد باید گردد»، در دست داشتند به سمت درب ولیعصر راهپیمایی کردند. دانشجویان شعار می دادند: «رهایی حیا کن دانشگاه رو رها کن»، «رهایی برو گمشو»، «رئیس بی لیاقت استعفا استعفا»، «&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;مرگ بر دیکتاتور»، «دانشجوی زندانی آزاد باید گردد»، «ایران شده فلسطین، مردم چرا نشستین» » … . &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4493131365333993418-1779034646878143883?l=mohandestabarzadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/feeds/1779034646878143883/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=4493131365333993418&amp;postID=1779034646878143883' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/1779034646878143883'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/1779034646878143883'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/2007/10/blog-post_23.html' title='&lt;div align=&quot;right&quot;&gt;دانشجويان پلي تكنيك: مرگ بر ديكتاتور &lt;/div&gt;'/><author><name>مهندس حشمت اله طبرزدی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05220502641989689533</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://www.sharemation.com/hti/mohandestabarzadi.jpg?uniq=-qysrl4'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4493131365333993418.post-2651429518363180119</id><published>2007-10-21T12:46:00.000+03:30</published><updated>2007-10-21T12:49:32.133+03:30</updated><title type='text'>خطاب به روساي دول وكليه مجامع حقوق بشري ونهادهاي ذيربط</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;حقوق بشر در ایران به افسانه ها تبدل شده است&lt;br /&gt;با قاطعیت تمام بازداشت و زندانی شدن روزنامه نگار و مدافع حقوق بشر ، عماد الدین باقی را محکوم نموده و خواستار آزادی وی و سه دانشجوی پلی تکنیک که به اتهامات واهی و اعترافات تحت فشار محکوم شده اند هستیم.&lt;br /&gt;اخیرا رژیم با فشارهای فزاینده ی خود در قبال آزادیخواهان و فعالین سیاسی و اصناف چنان جو رعب و وحشت را بر جامعه حاکم نموده که ناخود آگاه هر کسی حکومت نظامی نا محسوس را تداعی میکند.&lt;br /&gt;احمدی نژاد با ظهور غیر مترقبه ی خود در هیات دولت وتکیه زدن بر کرسی ریاست جمهوری چنان اوضاع کشور را به آشفتگی کشانده که امید به آرامش نسبی آن هم تا سالیان سال متصور نیست. آغاز بکار مجدد گروه دگم اندیش ضد مطبوعاتی ، افزایش بی رویه زد و خوردو بگیر و ببند در قبال فعالین سیاسی و دانشجویان دگر اندیش ، مهر و موم دفاترانجمنها و سندیکاها و تشکلهای مستقل سیاسی و حقوق بشری ، سانسورهای مطبوعاتی و فیلتر کردن سایت های اینترنتی ، آغاز بکار گروه شکنجه گر در بازداشتگاه های مخفی وزارت اطلاعات و حفاناجا وحفاظت اطلاعات ارتش و سپاه، ضرب و شتم و زندانی کردن فرهنگیان مستقل و معترض و کارگران – بویژه کارگران کارخانه ی نیشکر هفت تپه - ،ایجاد فشارهای اقتصادی بر جامعه، تحلیل رفتن فرهنگ اجتماعی با پخش هجوهای سینمائی و تلویزیونی،افزایش تورم وناتوانی قشرمتوسط و ضعیف درامرارمعاش روزانه،ایجاد خفقان در کشوربه بهانه ی طرح افزایش امنیت اجتماعی - بویژه برقشرجوان –افزایش نرخ بیکاری ورویکرد مردم به مشاغل کاذب،ایجاد بازارسیاه باسهمیه بندی بنزین ،افزایش بی رویه آمار طلاق در خانواده ها، افزایش بی رویه ی مواد افیونی در جامعه و در نتیجه افزایش صعودی تعداد معتادین کشور،افزایش بیماری های عصبی در نتیجه ی مشکلات طاقت فرسای زندگی در سطوح مختلف جامعه،افزایش فساد اداری و بی عدالتی های اجتماعی ،افزایش اندیشه های دین گریز در جوانان،افزایش فرار مغزهاو آرزوی فرار جوانان به امید یافتن حد اقل امکانات انسانی برای ادامه زندگی در برون مرزها، افزایش تاسف انگیز فقر ، فساد، فحشا و ... . افزایش بی رویه ی خود کشی در نسل جوان، و هزاران ناهنجاری که همه و همه پس از سکانداری احمدی نژاد و یارانش در دایره ی دولت سیر تصاعدی یافته است.آیا این همه بد بختی که بر جامعه حاکم گشته نشان از بی کفایتی دولت نیست؟آیا فاصله ی عمیق بین مردم و حکومتیان نشانه ی نا سلامتی رژیم در هدایت کشور نیست؟ آیا انزوای بین المللی بیانگر اتخاذ تصمیمات و بیانات نا صحیح حکومت نیست؟&lt;br /&gt;دستگیری و بازداشت عمادالدین باقی که اتهامش فقط افشاگری در باره ی قتلهای زنجیره ائی بود و حکومت نیزآنرا بارها غده ی سرطانی موجود در وزارت اطلاعات معرفی کرده بود و دفاع از حقوق زندانیان که در حکومت اسلامی !! مشمول تضییع حق شده اند!! ،  و صدور احکام تعجب برانگیز برای سه دانشجوی پلی تکنیک که با شدیدترین شکنجه ها و تحت بدترین فشارهای روانی و جسمی لب به اعتراف گشوده اند ، و مهر و موم سازمان ادوار تحکیم وحدت وفشارهای اجتماعی و ایجاد رعب و وحشت برای اقلیت های گوناگون مذهبی و اجتماعی، و دستگیری و فشار بر اصناف و سندیکاهااز جمله ایجاد جو فشار بر فرهنگیان و ضرب و شتم و زندانی کردن کارگران کارخانه ی نیشکر هفت تپه شوش و ... مواردی است که حکومت باید پاسخگوی آن بوده و هر چه سریعتر نسبت به بازنگری در باره ی عملکرد خود در طول بیست و هشت سال حکومت خود ، بویژه سالهای اخیراقدام عاجل نماید.&lt;br /&gt;روابط عمومی جبهه ی دموکراتیک ایران ضمن محکوم نمودن این موارد و خواسته ی همیشگی خود مبنی بر آزادی کلیه ی زندانیان سیاسی و عقیدتی کشور ، از کلیه ی نهادهای ذیربط بین المللی درخواست مساعدت و یاری می نماید تا به وضعیت حقوق بشر در این کشورتوجه نموده و حکومت را با تمهیدات گوناگون ، وادار به رعایت حقوق بشر نماید.&lt;br /&gt;گیرندگان:&lt;br /&gt;روسای دول سراسر جهان&lt;br /&gt;دفتر سازمان ملل متحد&lt;br /&gt;کلیه اشخاص حقیقی و حقوقی مدافع حقوق بشر&lt;br /&gt;کلیه ی رسانه های گروهی و اطلاع رسانی از قبیل تلویزنها، رادیوها،مطبوعات و سایتهای اینترنتی &lt;br /&gt;روابط عمومی جبهه ی دمکراتیک ایران&lt;br /&gt;86/7/28&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4493131365333993418-2651429518363180119?l=mohandestabarzadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/feeds/2651429518363180119/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=4493131365333993418&amp;postID=2651429518363180119' title='2 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/2651429518363180119'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/2651429518363180119'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/2007/10/blog-post_21.html' title='خطاب به روساي دول وكليه مجامع حقوق بشري ونهادهاي ذيربط'/><author><name>مهندس حشمت اله طبرزدی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05220502641989689533</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://www.sharemation.com/hti/mohandestabarzadi.jpg?uniq=-qysrl4'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4493131365333993418.post-2232431970986140042</id><published>2007-10-17T08:49:00.000+03:30</published><updated>2007-10-17T08:51:48.590+03:30</updated><title type='text'> برج شفق نشينان</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;در فرهنگ «فولکلور»ما رسم بر این است که اگر کسی صدایش از جای گرم برآید و از موقعیت خوبی برخوردار باشد،بگویند که؛فلانی در برج عاج نشسته است!اینک اما باید این تمثیل را کمی تغییر داد و به جای برج عاج از «برج شفق»یا«شفق نشینان»استفاده کرد.وجه تماثل-بروزن تفاعل و بر سیاق تشابه!؟آن را در زیر خواهم آورد.&lt;br /&gt;چند ی پیش  همراه با اعضای خانواده بر سر سفره ی افطاری یکی از بستگان نشسته بودیم و در واقع 6خانواده در یک جا جمع بودیم.هرکس به فراخور از دری سخن می گفت و البته وجه مشترک سخنان همگان مساله ی گرانی و بیکاری بود و نمک سخنان البته،رفتار شادی آفرین و سخنان گوهر بار،تخم مرغ شانسی بود!؟&lt;br /&gt;در آن جلسه،صاحب خانه که انسان نیک و از پلیدی به دور است،ناله بر آورد که سال گذشته با هزار بدبختی و با نیت خانه دار شدن پسر تازه دامادم،مبلغ پنجاه میلیون ریال،جمع آوری کرده و در «انبوه سازان شفق»به ودیعه گذاشتم تا روزی پسرم خانه دار شود.او اضافه کرد اینک هر بار به سراغ مدیران این انبوه سازان می رویم،جواب های سربالا می شنویم.آنچه بیش از هر چیز این شهروند تهرانی را آزرده کرده بود،نحوه ی رفتار مدیران انبوه ساز و برج شفق نشین بود.او ادعا می کرد،هرگاه برای مطالبه حقوق قانونی خود به سراغ آنها می رویم انگار وارد وزارت اطلاعات شده ایم؟آنها نه به آدم جواب درستی می دهند و نه اجازه می دهند وارد دفترشان بشویم.حتی اجازه نمی دهند درباره ی مدیران آنجا سوالی مطرح سازیم.مدعی بود که گویا،دم آنها به فلان نهاد نظامی وصل است و مدیر آنجا از سران آن نهاد نظامی است. او اضافه کرد لابد پس ازمدتی که ما را سر گردان می کنند،آلونکی در بیابان های اطراف ساوه به ما نشان خواهند داد و خواهند گفت این همان جایی است که به شما وعده دادیم؟مگر کسی جرات دارد با این ها چون و چرا کند؟!&lt;br /&gt;حرف های این شهروند تهرانی و این خویش خود را می شنیدم و به آن فکر می کردم.او البته احتمال هم نمی داد که گفته های از سر رنج و درد دل گونه اش سوژه ی یک مقاله ی اجتماعی از سوی یک روزنامه نگار دیروز و  بلاگ نویس امروز،خواهد شد.ولی من او را درک می کردم . حتی می توانستم تصور درستی از نو کیسه ها و رفتار مشمئز کننده ی آنها داشته باشم.آدم هایی که اگر احساس امنیت نکنند و دمشان در دست باند های قدرت نباشد هیچ گاه میلیاردها تومان سرمایه گذاری نخواهند کرد.آدم های تازه به دوران رسیده ای که دیروز که  از ده به تهران آمدند،یک پایشان در گیوه بود و پای دیگر در گالش.اما از قبل دین و انقلاب و تکیه بر زور و تزویر به چنان ثروت وابهتی رسیده اند که اگر برحسب اتفاق،بابا ننه ی خود را ببینند به آنها خواهند گفت؛اوه! پیف پیف چه بو گندی میدی؟!  در صورتی که این بوی همان طویله است که این ها در آن بزرگ شده اند اما اینک که از نان مردم و ثروت های ملی به این شکوه و جلال رسیده اند،بوی خود را تحمل نمی کنند.«شفق نشینان»  در حالی به مردم عادی فخر فروشی می کنند که اکثریت این ملت به لحاظ اقتصادی بدترین روزهای زندگی خود را می گذارند.پدر خانواده مجبور است 2 یا 3 جا کار کند تا بتواند ماهیانه مبلغ یک میلیون   تومان یا کمتر و بیشتر  به دست بیاورد.او ابتدا می بایست مبلغ چهارصد هزار تومانش را تقدیم صاحب خانه ی خود کند.مبلغ یکصد هزار تومان را برای هزینه ی آب،برق،گاز و تلفن بپردازد.حداقل مبلغ پانصد هزار تومان را در ازای انواع و اقسام وام های دریافتی پرداخت نماید.لابد فکر کرده اید الباقی اگر مانده باشد برای هزینه ی زندگانی روزمره است؟خیر!.هزینه ی کتاب،قلم،ایاب و ذهاب و ثبت نام در مدرسه ی دولتی و پول کیف و کفش و لباس را نیز باید پرداخت نماید.ته جیب او برای هزینه ی زندگی چیز زیادی نمانده که فرزند او معترض می شود که پس هزینه ی دانشگاه غیر انتفاعی و آزاد و ... چه می شود؟باور کنید داستان نمی سرایم؛واقعیات زندگی قاطبه ی مردم ایران است.مدتی نمی گذرد که پدر و مادر امکان پرداخت هزینه ی دانشگاه فرزند دلبندشان را ندارند.او مجبور به ترک تحصیل می شود و یا این اقدام افسردگی و سپس اعتیاد و انواع بزه کاری ها در کمین او نشسته است.&lt;br /&gt;بگذریم که برخی دخترهای دانشجو به دلیل شدت فشارهای اجتماعی حتی برای این که در مقابل دیگران تحقیر نشوند اجبارا دست به تن فروشی می زنند تا امکان تداوم تحصیل فراهم گردد. مدتی نمی گذرد که پدر و مادر امکان پرداخت وام ها را نیز ندارند.در این شرایط،بانک یا صندوق به سراغ آنها خواهد رفت و البته وضعیت ضامن که حتما از افراد نزدیک آن خانواده است،بهتر از شخص تضمین شده نخواهد بود و از این جاست که اختلافات جدید سر بر می آورد و زمینه ی تلاشی خانواده مهیا می گردد.آب،برق،گاز و تلفن نیز پس از یکی دو ماه به دلیل عدم توانایی پرداخت هزینه های سنگین قطع می شود و به مرور درها یکی پس از دیگری روی خانواده ها بسته می شود.&lt;br /&gt;اگر پدر خانواده،مهندس یا تکذسین یا کارگر در عسلویه یا نیشکر هفت تپه یا سایر شرکت هایی باشد که پیمانکاران آن خارجی هستند و به دلیل تحریم کار را رها کرده و رفته اند،که قوز بالا قوز خواهد شد.از دست دادن کار و پیوستن به خیل عظیم چندین میلیون نفری که همگی بیکار هستند،ضربه ی مهلک دیگری است که بر پیکر نحیف اقتصادی خانوارهای ایرانی وارد می شود.&lt;br /&gt;به نظر شما در چنین شرایط سخت و طاقت فرسا که نه کاری برای جوانان وجود دارد ،نه&lt;br /&gt;امکان ادامه ی تحصیل و نه درآمد مکفی برای والدین چه بر سر زن و مرد و پسر و دختر ایرانی خواهد آمد؟چه راهی در پیش روی آنها قرار دارد؟&lt;br /&gt;تردید نداشته باشید که والدین تحمل تحقیر شدن و گرسنگی کشیدن فرزندان خود را نخواهند داشت.آنها برخود فرض قرار داده اند که امکانات دولت،متعلق به همه ی مردم ایران است اما عده ای معدود آن را به یغما می برند.پس در اولین فرصت چنانچه دست آنها&lt;br /&gt;به این اموال برسد،دستبرد خواهند زد.اجازه دهید درباره ی راه های دیگر که برای تامین معاش انتخاب می کنند،سخنی نگویم،زیرا که باشرافت ایرانی و حرمت قلم،سازگاری ندارد!&lt;br /&gt;اما حضرت احمدی نژاد می فرماید،تحریم در زندگی مردم هیچ تاثیری نداشته وآن دیگری می فرماید،قناعت کنید تا اگر روزی تحریم صورت گرفت(؟!)امکان تحمل آن راحت تر باشد-قریب به مضامین-؟!&lt;br /&gt;عجبا  !  فرزندان دانشجویش امکان ادامه ی تحصیل ندارند،جوانانش به دلبل نبودن شغل در خانه دراز به دراز خوابیده اند،پول قسط و تلفن را نپرداخته،بچه ها به دلیل کمبود ویتامین،&lt;br /&gt;سوء هاضمه گرفته اند،نرخ 25 درصدی تورم،قدرت خرید او را هر روز کاهش می دهد،به جای یک شغل مجبور است خود را به در و دیوار بزند و تا نیمه های شب، سیگار فروشی و مسافرکشی کند و نتوانسته حتی یک بار اعضای خانواده را برای تفریح به سفر ببرد،آقا می فرماید قناعت کنید؟!&lt;br /&gt;قناعت برای کسانی مفهوم دارد که از فرط سیری، شکم درد گرفته اند و بر گنج 200 میلیارد دلاری عایدی از فروش نفت نشسته اند.قناعت برای کسانی مفهوم دارد که برج شفق نشینند.قناعت برای کسانی دارای مفهوم است که مدیر چندین شرکت تجاری ، دلالی،تبلیغی و امثال آن هستند.توده های فقیر و بی چیز ،به چه چیز قانع باشند؟آنها فقط می توانند به این  قانع باشند که نان بخور و نمیری برسر سفره ی خانواده ی خود می گذارند که ممکن است 1 ماه دیگر همین لقمه نان وجود نداشته باشد.&lt;br /&gt;هرگاه خانواده ای به لحاظ رفاه،امنیت،آموزش و بهداشت در یک حد متوسط قرار داشت، می تواند به قناعت بپردازد. در شرایطی که بیش از 80 درصد از مردم ایران زیر خط فقر زندگی می کنند موعظه برای قناعت ورزی حاوی چه مفهومی است؟&lt;br /&gt;آیا سران،رانت خواران،مدیران و عناصر ارشد دستگاه های حکومتی حاضر هستند همچون اکثریت ملت زندگی کنند؟آیا فرماندهان و کار گزاران و تاجران حکومتی ناامنی شغلی و افسردگی های ناشی از بی کاری یا محرومیت اجباری فرزندان از تحصیل و فشار های روحی وارده را درک کرده اند؟تورم،بیکاری و فشار های روحی ناشی از آن جوانان دختر و پسر را به وادی اعتیاد،دزدی،تن فروشی و جرم و جنایت می کشاند و سرداران اسلام آماده اند که آنها را با شلاق و باتوم و زندان و شکنجه و اعدام پذیرایی کرده و مرهم بر زخم والدین بگذارند.عجب معادله ی شوم و بد سرشتی است.&lt;br /&gt;«برج شفق نشینان» باید آگاه باشند که ظلم پایدار نخواهد ماند و همه ی این آقازاده ها و رانت خواران و جیره بگیران روزی باید حساب پس بدهند.روزگاری که اکثریت ملت زیر چرخ های بی رحم فقر و تورم و بیکاری له می شوند،روا نیست که اقلیتی نه از راه تلاش اقتصادی موجه و شرافت مندانه و بلکه از راه روییدن بر تنه ی اقتصاد ملی و درآمد های نفتی،مانور تجمل و فخر فروشی بدهند و دعای آن را نثار نظام مقدس جمهوری اسلامی کنند!اگر ذره ای در ادعای خودمبنی برمردمی بودن و اسلامی بودن صادق هستند یک روز و فقط یک روز خود و خانواده های تجمل پرستشان همچون سایر مردم زندگی کنند!اگرچه به آنها وعده می هم که دیر یا زود باید اموال مردم را به صاحبان اصلی واگذار کنند و جواب گوی اعمال ضد مردمی خود باشند.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4493131365333993418-2232431970986140042?l=mohandestabarzadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/feeds/2232431970986140042/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=4493131365333993418&amp;postID=2232431970986140042' title='3 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/2232431970986140042'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/2232431970986140042'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/2007/10/blog-post_17.html' title='&lt;div align=&quot;right&quot;&gt; برج شفق نشينان&lt;/div&gt;'/><author><name>مهندس حشمت اله طبرزدی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05220502641989689533</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://www.sharemation.com/hti/mohandestabarzadi.jpg?uniq=-qysrl4'/></author><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4493131365333993418.post-6669870968992254746</id><published>2007-10-14T12:45:00.001+03:30</published><updated>2007-10-14T12:47:29.955+03:30</updated><title type='text'>احزاب: قانوني/غيرقانوني </title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;رژیم جمهوری اسلامی تمام قواعد را به کلی بر هم ریخته و در این 3 دهه ی اخیر،قواعد و گفتمان خاص خودش را بر جامعه ی ایرانی تحمیل کرده است.یکی از این قواعد مربوط به تعریف احزاب و جایگاه آنها در اجتماع است که مطابق گفتمان تحمیلی این رژیم، احزاب علاوه بر دسته بندی های علمی به دسته بندی جدید و غیر علمی یعنی قانونی/غیر قانونی و یا به بیان دیگر، خودی/غیرخودی تقسیم شده اند.برای اینکه میزان بی پایگی این گفتمان غیر اصیل و جعلی روشن شود،بحثی درباره ی فلسفه ی وجودی حزب،انجام خواهم داد.بدیهی است این بحث،بیش از آنکه پژوهشی و تاریخی باشد مفهومی،منطقی،حقوقی و فلسفی است. اصولا حق دخالت درسرنوشت از کجا ناشی شده است؟دقیق ترین تعریف برای این حق را«جان لاک» فیلسوف اینگلیسی قرن 17 میلادی ارائه داد.او از «حق طبیعی»سخن گفت.فلسفه سیاسی«جان لاک» بر این امر صحه می گذارد که هر انسانی به اعتبار انسان بودن حق دارد.او این آموزه را از یک پیش فرض انتزاعی به نام«آزاد بودن» انسان نتیجه گیری کرد.من در این مقاله بنا ندارم درباره ی میزان درستی یا نادرستی این پیش فرض که؛«خدا انسان را آزاد آفرید»یا«انسان آزاد به دنیا آمده است» کند و کاو کنم .فرض را بر این قرار می دهیم که انسان قطع نظر از جبر اجتماعی یا شرایط تاریخی و جغرافیایی یا حتی منفک از پابگاه نژادی،قومی،صنفی و طبقاتی و به صورت مجرد از همه ی این عینیات،به راستی که«آزاد به دنبا آمده است». آزاد بودن انسان نه از شرایط اجتماعی که از الزامات حقوقی را اصلی پذیرفنه شده در بین همگان فرض می کنم.البته باور اصیل  من بر این  است که انسان در خلا به وجود نمی آید.به همین دلیل تحت تاثیر شرایط اجتماعی و تاریخی است و به این لحاظ؛«انسان آزاد آفریده نمی شود» بلکه هر انسانی به محض اینکه پا به عرصه ی وجود می گذارد پیشاپیش مسیر کلی زندگی اش تحت تاثیر شرایط فعلی و پیشین معین شده است.یعنی«هست» و «نیست» ها از پیش برای او رقم خورده است، اگر چه او این امکان را دارد که تا حدودی بر این شرایط فایق آید ولی این امکان محدود است.با این حال ،به لحاظ اخلاقی و حقوقی همین انسان مقید را ملزم به رعایت «باید» و «نباید» های تحمیلی نمی بینم.هیچ نظام ایدئولوژیک یا توجیه ساز،را دارای چنین صلاحیتی نمی دانم که از پیش برای آدم ها الزام هایی را وضع کند و او را مجبور کند که به آن الزام ها پایبند باشد.پس به این لحاظ،نتیجه گیری «جان لاک» در مبحث حقوق طبیعی را می پذیرم. یا حداقل الزام حقوق طبیعی را به عنوان یک حق حداقلی برای انسانی به حساب می آورم که قرار است خودش را از شر بسیاری از الزام های به ظاهر اخلاقی و حقوقی رها سازد.اصل«حقوق طبیعی»به ما می آموزد که آزادی یک حق است و هیچ کس به هیچ بهانه ای حق سلب آن را ندارد.من معتقدم تنها الزام اخلاقی یا حقوقی برای هر فرد،تامین منفعت و مصلحت اوست.صرف نظر از الزامات جبری و اجتماعی که برداشتن آنها از عهده ی فرد بیرون است یا برای شکستن آنها،نیازمند امکان زیادی هستیم،هیچ الزام محدود کننده ای جز منفعت و مصلحت فرد،نمی تواند به لحاظ اخلاقی قابل توجیه باشد.«هرکس بنا به طبیعت خود،منفعت خودش را جستجو می کند و این امری عقلانی است.»آنچه به لحاظ عقلانی و تجربی یا عطف به طبیعت انسانی قابل توجیه و پذیرش است،اصل بالاست.البته ممکن است در تعریفی که برای««مصلحت»و«منفعت»ارایه می دهیم،بسیاری از نکات مبهم،روشن شود و همزمان اختلافات مفهومی و فلسفی افزایش یابد.اما در این بخش از نظریه ی «منفعت گرا و مصلحت اندیش»هیچ مفهوم «متافیزیکی»یا فرا مفهوم را نمی پذیرم.بنابر اصل «منفعت گرا و مصلحت اندیش»هرکس حق دارد بیشترین تلاش را انجام بدهد تا به بیشترین سود برسد.«منفعت گرایی و مصلحت اندیشی»منطقا ایجاب می کند تا برای به دست آوردن بیشترین حجم از آن ، بیشترین تلاش و تدبیر به عمل آید.هرکس نیز مسئول عمل خویش است و هرکس حق دارد که برای خودش تلاش کند.به لحاظ حقوقی هیچ کس مسئول سرنوشت و عمل دیگری نیست و هیچ کس حق ندارد حق اولیه ی دیگری را سلب کند.هیچ «هست»و«نیست»فلسفی و هیچ الزام ایدئولوژیک یا حتی اخلاقی جز تامین منفعت و مصلحت هر فرد؛به لحاظ منطقی توجیه پذیر نیست.برای اینکه در این نظریه ی «رئالیستیک»یا «واقع گرایانه»جز«عقلانیت»و«تجربه»صلاحیت داوری در مورد الزام ها را ندارد.اما معلوم است که فرد در خلا زندگی نمی کند.بلکه این افراد هستند که در یک بستر مشترک به نام اجتماع می بایست حداکثر نفع و مصلحت خود را جستجو کنند.به همین دلیل؛قیود اخلاقی و حقوقی از همین جا سر بر می آورد . پس این نظریه تاکید می کند که ؛«هیچ انسانی آزاد به وجود نمی آید»برای اینکه شرایط اجتماعی،تاریخی و جغرافیایی و الزام های گوناگون خود را بر زیست انسان تحمیل می کنند . از دیگر سو،اعلام می کند اگرچه الزام های اجتماعی را به عنوان جبرهای پیش زمینه ی زندگی در نظر می آورد.اما نمی تواند این جبرها را به شکل الزام های اخلاقی و حقوقی به رسمیت بشناسد و در برابر آنها تسلیم شود.به همین دلیل به اعتبار ماهیت انسانی اش،این جبرها که در صورت قوانین اخلاقی و حقوقی باز تولید شده است را توجیه ناپذیر می داند.بنابر این به توهم«آفرینش آزاد انسان»رو می آورد.ولی در ورای این توهم «آزاد بودن )) ،مصرفا به قواعدی تن می دهد که حداکثر منافع و مصالح او را تامین کند.در عین حال این واقعیت را نیز در نظر دارد که فرد برای تامین منافع و مصالح حداکثری خودش،می بایست به برخی از الزامات اخلاقی و حقوقی تن بدهد.زیرااو در اجتماع زندگی می کند.اما برای اینکه حداکثر منفعت و مصلحت او تامین شود،حق دارد صرفا به قواعد اخلاقی و حقوقی،حداقلی تن بدهد.با طرح این نظریه لابد این پرسش برای خواننده ی گرامی پیش آمده است که من باید های اخلاقی را همچون باید های حقوقی،زاییده ی اجتماع می دانم.پاسخ من این است که باید و نباید های اخلاقی صرفا در اجتماع ضرورت عینی یا منطقی پیدا می کند.درواقع اخلاق نیز زاییده ی اجتماع است.یا اخلاق فردی نیست.الزام های اخلاقی و حقوقی ،تا جایی معتبر است که حقوق فرد را زیر پا نگذارند.اما فرد و  مالا  اجتماع،از روی اضطرار و برای رفع تصادم و تزاحم،منافع و مصالح،دولت را خلق می کند.اگرچه فرد قادر است به تنهایی زندگی کند و تا پایان مرگ دوام بیاورد،اما این قاعده نیست .یعنی زندگی اجتماعی یک الزام عینی،منطقی و نیز یک مصلحت است.اگر زندگی اجتماعی وجود نداشته باشد،امکان تداوم زندگی فرد وجود نخواهد داشت.پس همان گونه که اشاره شد،فرد در خلا زندگی نمی کند.یعنی اگرچه به لحاظ واقعیت عینی،این فرد است که وجود دارد و حق فرد است که اصالت دارد،اما فرد به لحاظ بودن و شدن،نیازمند اجتماع است.  پس اجتماع قراردادی و اعتباری نیست.ضرورت عینی،منطقی و مصلحتی برای بودن فرد و تداوم نسل است.بنابرین به حکم عقل و مصلحت،می بایست،اجتماع و جامعه را نیز به رسمیت بشناسیم و آن را یک واقعیت اصیل در نظر بگیریم.ولی آیا پذیرش جامعه به مفهوم تعلیق حقوق اساسی فرد است؟حکم عقل و تجربه،این تعلیق را نمی پذیرد.پذیرش اصالت حقوق اجتماع صرفا می تواند حقوق فرد را مشروط و مقید سازد.این مقید و مشروط سازی صرفا و صرفا از راه «وضع»و«قرار داد»  است.افراد برای تامین منفعت و مصلحت حداکثری یا رفاه،امنیت،آزادی و زیست خود،خواهند پذیرفت که بخشی از حقوق اساسی خود را با آحاد جامعه به اشتراک بگذار ند.به صورت موقت و در شرایط معین و محدود و با وضع قانون یا قرارداد این حقوق به اشتراک گذاشته شده و نه واگذار شده را در قالب قرار داد اجتماعی و ایجاد دولت حد اقلی برای تامین منافع حداکثری،تاسیسات اجتماعی را بنا می کند.برای این که حقوق اولیه نه  سلب شدنی و نه واگذار کردنی است.حق را نمی شود جابجا کرد.فقط می توان وکالتا آن را با دیگران به اشتراک گذاشت.حق آزادی،انتخاب،مالکیت و حق زندگی همراه با فرد است.افراد این حقوق اساسی را حفظ می کنند اما برای تامین منافع و مصالح خود، با سایر افراد اجتماع،برخی الزامات اخلاقی و حقوقی را می پذیزند.اگر اجتماع و جامعه، یک الزام عینی و منطقی نمی بود هیچ گاه سخن از الزام اخلاقی و حقوقی در کار نبود. اما اجتماع خود ،یک الزام عینی است. پس تدوین قراردادها از همین جا ضرورت می یابد.ولی ضرورت به مفهوم پذیرش سلب حقوق اساسی نیست.بلکه حق اساسی خودش الزامات اجتماعی را به وجود می آورد.یعنی منشا تشکیل دولت و سایر موسسات مدنی و اجتماعی چیزی جز تامین حقوق اساسی افراد نیست.به همین دلیل گفته می شود هر نوع قرار داد و قانون اجتماعی،موجهیت و مقبولیت خود را به طور مستقیم از حقوق اساسی فرد اخذ می کند.حقوق اساسی،تامین حداکثر منافع و مصالح و ضرورت های زیست اجتماعی منشا هر نوع موجهیت قانونی و قرار داد است.الزام های اخلاقی و حقوقی به راحتی قابل جابه جایی و نقص و نقض است اما حقوق اساسی فرد و مآلا اجتماع،قابل نقص نیست.برای این که هیچ مصلحت یا منفعتی فراتر از حقوق اساسی فرد اعم از فرد در بیرون از اجتماع و فرد در اجتماع وجود ندارد.همان گونه که حقوق اساسی فرد و در کنار آن حقوق و قوانین اجتماعی منشا موجه سازی دولت حداقلی است و در این نظریه دولت نه نهادی در مقابل حقوق افراد که جزوی از حقوق آن ها تلقی می شود،افراد برای تشکیل دولت حداقلی اما کار آمد و مدرن این حق را هم دارند که دست به تاسیس سایر نهاد های مدنی و اجتماعی بزنند.این نظریه تاکید می کند که فرد یا اینک شهروند اگرچه دولت را برای تامین منافع خود قرار می دهد،اما به لحاظ این که مبادا این نهاد تاسیسی و قراردادی از چهارچوب خود خارج شود،حق نظارت بر آن را حفظ می کند.دولت باید بر طبق نظر شهروندان عمل کند نه این که خودش را مستقل از آن ها به حساب بیاورد.دولت خارج از منافع فردو قرار داد های اجتماع هیچ اصالت با حقوق مستقلی ندارد.دولت بر شهروند حاکم نیست،بلکه مثل یک موسسه انتفاعی در اختیار موسسان و اعضا است.دولت حق این را ندارد که خودش الزام های جدید اخلاقی و حقوقی خارج از حقوق تشکیل دهند گان وضع کند؛برای این که شهروندان چنین صلاحیت یا شانی برای آن قائل نیستند.در عوض این افراد هستند که حق نظارت،عزل و جابه جایی دولت را دارند.شهروندان برای اعمال حق و کنترل دولت به تاسیس نهاد های مدنی همچون احزاب،سندیکا،مطبوعات و نهاد های گوناگون اجتماعی می پردازند.این نهاد های مدنی جزو مالکیت و حقوق اساسی افراد هستند.یعنی فرد همان گونه که حق دارد تالیفات یا تولیدات و یا املاک منقول و غیر منقول را تملک یا جابه جا کند،این حق را نیز دارد که در باره نهاد های مدنی خصوصی،مستقیما اعمال مالکیت کند.کما این که از طریق مشارکت عمومی،دولت به عنوان یک ملک یا موسسه ی عمومی یا اشتراکی را جابه جا می نماید.نهادهای مدنی همچون احزاب،از جمله ی مالکیت های خصوصی است که افراد از طریق آن به اعمال حقوق خود می پردازند.پس دولت هیچ حقی درباره ی املاک یا نهادها ندارد.نهادهای مدنی ابزاری کار آمد و موثر بری اعمال نظارت شهروند بر دولت یا اعمال حقوق اساسی آنان در حوزه های گوناگون است.اما رژیم جمهوری اسلامی با ارایه ی تعاریف مسخره و بی پایه و اساس،دولت را نه به عنوان یک نهاد وکالتی،اشتراکی،تاسیسی و قراردادی که تابع اراده ی شهروندان و موسسان است،بلکه به عنوان قدرتی حاکم و مرجعی مستقل و نهادی واضع اخلاق و حقوق به شمار می آورد.مطابق این نظریه ی «متافیزیکی»و «تئوکراتیک»دولت نماینده ی خدا و عین حق و واضع قانون است.در واقع یک نیروی مطلق و بلکه منشا هر نوع موجهیت یا به تعبیر خود شان مشروعیت است.به همین دلیل معتقدند که دولت بر احزاب و بلکه حقوق اساسی فرد و اجتماع حاکمیت دارد.قاعده را برعکس کرده و نظارت دولت بر حقوق شهروند و احزاب و سندیکا ها را حق و ضروری بر می شمارندواز همین رهگذر است که احزاب را به قانونی/ غیر قانونی تفکیک کرده اند.احزاب و سندکا های قانونی به زعم&lt;br /&gt; گفتمان استبدادی جمهوری اسلامی به دسته ای از احزاب اطلاق می شود که حق حاکمیت دولت بر شهروند و حقوق اساسی او را به رسمیت می شناسد و حاضر است به این کار ظالمانه تن بدهد.برای اینکه موسسین چنین احزاب دولت ساخته،مثل موتلفه،کارگزان،مشارکت و احزاب و تشکل های اقماری،در تشکیل دولت نقش اساسی دارند و همچون سهام داران خصوصی از یک نهاد عمومی استفاده می کنند.دولت به لحاظ اخلاقی و حقوقی و نیز از بابت جایگاه اجتماعی،فرع بر فرد و اجتماع و طفیلی آن است.یعنی قدرت دولت نه در طول اراده و قدرت فردو اجتماع بلکه در عرض آن است.بنابرین نمی تواند مستقل از حقوق اساسی فرد و قرارداد های اجتماعی به وضع حق و قانون بپردازد.سردمداران رژیم جمهوری اسلامی حق عموم را به انحصار خود در آورده و اراده ی خود را بر اراده ی اجتماع حاکم کرده و عملا به سلب حقوق اساسی فرد و جامعه مبادرت کرده اند.کسانیکه گفتمان ظالمانه ی این دولت ستمگر یا«تیرانی»را پذیرفته اند و به تعریف او از احزاب قانونی و غیر قانونی تن داده اند،یا در نفع آن شریکند و یا در ظلم آن و یا در هر دو . اگر دیده می شود،این دولت ستمگر،حق تشکیل سندیکا برای کارگران را به رسمیت نمی شناسد یا حق تشکیل حزب و  گروه برای شهروندان را قبول ندارد و 6تن از دانشجویان و فعالان سیاسی و حقوق بشری در 18 شهریور را به جرم فعالیت گروهی بازداشت و زندانی می کند به این دلیل است که حقوق اساسی شهروند و حق فرد و اجتماع را در ذیل حاکمیت دولت بر شهروند به حساب می آورد.حتی خدا   اگر  بخواهد دولت تشکیل بدهد،می بایست از راه های قابل تایید برای مردم،نمایندگان رسمی و مستقیم خود را معرفی کند و مردم پس از اثبات ادعای آنها،اگر خواستند به آن تن دهند.چه رسد به اینکه عده ای با واسطه تراشی،بخواهند اراده ی خود را به اکثریت تحمیل کرده و دولت را واضع هر نوع قانون و اخلاق به حساب بیاورند.اگر رژیم جمهوری اسلامی،دولت«لیبرال دموکراسی»را دشمن شماره ی یک خود به حساب می آورد،برای این است که این دولت حداقلی،هیچ حق یا موجهیتی،منفک از حقوق شهروندان برای خود قائل نیست.پس به خود حق نمی دهد که آزادی های شهروندان را محدود کند.بلکه این دولت،صرفا در چارچوب قرار و مدارهای معین برای دوره ی مشخص و با وظایفی محدود،در خدمت منافع جامعه خواهد بود.دولت دموکرات،خود را مرجع اخلاقی و قانونی نمی داند بلکه خود را مولود انتخاب شهروندان به حساب می آورد.بنابراین کسانیکه دانسته یا ندانسته به قواعد ظالمانه ی این رژیم در پذیرش دسته بندی شهروند به خودی و غیر خودی و احزاب به قانونی و غیر قانونی تن می دهند،عملا در خدمت حکومت ستمگر هستند.دولت این صلاحیت را ندارد که احزاب را دسته بندی کند ، بلکه این افراد و احزاب هستند که درباره ی دولت تصمیم می گیرند و بر آن حق نظارت دارند.اگر دولت حق نظارت و تایید و تکذیب احزاب و مطبوعات را به دست بگیرد،عملا حقوق اساسی ملت مثل حق آزادی ،حق انتخاب،حق مالکیت و حق شرکت در سرنوشت را نیز سلب خواهد کرد.یعنی همان اتفاقی خواهد افتاد که اینک در ایران دیده می شود.اینجاست که رای اکثریت به عنوان تنها و نه البته بهترین،ملاک برای تفکیک یک دولت خوب از دولت بد سر بر می آورد.هیچ گاه همه ی آحاد یک جامعه در امری توافق نخواهند کرد.از دیگر سو،همین آحاد اجتماع هستند که دولت و قانون را جعل می کنند.پس گریزی جز تن دادن به رای اکثریت نیست.نقش احزاب،مطبوعات،سندیکا ها و سایر نهاد های مدنی این است که برای تشکیل یک دولت خوب که ضمنا از حمایت حداکثری برخوردار باشد اما دارای اختیارات حداقلی باشد،به شهروندان مدد برسانند.مثلا در بین 70 میلیون شهروند ایرانی عقاید متفاوت و متضادی وجود دارد.یکی خود را نماینده ی خدا بر روی زمین می داند،دیگری خودش را نماینده ی  «پرولتاریا» به حساب آورده و سومی جز حقوق اساسی آحاد شهروندان به هیچ پیش فرضی برای تشکیل دولت،تن نمی دهد.اگر جامعه در مسیر تضاد و تزاحم این افراد قرار بگیرد منافع همگان بر هم خواهد خورد.این جا رای اکثریت ملاک خواهد بود . احزاب در این مسیر کمک کننده خواهند بود.به همین دلیل دولت های ستمگر سعی می کنند ا حزاب را زیر سلطه ی خود آورده و به آنها امتیاز یا رانت قانونی بودن،بدهند.در عوض احزابی که به اراده ی قدرت حاکم تن نمی دهند را با چماق غیر قانونی سرکوب نمایند.اگر پذیرفته باشیم که رای اکثریت تعیین کننده ی دولت و اختیارات آن است،پس باید پذیرای احزاب آزاد و مستقل از دولت باشیم.وحشتی که رژیم های ستمگر از احزاب مستقل دارند به این دلیل است که این احزاب در جبهه ی مردم هستند.این احزاب رای اکثریت را جمع آوری می کنند.برای آن که اکثریت هیچ گاه حکومت ستمگر را تاید نمی کنند،پس احزاب دولت ساخته را نیز نمی پذیرند.رژیم جمهوری اسلامی همان گونه که شهروندن را به خودی وغیر خودی تقسیم کرده است،احزاب را نیز به قانونی و غیر قانونی تقسیم کرده است.احزابی چون موتلفه،کارگزاران و مشارکت،تامین کننده ی سه جناح حاکم هستند.شهروندان اما چنین دسته بندی هایی را به رسمیت نخواهند شناخت.خانه ی احزاب نیز،جایی جز محل تجمع احزاب دولتی نیست.پس نمی بایست تقسیم بندی های غیر علمی و غیر قانونی رژیم را به رسمیت شناخت.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4493131365333993418-6669870968992254746?l=mohandestabarzadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/feeds/6669870968992254746/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=4493131365333993418&amp;postID=6669870968992254746' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/6669870968992254746'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/6669870968992254746'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/2007/10/blog-post_6212.html' title='&lt;div align=&quot;right&quot;&gt;احزاب: قانوني/غيرقانوني &lt;/div&gt;'/><author><name>مهندس حشمت اله طبرزدی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05220502641989689533</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://www.sharemation.com/hti/mohandestabarzadi.jpg?uniq=-qysrl4'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4493131365333993418.post-5642385748012203730</id><published>2007-10-14T12:42:00.000+03:30</published><updated>2007-10-14T12:44:27.833+03:30</updated><title type='text'> تسليت به خالد حرداني</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;خالد حردانی همراه با دو تن از برادر زن هایش به نام فرهنگ و شهرام پور منصوری بیش از6 سال است که زیر حکم اعدام در زندان به سر می برند.علاوه بر این 3 نفر ،برادر خالد ، رسول حردانی به 22 سال حبس محکوم گردیده است.&lt;br /&gt;من این 4 نفر را در سال 1381 در بند 3 اندرزگاه 7 زندان اوین دیدم و پس از آن چند سالی نیز با همدیگر حبس کشیدیم.به همین دلیل، می توانم ادعا کنم که امکان این را دارم تا درباره ی وضعیت آنها گزارشی نسبتا بی طرف و واقع بینانه ارائه دهم.&lt;br /&gt;خالد حردانی یک جوان اهوازی و عرب تبار با دو همسر و چند فرزند،در شهر اهواز به کار اقتصادی مشغول بود.مدتی نگذشت که به دلیل صدور چک بی محل مورد تعقیب طلب کاران و قانون قرار  گرفت و مجبور شد مدتی را مخفیانه زندگی کند. شاید همین مساله به او انگیزه ی فرار از کشور را داد.او توا نست بیش از بیست تن ازاعضای خانواده از جمله همسر ، مادر،برادر،برادر زن و عده ی دیگر را در سودای زندگی بهتر،از طریق ربودن یک فروند هواپیما راهی کشور های دیگر کند که به دلیل خام اندیشی و نا آگاهی از فوت و فن&lt;br /&gt;مسیر هوایی و عدم توفیق در ورود به کابین خلبان اقدام او ناکام ماند.اقدام ماجراجویانه خالد،موجب تیر اندازی در هواپیما شد و علاوه بر اینکه خودش از چند ناحیه مجروح شد، یکی از پاسداران هواپیما برای همیشه قطع نخاع گردید.این اقدام ناموفق و ماجراجویانه ی&lt;br /&gt;خالد، دست مایه ی فیلم سینمایی ارتفاع پست به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا شد.&lt;br /&gt;اگرچه این ماجراجویی خالد،به دلیل ایجاد وحشت و نا امنی برای مسا فران   و تیر اندازی در هواپیما و آثار منفی اجتماعی آن به شدت محکوم است اما باید تاکید کنم که او در این اقدام خود، نه انگیزه ی سیاسی داشته و نه قصد اقدام تروریستی.او فقط یک تاجر نا موفق و ورشکسته بود که در سودای تجارت دست به یک اقدام ماجراجویانه زد که از پیش در موفقیت آن تردید نداشت به همین دلیل بیش از 20 تن از اعضای خانواده اش را با خود برد. هیچ تروریستی ،اعضای درجه اول خانواده اش را طعمه ی عملیات تروریستی نمی کند.خالد حتی از سواد آکادمیک و سیاسی لازم برخوردار نبود  تا با انگیزه ی سیاسی دست به این کار زده باشد .او فقط پس از اینکه به زندان افتاد و با زندانیان سیاسی آشنا شد، ترجیح داد تا پرونده اش را سیاسی معرفی کند و این اقدام او نیز خالی از فرصت طلبی سود جویانه نبوده است.هرچند همین تغییر رویکرد، پرونده ی او و همکارانش را سنگین تر کرد .&lt;br /&gt;اگرچه این اقدام ماجراجویانه و منفعت طلبانه ی خالد، یعنی ربایش هواپیما به قصد فرار از&lt;br /&gt;کشور با هرانگیزه که صورت گرفته باشد،محکوم است اما بدتر ازاقدام او،برخورد ظالمانه ی رژیم جمهوری اسلامی با این پرونده است.خوشبختانه در فرار هوایی خالد و دست یارانش،هیچ کس کشته نشد و رضایت شاکی خصوصی از سوی آنان جلب گردیده است،&lt;br /&gt;اما این رژیم برای 3 تن از افراد دخیل در فرار هوایی،حکم اعدام صادر کرده است. صدور حکم اعدام برای شهروندان از سوی جمهوری اسلامی ،کاری ا ست بس آسان.نسبت به جمعیت در هیچ کجای دنیا به اندازه ی ایران حکم اعدام صادر نمی شود.حتی شهرام پور منصوری یکی از افرادی که در این پرونده برای او حکم اعدام صادر شده است در زمان صدور حکم به لحاظ قوانین حقوقی بین الملل ،کودک به حساب می آمده است.&lt;br /&gt;این افراد بیش از 6 سال است که زیر حکم به سر  می برند و علاوه بر خود آنها خانواده هایشان زیر فشار شدید روانی هستند.این مساله بیش از هر چیز حس انتقام جویی دستگاه  قضایی-امنیتی رژیمی را بر ملا می کند که به نام رحمانیت بر این مملکت حاکم شد.با خبر شدم که مادر خالد و رسول حردانی،درگذشت و عوامل رژیم حتی اجازه ی حضور ایشان در مراسم سوگواری را نداده اند.مادر خالد،بدون تردید به دلیل فشارهای چند سال اخیر،زندگی خود را از دست داد اما بعید می دانم این رژیم کینه توز،حاضر باشد در این پرونده تجدید نظر کند.&lt;br /&gt;من درگذشت این مادر ستم دیده را به خالد و رسول حردانی تسلیت می گویم و امید دارم طرفداران حقوق بشر و مخالفان حکم اعدام، به دفاع از این افرادی که اینک باید مکافاتی نا برابر با جرم ارتکابی تحمل نمایند،برخیزند.به راستی این رژیم مجوز صدور حکم اعدام برای هر اقدام به تعبیر خودش امنیتی را از کدام مرجع اخذ کرده است؟آیا نباید پذیرفت که هر حکومت ایدئولوژیک به ویژه ایدئولوژی دینی،به دلیل تعصبات مسلکی و انعطاف نا پذیری،در حوزه ی مسائل اجتماعی عملا به سمت خشونت ورزی پیش می رود؟کارنامه ی رژیم های مذهبی و ایدئولوِِِِِِِِِِِژیک این ذهنیت را تقویت می کند&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4493131365333993418-5642385748012203730?l=mohandestabarzadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/feeds/5642385748012203730/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=4493131365333993418&amp;postID=5642385748012203730' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/5642385748012203730'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/5642385748012203730'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/2007/10/blog-post_14.html' title='&lt;div align=&quot;right&quot;&gt; تسليت به خالد حرداني&lt;/div&gt;'/><author><name>مهندس حشمت اله طبرزدی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05220502641989689533</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://www.sharemation.com/hti/mohandestabarzadi.jpg?uniq=-qysrl4'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4493131365333993418.post-1147933049865937108</id><published>2007-10-09T09:43:00.000+03:30</published><updated>2007-10-09T09:45:02.451+03:30</updated><title type='text'>  دانشگاه زنده است </title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;تظاهرات امروز ۱۶ مهرماه دانشجویان علیه  دیکتاتوری و استبداد و در حمایت از ازادی و حقوق بشر چند واقعیت را اشکار کرد. ۱-به رژیم دیکتاتوری مذهبی حاکم نشان داد که سیاست مشت اهنین راه به جایی نمی برد و در نهایت علیه دیکتاتوری به کار می افتد.۲-از انجا که این تظاهرات بدون دخالت هیچ تشکل شناخته شده و صرفا از متن جنبش دانشجویی جوشید، به اصلاح طلبان حکومتی و تشکل های اقماری اثبات کرد که جنبش دانشجویی یک جنبش مستقل و سکولار است و به شعارهای اصلاح طلبان هیچ عنایتی ندارد.۳-شعارهای این جنبش عبارت بود از ازادی زندانیان سیاسی،ازادی بیان،حقوق بشر ،حمایت از کارگران و اعتراض به سیاستهای رژیم در حوزه های گوناگون.این حرکت اصولی جنبش و به ویژه شعار مرگ بر دیکتاتور و مرگ بر استبداد ،نشان داد که اولا :هنوز راه جنبش ۱۸ تیر ماه ۱۳۷۸ زنده است و جنبش به شعار های اصولی اش وفادار است.ثانیا:انهایی که می خوا هند جنبش مبارزاتی و دموکراسی خواهانه ی ملت ایران را به جنبش های مدنی با خواسته های محدود صنفی محدود کنند ،تحلیل درستی از شرایط کشور ندارند.هر گاه جنبش دموکراسی خواهی فرصتی به دست بیاورد، در جهت مطالبا ت  ملی حرکت کرده و خواهان تغییر رژیم می شود.هر چند اصلاح طلب ها تلاش می کنند این جنبش را در سطح خواسته های مدنی و صنفی متوقف کنند اما توان این کار را ندارند.۴-پیش از این در ۱۶ اذر سال گذشته گروهی به صورت محدود و در میتینگی از پیش برنامه ریزی شده و با علم کردن چند پلاکارد سرخ رنگ  تلاش کردند این گونه نشان بدهند که گویا جنبش به سوی یک ایدیولوژی خاص گرایش پیدا کرده است. در ان زمان گروهی از من در این زمینه پرسش کردند و من امروز پاسخ ان را به تظاهرات امروز ارجاع می دهم. کسانی که سعی می کردند ارتباط فکری و عینی بین جنبش های امروزی با جنبش ۱۸ تیر ماه ۱۳۷۸ را نا دیده بگیرند به خوبی شعارهای ازادیخوا هانه ی جنبش را شاهد بودند.۵-گروهی از ازادیخواهان گمان می کردن دولت نظامی احمدی نژاد به نمایندگی از دیکتاتوری مذهبی حاکم ،امکان هر حرکتی را از دموکراسی خواهان گرفته، پس باید به کنج خانه ها خزید. امیدوارم این حرکت شجاعانه ی دانشجویان تحلیل غلط و منفعلانه ی انها را مشخص کرده باشد. باید از بی عملی خارج شوند و مبارزات خود را از سر بگیرند.   &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;                                                                                            دانشجویان در حالی دست به این حرکت جسورانه زدند که کارگران نیشکر هفت تپه همچنان به مبارزات حق طلبانه ی خود ادامه می دهند. باید این جنبش ها به یکدیگر بپیوندند. تنها راه حل رسیدن به خواسته های صنفی و ملی در همبستگی ماست.  من به سهم خود این حرکت اصولی و ازادی خواهانه را به دانشجویان عزیز شادباش می گویم و امید دارم سایر ازادیخواهان برای تداوم مبارزات و در جهت کنار گذاشتن اختلافات غیر اصولی و  به نیت تشکیل سازمان رهبری مبارزات از جنبش دانشجویی درس بگیرند. دولت نظامی احمدی نژاد نیز اگاه باشد که امروز جواب شکنجه ی دانشجویان امیر کبیر را از سوی یاران دبستانی انها دریافت کرد.  &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;        حشمت اله  طبرزدی     دبیر کل جبهه ی  دموکراتیک ایران ۱۶ /مهر ماه/۱۳۸۶ خورشیدی&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4493131365333993418-1147933049865937108?l=mohandestabarzadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/feeds/1147933049865937108/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=4493131365333993418&amp;postID=1147933049865937108' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/1147933049865937108'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/1147933049865937108'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/2007/10/blog-post_09.html' title='&lt;div align=&quot;right&quot;&gt;  دانشگاه زنده است &lt;/div&gt;'/><author><name>مهندس حشمت اله طبرزدی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05220502641989689533</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://www.sharemation.com/hti/mohandestabarzadi.jpg?uniq=-qysrl4'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4493131365333993418.post-3208669404822567235</id><published>2007-10-06T08:56:00.000+03:30</published><updated>2007-10-06T08:58:01.567+03:30</updated><title type='text'> همبستگي با كارگران</title><content type='html'>کارگران نیشکر هفت تپه مدت هاست برای رسیدن به حقوق قانونی درگیر مبارزات هستند.این کارگران زحمتکش ،به دلیل اینکه چیزی برای آنها نمانده که نگران از دست دادن آن باشند،دست از مبارزه بر نمی دارند.برای اینکه سرمایه داری دولتی حتی از پرداخت دستمزد آنها دریغ می کند.اصولا جنبش های کارگری به همین دلیل،هرگاه برای دریافت حق خود دست به مبارزه می زنند،در مبارزه از سایر جنبش ها جدی تر هستند.زیرا مبارزه ی آنها ،نه به دلیل افکار یا خواسته های انتزاعی که به دلیل مسائل عینی است.آنها از والاترین سرمایه ی خود ،یعنی سلامت و وجود خود،مایه می گذارند.بنابراین انتظار دارند متناسب با این سرمایه گذاری به حقوق خود برسند.هرگاه فردی عزیز ترین سرمایه ی خود را به ودیعه گذاشت ،ضرورتا انگیزه ی لازم برای پاسداری از آن را نیز دارد.همین واقعیت گرایی موجب می شود تا هرگاه جنبش کارگری به حرکت در آید،سرکوب آن عملی نباشد.کارگران زحمتکش ایران به ویژه کارگران نیشکر هفت تپه،نه تنها از حقوق قانونی باز مانده اند،بلکه چند ماه است که دستمزد دریافت نکرده اند.به راستی در چنین شرایط سخت اقتصادی این عزیزان و خانواده های آنها با چه مشکلات عظیمی دست و پنجه نرم می کنند!کسانیکه از خود مایه گذاشته اند،انتظار ندارند همچون اجیر با آنها رفتار شود.این مساله به لحاظ آیین حقوق بشری نیز،به مثابه ی زیر پا گذاشتن اعلامیه ی جهانی حقوق بشر است.&lt;br /&gt;از دیگر سو ماه هاست که آقای اوسانلو و صالحی دو تن از رهبران جنبش کارگری در زندان به سر می برند و جرم آنها این است که از حقوق قانونی خود دم زده اند.پس انگیزه و دلیل کافی برای حمایت از کارگران و همبستگی با جنبش کارگری وجود دارد.ضمن اینکه جنبش کارگری به لحاظ سیاسی نیز ،پشتوانه ی مستحکمی برای جنبش ملی دموکراسی خواهی است.&lt;br /&gt;سایرجنبش ها بویژه جنبش دانشجویی،جنبش فرهنگیان و جنبش زنان و اقوام ،می بایست فرصت را مغتنم شمرده و از کارگران حمایت کنند.این کارگران عزیز ،علی رغم مشکلات و خطرات زیاد،دست از مبارزه بر نداشته و اثبات کرده اند،صلاحیت این را دارند که مورد حمایت قرار بگیرند و حتی پرچم دار مبارزات مسالمت آمیز باشند.&lt;br /&gt;برخی از فعالین به نیت اینکه زمینه ای برای فعالیت پیدا کنند ،علی رغم اینکه اعلام کرده اند در موضع نقد قدرت هستند اما همواره خود را به اصلاح طلبان حکومتی به ویژه حزب مشارکت می چسبانند.در صورتیکه این جناح های حکومتی از جنبش ها صرفا برای به دست آوردن مشروعیت و کشاندن توده ها در پای صندوق های رای استفاده می کنند.پس به جای چسبیدن به احزاب حکومتی بهتر است از جنبش کارگران حمایت کرد که هیچ تعلقی به حکومت ندارد.باید بساط دعا و نیایش را بر چید و از امکانات و تریبون ها برای حمایت از کارگران استفاده کرد.برخی به نام دانشجو در رستوران ها و این سو و آن سو،سفره های افطاری می گسترانند.در صورتیکه دانشجو در شرایط فعلی،شکم خود را به زور سیر می کند،چه رسد به گسترانیدن سفره های لوکس و بی محتوا.باید بساط افطاری را برچید و بساط مبارزه با فقر،بی عدالتی و استبداد را گسترانید.آنچه جنبش دانشجویی نیاز دارد ، تداوم مبارزه ی موثر با استراتژدی معین است.این راهبرد است که زمینه های همبستگی را تقویت می کند.کارگران مبارزان واقعی هستند که برای به دست آوردن نان برای خود و خانواده می جنگند.در حالیکه حق آنان رفاه،امنیت،آموزش،بهداشت و آزادی است .هرگاه جنبش دانشجویان به حمایت عملی از جنبش کارگران بر خیزد و با فریادی رسا ، خواسته های آنان را اعلام کند،امید رهایی در آحاد شهروندان ایرانی تقویت خواهد شد.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4493131365333993418-3208669404822567235?l=mohandestabarzadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/feeds/3208669404822567235/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=4493131365333993418&amp;postID=3208669404822567235' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/3208669404822567235'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/3208669404822567235'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/2007/10/blog-post_06.html' title='&lt;div align=&quot;right&quot;&gt; همبستگي با كارگران&lt;/div&gt;'/><author><name>مهندس حشمت اله طبرزدی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05220502641989689533</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://www.sharemation.com/hti/mohandestabarzadi.jpg?uniq=-qysrl4'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4493131365333993418.post-8396103176858970318</id><published>2007-10-04T11:05:00.000+03:30</published><updated>2007-10-04T11:11:23.865+03:30</updated><title type='text'>پیرامون کارزار همبستگی مهر </title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;دوست گرامی مهندس حشمت اله طبرزدی&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;مقاله بسيار شورانگيز و تكان دهنده و هشدار دهنده ات تحت عنوان كارزار همبستگي مهر را خواندم.ازطرفي و قبل از هرچيز وجود چنين انسانهاي والا و مسئول را ستودم كه وجودشان درهركجا و در هر كسوت و با هرمرام و عقيده مايه مباهات است.&lt;br /&gt;از طرف ديگر نامردميهاي گرگهاي آدمكش در لباس ميش كه خود را به دروغ و ريا پرچمداران آزادي مردم ايران جا زده وميزنند بيش از فشارهاي طاقت فرسا وجنايتهايي كه عليه مردم ايران , از معلم و دانشجو ,كارگر , كارمند و جوانان و زنان آورده ميشود, قلب را ميفشرد.اما تا جوانمرداني كه فقط به فكر مردم و راه حل براي نجات آنان است وجود دارند چه جاي تأسف و نا اميدي بايد كه بپا خاست و همانطور كه شما دست بالا زديد همه را به كارزا عليه اين بيعدالتي و نامردمي فراخواند.&lt;br /&gt;دوست گرامي گرچه معضلات و ناهنجاريهاي اجتماعي در ميهن ما جاي آبادي باقي نگذاشته است اما معتقدم كه سنگ بناي تغيير وجود انسانهايي چون شما هستند كه حتي يك نفرشان نيز كارسازند. فقط انسان بمعني واقعي كلمه باشند,به همان معني كه شاعر بزرگ ايران سعدي بيان كرده است كه «بني آدم اعضاي يكديگرند كه در آفرينش زيك گوهرند / چو عضوي بدرد آورد روز گار / دگر عضو ها را نماند قرار/ تو كز محنت ديگران بي غمي نشايد كه نامت نهند آدمي».&lt;br /&gt;مگر ستارخانها , كوچك خانها و مصدقها و حنيف نژاد ها چند نفر بودند كه هريك بفراخور شرايط خويش, تاريخي را دگرگون كردند؟&lt;br /&gt;به هرحال به وجود و عنصر مردمي و انساني ات مباهات ميكنم.&lt;br /&gt;اگرجامعه اي اين سنگ بنا را داشته باشد بيگمان راه را براي غلبه بر اهريمنان خواهد يافت و مطمئنم كه شما خواهيد يافت.&lt;br /&gt;اجاز ه بدهيد كه فقط با استفاده از همين سنگ بنا كه عنصر تعيين كننده تغيير است استفاده كنم و بگويم راه درست از تجارب وعملكردهاي همين انسانها پيدا ميشود و لاغير بنابراين بعنوان يك دوست مسئول كه دعوت به همكاري كرده اي خواهش ميكنم كه تمامي انگيزه هاي انساني را به پتانسيلي براي تغيير تبديل كنيد و براي شتاب به اين امر مهم و براي رسيدن به نتيجه قبل از هرچيز اين جمع مسؤل و متعهد و اين موتور محركه و تغيير دهنده سرنوشت انسانها را با مرزبنديهاي مشخص و روشن از هر گونه آلودگي پاك و مطهر سازيد تا سنگ بنايي ساخته شود كه بتواند بار سنگين و بزرگ رهايي 80 مليون انسان را از مهيب ترين استبداد تاريخ ( بقول مرحوم طالقاني كه همان زمان هشدار داد و گفت استبداد ديني خطرناكترين استبدادها است).برهاند.&lt;br /&gt;منظورم اين است كه كساني بايد كه از ترس, مجيز گويي نكنند, از ترس, سكوت نكنند , از زندان و اعدام نهراسند , به قول مصدق بزرگ وقتي پاي وطن هست , نه زن دارم , نه فرزند دارم , نه .... . تاريخ و تجربه خونين مبارزات آزاديخواهانه مردم ايران در يك صدسال اخير نشان داده است كه رهبراني توانسته اند كار را به آخر برسانند و راه درست را بيابند كه قبل از هرچيز, همان عنصر انساني با مشخصات خودتان را داشته باشند و الا در بهترين حالت تغييري صورت نخواهد گرفت و در حاليكه حاكمان بي رحم درحال قطعه قطعه كردن آزادگان هستند آنها به جنگ در درون مشغول خواهند بود و يا هم تغييردر جهت بدتر شدن اوضاع خواهد بود.&lt;br /&gt;بنابراين دوستانه ضمن ستايش جوهره پاك انسانيتان تأكيد دارم كشتي را كه بناي ساختنش را داريد تا سفينه نجات مردم باشد, داراي شكاف ولو يك مو نباشد چرا كه دشمن سخت تر, فريبكارتر و مارخورده افعي شده تر است.بايد بهمان اندازه كه حاكمان در غارتگري و نامردمي و جنايت بي شكاف هستند , رهبري جنبش آزاديخواهي نيز بيش تر بي شكاف باشد و جز به نجات مردم, به هرقيمت, به چيزي نينديشد.مباد كه در اين سفينه عين الدوله ها و سپهدار تنكابنها و سياست بازان تجارت پيشه كه با خون مردم معامله ميكنند و در برابر جنايات رژيم مجيز گو بوده و يا سكوت ميكنند.و ياهم در دنياي بي غم خود لميده و به تنها چيزي كه نمي انديشند مردم و غم انسانها است.&lt;br /&gt;دوست گرامي مطمئنم كه بدليل مبارزات صد ساله مردم ايران انسانهاي وارسته , مسئول و متعهد كم نيستند بايد آنها را در عمل و مبتني بر كارنامه عمل اجتماعيشان انتخاب كرد.&lt;br /&gt;اگر همان سنگ بناي انساني , مسئوليت و دلسوزي و شجاعت و از خودگذشتگي و صداقت را معيار قرار دهي بيگمان پيروزي از آن شما است .&lt;br /&gt;خالي از اهميت نيست توجه كنيم كه در اين ساليان نيز تجارب شكست خورده جنبش كم نيستند يادتان نرفته است كه وقتي خاتمي در 16 آذر 83 در دانشگاه تهران شركت كرد دانشجويان به بهترين شكل افشايش كردند و گفتند «دروغ بس است, فريب بس است »خاتمي خجالت خجالت».نبايد اين تجارب تلخ مجددا تكرار شود . و افرادي كه خود جانيان و قاتلان مردم هستند در لباس ميش مردم را بفريبند.&lt;br /&gt;راه دوري نميروم معيار روشن است همان كه نوشته اي به كارنامه عمل افراد و مدعيان توجه بفرماييد اگر در عمل و در حرف شجاعانه و فداكارانه نه تنها سكوت نكردند بلكه مستمرا و جنايتهاي رژيم را در داخل و خارج ايران افشا كرده اند, و در اين راه سر از پا نشناخته اند . اين افراد دقيقا بدليل همين مواضعشان مطمئنا صحيحترين تجارب را نيز در عمل خود بدست اورده و يا در عمل به دست مي آورند . شرط دريك كلام فدا وصداقت بطور عام و در آشتي ناپذيري با حاكمان جنايت كار و ايران بر باده بطور خاص است. همانطور كه نوشته ايد اين حاكمان آگاهانه دنبال غارت اموال مردم و بيت المال هستند و در اين راه از هيچ زدن, كشتن و قتل عام فروگذار نميكنند وهمانطور كه نوشته ايد كاري كه اين حاكمان با دانشجويان ما ميكنند در هيچ كشوري نميكنند.طبعا از نهاد سپاه جز غارت و كشتار در نمي آيد و هرگز اوين نه به موزه كه به قتلگاه شريفترين انسانها در آمده است.&lt;br /&gt;بنابراين با شاخص و مرز سرخ تعهد نسبت به مردم و عدم سكوت و مماشات با نظام و كارنامه اي كه نشاندهنده اين مرزسرخها باشد, كشتي نجات را تشكيل بدهيد ما همراهت هستيم .&lt;br /&gt;      پيروز باشيد.&lt;br /&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4493131365333993418-8396103176858970318?l=mohandestabarzadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/feeds/8396103176858970318/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=4493131365333993418&amp;postID=8396103176858970318' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/8396103176858970318'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/8396103176858970318'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/2007/10/blog-post_04.html' title='&lt;div align =&quot;right&quot;&gt;پیرامون کارزار همبستگی مهر &lt;/div&gt;'/><author><name>مهندس حشمت اله طبرزدی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05220502641989689533</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://www.sharemation.com/hti/mohandestabarzadi.jpg?uniq=-qysrl4'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4493131365333993418.post-427423012205546933</id><published>2007-10-04T10:53:00.000+03:30</published><updated>2007-10-04T11:04:32.690+03:30</updated><title type='text'> هفت سال زندانم راگذراندم</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;a href="http://sufnews.blogfa.com/"&gt;خبرگزاري جبهه متحد دانشجويي&lt;/a&gt; - مهندس حشمت اله طبرزدي دبيركل جبهه دمكراتيك ايران و مديرمسوول نشريه توقيف شده پيام دانشجو پس ازمدتها سكوت با يك رسانه فارسي زبان بين المللي به صورت زنده به گفتگو پرداخت. متن گفتگوي طبرزدي با راديو فردا چنين است &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;راديو فردا: ناشر هفته نامه توقيف شده پيام دانشجو كه به دلايل فعاليت هاي مطبوعاتي اش درمجموع 7 سال را درزندان هاي جمهوري اسلامي گذرانده ازحدود يك سال پيش درمرخصي بسر مي برد او كه درمدت هفت سال زندان اندكي بيش از2 سال را درسلول انفرادي سپري كرده اكنون بعد ازيك دوره سكوت بلند مدت درنخستين گفتگوي خود با محمد ضرغامي ازشرايط زندان مي گويدحشمت اله طبرزدي : مجموعه 7 سالي كه من گذراندم ، دوسال ونيم آنرا در سلول هاي انفرادي بودم درزندان توحيد ، در زندان 59 سپاه ، دردو الف(اوين) مربوط به سپاه ، در209 (اوين) مربوط به وزارت اطلاعات كه اينها 8 ماه ، 7 ماه ، 4ماه و 6ماه بود كه آن دو سال ونيم بسيار مشكل بود ، شكنجه سفيد به اصطلاح مي گويند يعني يك انساني را دريك شرايطي نگه مي دارند و هرجوركه مي خواهند با او رفتار مي كنند بقيه آن حدود 4 سال ونيم رامن دربند عمومي زندان اوين بودم در 350 كه چون عمومي هست شرايطش بسيارمتفاوت ازسلول انفرادي است.راديو فردا: آيا آزادي شما اززندان مسجل شده يا دوباره بايد به زندان برگرديد؟طبرزدي: حكم اوليه من 14 سال حبس درزندان برازجان بود كه شعبه 26 (دادگاه انقلاب) آقاي حداد صادركرده بود اين حكم درشعبه تجديد نظردادگاه انقلاب به رياست آقاي حقاني وآقاي زرگربه 12 سال تبديل شد با پيگيري وكيلم آقاي بهمنش حكم درشعبه تشخيص( ديوان عالي كشور) به 7سال تقليل پيداكرد.دراين مدتي كه زندان بودم مجموعه بازداشتي هاي من همين حدود 7سال مي رسد.راديو فردا: مداركي موجود هست كه مهرتاييد بزند به آزادي شما؟طبرزدي: من يك پرينتي سال گذشته اززندان گرفتم به عنوان اعلام وضعيت زنداني كه درآن مجموعه حبس هاي من ذكرشده..وحبس فعلي من درواقع 8مرداد امسال تمام شده اما وزارت اطلاعات به من مي گويد كه 6سال ديگر داري اين يك سال گذشته كه بيرون بودم مرخصي مشروط بودم به زعم خودم الان ديگرمرخصي نيستم وآزادم و ازديدگاه وزارت اطلاعات من هنوززنداني ام و شرط بيرون بودنم اين هست كه حرف نزنم وسكوت كنم.راديو فردا: وزارت اطلاعات جمهوري اسلامي براساس چه مستنداتي حاضرنيست كه آزادي شما راتاييد كند؟طبرزدي : آن حكم اوليه كه آقاي حداد صادركرد14 سال بود ازآن هنوز6 سال مانده است وحكمي كه دادگاه انقلاب صادرمي كند حكمي است كه وزارت اطلاعات وسايردستگاه هاي امنيتي انشا مي كنند وبزعمشان حق همين 14 سال بود.راديو فردا: شما اين آزادي به گفته خودتان مشروط رادرشرايطي به دست آورديد كه گويا گروهي ازدوستانتان هم اكنون به طوردسته جمعي بازداشت شدند طبرزدي: در اين مدت كه بيرون بودم اين اولين باري است كه به صورت زنده با يك رسانه صحبت مي كنم... 6تن ازدوستان مان را 18 شهريورگرفتند آقاي عباس خرسندي ، آقاي منصورفرجي، خانم سپيده پورآقايي ، آقاي قاسم شيرزايان (كاوه شيرزاد) ، آقاي بهرام راسخي فرو آقاي ميثم رودكي اين شش نفري كه اينها گرفتند من حداقل 4- 5 تاي اينها رامي شناختم وازنزديك ازچندين سال پيش با آنها آشنا بودم من مي توانم ادعا كنم كه بجزفعاليت حقوق بشري بجزكاردروبلاگ بجزكارصنفي ودانشجويي هيچ كاري اينها انجام ندادند جرم اينها اين بود كه اين 6نفردر فعاليت حقوق بشري باهم كارمي كردند.متاسفانه دراين مملكت اگرسه نفرچهارنفرباهم كاركنند اين جرم است. وقتي رييس جمهوراينها مي رود به دانشگاه كلمبيا وهو مي شود بايد بدانند كه دليلش چيست . يك دليل آن همين است. يا ببينيد آن سه دانشجو كه چند ماه است زيرشكنجه وآن شرايط برايشان فراهم شد . آقاي كبود وند كه فعال حقوق بشري است وتعدادي زنداني سياسي داريم اينها تنها وتنها جرم شان اين بود كه يا وبلاگ داشتند يا فعاليت حقوق بشري كردند واگر فعاليت سياسي هم داشتند ، مثل من يك فعاليت سياسي مسالمت آميزبود.راديو فردا: دراين شرايط آيا قصد داريد فعاليت هاي مدني وبه ويژه مطبوعاتي تان راادامه بدهيد يا اين فعاليت هارا متوقف مي كنيد؟طبرزدي: فعاليت مطبوعاتي كه اصلا ما نمي توانيم انجام بدهيم چون فضاي موجود چنين اجازه اي به ما نمي دهد من شديدا تحت كنترلم وبلكه دوستانم به همين صورت. وقتي ريختند منزل عباس خرسندي و او رابه آن صورت برده بودند اعلام كردند ايشان با طبرزدي ارتباط داشت. الان كسي با ما ارتباط داشته باشد خودش جرم هست . ما ها كه درداخل مسالمت آميزكارمي كنيم وكارمان درقالب نهادهاي مدني هست هيچگونه كاري نمي توانيم انجام دهيم ومن دريك سالي كه بيرون بودم تنها كاري كه توانستم انجام دهم اين بود كه نشستم منزل وبراي خودم خواندم ونوشتم الان هم يك وبلاگ بيشتر ندارم آن را هم اينها فشار آوردند كه تعطيل بشود تا وقتي شرايط اينگونه باشد من فكر نمي كنم كه امثال من بتوانيم فعاليت موثري داشته باشيم.راديو فردا: آقاي طبرزدي براي ادامه فعاليتهايش خواستارتوجه نهادهاي بين المللي حقوق بشر به وضعيت آزادي بيان در ايران است. &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4493131365333993418-427423012205546933?l=mohandestabarzadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/feeds/427423012205546933/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=4493131365333993418&amp;postID=427423012205546933' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/427423012205546933'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/427423012205546933'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/2007/10/blog-post.html' title='&lt;div align =&quot;right&quot;&gt; هفت سال زندانم راگذراندم&lt;/div&gt;'/><author><name>مهندس حشمت اله طبرزدی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05220502641989689533</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://www.sharemation.com/hti/mohandestabarzadi.jpg?uniq=-qysrl4'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4493131365333993418.post-5176816030235823163</id><published>2007-09-29T13:33:00.000+03:30</published><updated>2007-09-29T13:36:00.165+03:30</updated><title type='text'>از ايدئولوژي گرايي تا دموكراسي خواهي‍‍ </title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;مقاله ی «&lt;a href="http://www.baztab.com/news/25122.php" target="_blank"&gt;از مداحی رفسنجانی تا دشمنی با کارگزاران&lt;/a&gt;» را اخیرا دیدم. این مقاله زمانی منتشر شد که من در زندان بودم و دوست عزیزم محمد مسعود سلامتی، نقدی بر آن نگاشته بود.این مقاله در سایت بازتاب متعلق به سردار محسن رضایی انتشار یافته است.اگرچه آن را حاوی نکات جالبی درباره ی خودم می دانم اما بعید نمی دانم نویسنده ی آن از عوامل امنیتی باشد. این احتمال به دلیل اشاره به نکاتی از فعالیت های من و دوستانم در این مقاله است که اصولا فقط نیروهای امنیتی بر روی آن موارد حساسیت دارند که توضیح خواهم داد. فراموش نمی کنم آقای دکتر سعیدی معاون فعلی امور بین الملل سازمان انرژی اتمی در دوران وزارت آقای فلاحیان ،معاون ایشان و اولین بازجوی من بود که به نام مستعار «سیادتی»فعالیت می کرد.بنابرین می توانم احتمال بدهم رژیم جمهوری اسلامی تعداد زیادی «سیادتی» ،«فتاح غلامی»و«داریوش سجادی»داردکه این سو و آن سو به تخریب مبارزان وآزادیخواهان می- پردازند.&lt;br /&gt;تیتر مقاله میزان بی طرفی نویسنده و علمی بودن مقاله اش درباره ی من را معلوم می سازد:&lt;br /&gt;«از مداحی رفسنجانی تا دشمنی با کارگزاران»!؟باید تاکید کنم اصولا کسانی که از نزدیک با من،نوشته ها و فعالیت هایم آشنا هستند،آگاهند که «مداحی گری»با اخلاق سیاسی-اجتماعی من سازگاری ندارد.من اگرچه در دوره ای از جوانی و از روی نا آگاهی و به دلیل پذیرش برخی اصول سیاسی-اجتماعی و ایدئولوژیک از نظام جمهوری اسلامی و مآلاً رفسنجانی حمایت می کردم ،ولی این حمایت ها جنبه ی شخصی نداشت که «مداحی» تلقی شود.اصولا آدم های آرمانگرا یا ایدئولوژی گرا،بیش از آن که جانب شخصیت فردی ایدئولوگ ها را در نظر بگیرند،به جایگاه و نقش آنها توجه می کنند. تشکل ما نه به دلیل خوش آمد فردی رفسنجانی و خامنه ای یا بد آمد دیگران از آنها حمایت کردند؛بلکه به دلیل اعتقاد به ایدئولوژی انقلاب و نظام ایدئولوژیک برآمده از آن بود که چنین اشتباه سیاسی صورت گرفت. اگر این ادعای مقاله نویس صحیح باشد که ما به حمایت از سران رژیم قصد مداحی گرایی داشته ایم،پس باید پذیرفت تمام کسانیکه برای خمینی عنوان امام را برگزیدن مشتی مداح گر بودند! اصولاعناوینی مثل «امام» و «آیه الله»برای سران انقلاب و نظام معطوف به رفتار ایدئولوژیک حامیان بود.در عین حال من با «کارگزاران»هیچ دشمنی نداشته بلکه صرفا مخالف سیاسی آنها هستم. من با اگاهی از عملکرد سران رژیم و هویت ایدئولوژیک آن و انحرافی که بین عملکرد آنها با منافع و اصول انقلاب به وجود آمد،به مبارزه با آنها برخاستم.به همین دلیل عناوین «امام» و «ایه الله» را از آنها پس گرفته و با عنوان «دیکتاتور» جا به جا کردم.البته در آخرین مصاحبه ام به رفسنجانی عنوان «دزد و جنایتکار»را دادم.فکر می کنم اکثریت ملت ایران و میلیونها انقلابی دیروز و مخالف امروز با این اقدام من موافق باشند.آیا این میلیونها انسان نیز افراط،تفریط کار هستند؟کارگزاران نیز در نظر گاه اکثریت ملت ایران،گروهی رانت خوار هستند که روزی می بایست پاسخگوی جنایت های سه دهه ی خود باشند.گمان نکنید که سرکوبگری های جناح اقتدار گرا موجب می شود تا از افشاگری و مبارزه علیه کارگزاران دست برداریم.عدالت در مبارزه رعایت خواهد شد.&lt;br /&gt;2-مقاله نویس در مقدمه ی مقاله و برای معرفی من عمدا یا سهوا به تحریف واقعیت ها پرداخته است.مثلا گفته است که گویا یکی از برادران من به دلیل بمباران هوایی شهید شده و «به واسطه حمله هوایی عراقی ها،وی برادرش ابوذر را از دست داد و عنوان خانواده شهید را پیدا کرد.»؟!برای اطلاع این طرفدار دو آتیشه ی رفسنجا نی و کارگزاران باید گوشزد کنم که برادر بزرگ من احسان که از فرماندهان سپاه آبادان بود،در 20مهر سال 59 در مقابله ی رو در رو و در پل مارد آبادان شهید شد و آنان پس از جنگ او را سردار لقب دادند.ابوذر نیز از سن 16سالگی تا سال 1362 در آبادان ماند و به جنگ با عرب های متجاوز پرداخت و به تعبیر آقای جمی که لابد آقایان او را به خوبی می شناسند ، «ابوذر شهید ممتاز شهر بود». پس اگرچه رفسنجانی در سال های بحرانی جنگ فرزندانش را برای تحصیل به بلژیک فرستاد، من همراه با چهار برادرم ؛و بلکه سایر اعضای خانواده ام بیشترین هزینه را در جنگ پرداختیم.اگر طرفداران رژیم و رفسنجانی با من دشمنی دارند،واقعیت های خانوادگی ام را تحریف نکنند.درست است که آقای محسن رضایی و خانواده اش نوکر خانه زاد رضا قلی خان بودن که ما نیز آنها را به خوبی می شناسیم اما این مساله موجب نمی شود که اجازه دهد در سایت او به طرفداری از کارگزاران به قلب واقعیت بپردازند. نوکر زاده نباید تا این میزان بی اخلاق باشد!در ضمن من هیچگاه در دانشگاه علم و صنعت درس نخوانده ام و معلوم می شود که مقاله نویس حتی واقعیت عینی را تحریف نکرده است.&lt;br /&gt;3-اشاره شده است که من برای اولین بار لفظ آیه الله را برای رفسنجانی برگزیدم.این یک دروغ آشکار است.برای اینکه رفسنجانی را در محافل گوناگون حوزوی و سیاسی وحزبی،ایه الله خطاب می کردند.لابد کارگزاران و روزنامه های ایران،جمهوری اسلامی،همشهری و حتی حزب حزب جمهوری اسلامی نیز منتظر مانده بودند تا در اوایل دهه ی 70 یک تشکل دانشجویی عنوان ایه اله را به یک آخوند بدهد و آنها پیروی کنند!؟به راستی که عجب دستگاه ضعیفی!بیان این مطالب بیش از هر چیز از روی کینه توزی است تا بیان واقعیت.حتی اگر چنین ادعایی درست باشد،من از شهریور 1373 و با انتشار هفته نامه ی «پیام دانشجو»مخالفت اصولی خود با رفسنجانی را اعلام کردم و در آخرین مصاحبه ام در سال1382 او را «دزد و جنایتکار»نامیدم و به این افتخار می کنم که از سال 1373 تا 1376 در  مدت کم تر از 4سال شاخ غولی را شکستم که هیچ کس جرات در افتادن با او را نداشت..من بار ها اعتراف کرده ام که در حمایت خود از رفسنجانی و رژیم جمهوری اسلامی اشتباه کرده ام و در 13 سال گذشته هزینه ی آن را پرداختم.آن زمان من یک جوان دانشجو بودم و از واقعیات آگاهی نداشتم.اما به محض آگاهی به مبارزه پرداختم.آیا از دیدگاه مقاله نویس این جرم است یا افراط و تفریط؟من اگر در دهه ی شصت به مخالفت با جناح چپ و دفتر تحکیم بر خاستم،به دلیل انحصار طلبی  جناح خط امام بود و به این لحاظ نیز پشیمان نیستم .جناح  خط امام باید پاسخگوی همه ی جنایات دهه ی شصت از حمله با صدور حکم اعدام دسته جمعی هزاران زندانی از سوی آیه اله خمینی باشد.آیا از دیدگاه مقاله نویس ،عملکرد آیه اله منتظری  در عین حال  که قائم مقام رهبری بودند،به مقابله با شکنجه و اعدام بر خاسته و عزل و تکفیر شدند چیست.او هم اهل افراط و تفریط است؟از قائم مقامی رهبری تا حصر خانگی.او و من اهل افراط و تفریط هستیم یا نظام از مسیر عدالت،آزادی و مردمی بودن منحرف شد؟در ضمن این هم  دروغ دیگری است که ما شیخ محمود یزدی را به علامه تعبیر کرده ایم.معلوم می شود،حامیان مقاله نویس سایت بازتاب صرفا برای تخریب من قلم زده اند.&lt;br /&gt;4-گفته است نشریه ای با تیتراژمحدود کفاف تقاضا های موجود را نمی داد.تیراژ رسمی نشریه به حدود000/400 (چهارصد هزار)نسخه می رسید.در عین حال چاپخانه ها در آن دوره ،امکان چاپ بیشتری نداشتند.من نمی دانم این مقاله نویس اگر تیراژ000/400را محدود می داند،چه تیتراژی را نا محدود بر می شمارد. این تیراژ بالا بود که مسئولین رژیم به ویژه رفسنجانی را به وحشت انداخت تا با همه ی امکانات به جنگ با آن بر خیزند. البته مطلوب ما تیراژ میلیونی بود که اجازه ندادن.&lt;br /&gt;5-یکی از مواردی که من در اطلاعاتی بودن این فرد مقاله نویس مطمئن می شوم مربوط به این مطلب است:«در این شرایط، انتشار خبری در میان اعضای انجمن اسلامی دانشجویی، موجب بروز اختلاف و جدایی چند تن از اعضا شد. بنا بر اظهارات اعضای جدا شده،فردی که پیش از این در دفتر هاشمی رفسنجانی حضور داشت و حامی اصلی و تامین کننده ی هزینه های این انجمن به شمار می رفت در دوردوم دولت هاشمی ار دفتر وی حذف شده و پس از منتقل شدن به مکانی دیگر،با تامین هزینه های گروه طبرزدی ،از آنها خواسته است که به هاشمی رفسنجانی حمله کند » عجب!؟این عبارت من را به یاد بازجویی  ام با چشمان بسته و در جایی نا معلوم و با تهدید به شکنجه از سوی همین دکتر سعیدی یا «سیادتی» سابق می اندازدکه در اوایل سال 1374 صورت گرفت. او هم همین ادعا ها را داشت.جالب است از این مقاله نویس پرسیده شودکه آن افراد جدا شده،در کجا چنین اظهاراتی را بیان داشته اندکه فقط ایشان اطلاع دارد!؟جالب است که این اطلاعاتی ها چگونه خود را لو می دهند!.شایان ذکر است  این افرادی که ایشان از آنها یاد می کند،برخی از اعضای انجمن اسلامی دانشجویی دانشگاه ملی بودندکه به تحریک آقای میر محمدی علیه اتحادیه انشعاب کردند.جالب تر اینکه آن فردی که ایشان مدعی است به ما پول می داده که علیه رفسنجانی مطلب بنویسیم،کسی جز همین میر محمدی نیست.او دوره ی اول ریاست جمهوری رفسنجانی و دو دوره ی ریاست جمهوری خامنه ای رئیس دفتر آنها بود،اما در دوره ی دوم ریاست جمهوری رفسنجانی او به مقام معاونت رئیس جمهوری رسید و حسین مرعشی برادر زن رفسنجانی و یکی از دزد های معروف جای او را گرفت.میر محمدی که اینک نماینده ی مردم قم در مجلس است، سر سپرده ی خامنه ای و رفسنجانی بوده و هست.این آدم اطلاعاتی به نام فتاح غلامی ،مدعی است که میر محمدی شاخ شکسته به ما پول میدهد تا علیه رئیس و مرادش ،افشاگری کنیم!شما را به خدا این جمهوری اسلامی عجب طرفداران احمقی دارد!رفسنجانی اگر این مقاله را خوانده باشد به نادانی این طرفداران احمق خود خواهد خندید.البته اگر خودش به دلیل پیری،خیلی کودن نشده باشد که بعید نمی دانم.&lt;br /&gt;6-مقاله نویس مدعی است:«انتشار غیر منتظره ی نشریه ی «پیام دانشجوی بسیجی»در آستانه ی انتخابات مجلس پنجم و همزمان با آغاز فعالیت کار گزاران بار دیگر تحلیل ماموریت یافتن این گروه از سوی یک مرکز قدرت با نفوذ در درون حاکمیت برای در هم شکستن پایگاه کارگزاران در میان قشر متوسط جامعه را تقویت کرد.»پرسش من این است که این مرکز قدرت اگر تا این اندازه از تدبیر برخوردار است،پس چرا آن را در زمان های دیگر تکرار نکرد؟چرا یک پیام دانشجوی دیگر به وجود نیاورد؟چرا نتوانست آن را در خدمت بگیرد؟معلوم است که نان جمهوری اسلامی را خورده اید اما به جای این که تحلیل ارائه دهید،مزخرف نشخوار می کنید!&lt;br /&gt;حیف از آن پول هایی که از کیسه ی دولت برای امثال این مقاله نویس هزینه شده است.ولی برای اولین بار من یک مطلبی را که تا کنون نگفته ام افشا می کنم.آری این ما بودیم که با نوشتن نامه و ارسال پیام های گمراه کننده،حاکمیت را گول زدیم! در واقع ماجرا بر عکس است.&lt;br /&gt;با این کار علاوه بر اینکه بر پیکر پوسیده ی کارگزاران دزد،ضربه ی کاری وارد کردیم،مواضع خود در باره ی بخش دیگر رژیم را نیز اعلام نمودیم تا مردم بدانند،ما این رژیم را تایید نمی کنیم.البته آنها خیلی زود دست به کار شدندو مانع از انتشار شماره های بیشترپیام دانشجو شدن، اما ما توانستیم خط اثری به جا بگذاریم.مردم دریافتند پیام دانشجو نظراتش درباره ی کسانیکه پیش از این آنها را حمایت می کرد چیست.بله!این پیام دانشجوی ها بودند که به دلیل حکمت و آزادگی و به دلیل آگاهی از محتوای رژیم و عملکرد مسئولانش به این تدبیر دست زدن.از رئیس روسای شماها چنین تدبیر هایی بر نمی آید.مزید اطلاعات شما بگویم در آستانه ی انتخابات ریاست جمهوری دوم خردادنیز در نظر داشتیم بار دیگر پلی تیک بزنیم و برای چند شماره ی دیگر علیه شکنجه،فساد و ظلم وتعدی به افشاگری بپردازیم.آن زمان ناطق نوری رئیس مجلس بود.حتی با او صحبت هایی شد که پیام دانشجو بتواند منتشر شود،اما این بار دستمان را خواندن و اجازه ی این کار را ندادن.عزیز دلم!گروه طبرزدی به دلیل اعتقاد به حقوق ملت و مبارزه برای آزادی و عدالت،برگ های دیگری به این جماعت زده اند که فعلا امکان افشای آن نیست.اما این سرکارگزار کودن و سایر رفقای او اگر ذره ای تدبیر داشتن،کار را به جایی نمی رساندن که چندتن از انشعابیون گروه طبرزدی و پیام دانشجو،جای آنها در پست ریاست جمهوری و ارکان مهم حکومت را بگیرند!؟دلم برایتان می سوزد که تا این اندازه ناآگاه و کودن هستید.چشمانتان را باز کنید و ببینید کجا ایستاده اید.راستی از ممدو، آقا عطا و حسین آقا چه خبر؟شنیده ام به دلیل اینکه مردم روزنامه ی کارگزار رانمی خوانند خود را تعطیل کرده اند!جالب است.یکی را به دلیل اینکه مردم می خواهند،تعطیل می کنند و آن یکی به دلیل عدم استقبال مردم،خودش،خودش را تعطیل می کند!؟جان دلم!مرکز قدرت مردم اند نه عده ای کودن که به دلیل فساد و نادانی،یک انقلاب مردمی را به یک رژیم  ضد مردمی تبدیل کردند.&lt;br /&gt;راستی از پسر محسن رضایی چه خبر ؟از اسرائیل بر گشت؟دلم زمانی برای او و پسرش سوخت که با التماس از «مناشه امیر» درخواست کمک می کرد.بنازم به مرکز آن قدرتی که توانست «پیام دانشجو»را تدبیر و کارگردانی کند.حتما اربابان این مقاله نویس به ریش او خواهند خندید که ای احمق،اگر ما تا این اندازه از تدبیر برخوردار بودیم که بتوانیم به «گروه طبرزدی»و «پیام دانشجو»ماموریت بدهیم تا کنون،چندین پیام دانشجو درست می کردیم!&lt;br /&gt;7-این که مقاله نویس بسیاری از اتفاقات که برای پیام دانشجو و اتحادیه افتاد را ذکر نکرده اما  بازداشت خاکی فیروز و اعتراف علیه گروه طبرزدی را مورد توجه قرار داده است،نشان می دهد او با این پرونده در ارتباط بوده است.برای اینکه اولا به لحاظ تشکیلاتی مطلب مهمی نبوده و مساله ی اعتراف او جایی نیامده است اما به لحاظ کد امنیتی،می تواند از اهمیت خاصی بر خوردار باشد.در آن پرونده،خاکی فیروز زیر شکنجه از قول من یکی از مقامات عالی حکومت را متهم کرده بود که«تریاک را به دانشجویان» ترجیح می دهد.این مقاله نویس می خواهد به چنین نکته ای توجه داشته باشد و حتما خودش در روند جریان بازجویی بوده است که قاضی آن حقانی در شعبه ی شش امنیت بود و مکان بازجویی،شکنجه گاه توحید!در این پرونده من به یک سال حبس تعلیقی محکوم شدم.&lt;br /&gt;8-مقاله نویس، نوشته است:«اکنون حشمت اله طبرزدی در زندان به سر می برد.وی برای بسیاری از ناظران سیاسی نماد تند روی و افراط است.از این رو،به رقم تلاش هایی که برای انتساب خود به جریان اپوزسیون دارد،هنوز هم نتوانسته جایگاهی در این جریان پیدا کند.»&lt;br /&gt;من البته بر خلاف عقیده ی این مقاله نویس در هیچ مرحله ای ادعا نکرده ا که اصلاح طلب به مفهوم دوم خردادی آن هستم.برای اینکه آنها را تایید نکرده ام .من حتی در دوم خرداد 76 در انتخابات شرکت نکردم.از ابتدا در برابر دوم خردادی ها موضع انتقادی داشتم.برای اینکه معتقد بودم خاتمی دست نشانده ی رفسنجانی است و چنین هم بود.اما در باره ملاک تند روی و کند روی و دیدگاه ناظران سیاسی،لازم است اعتراف کنم که در مبارزه جدی بوده و هستم و هزینه ی آن را نیز خود پرداخته ام.اتفاقا یکی از مشکلات اساسی رژیم این است که جبهه ی دموکراتیک ایران و من به عنوان دبیر کل آن،به دلیل جایگاه موثری که در بین توده های مردم و اپوزسیون دموکرات داریم،باید زندانی و سرکوب شویم.تمام تلاش مقاله نویس این بوده است تا با ایجاد تردید در استقلال ما از حکومت،در اعتماد اپوزسیون دموکرات به ما شک ایجاد کند.&lt;br /&gt;مشکل رژیم اینک این است که باید وانمود کرد طبرزدی و دوستانش به مرکز قدرت وابسته اند یا این که القا کند ما افراطی هستیم.این تبلیغات علیه جریانی که شدیدا زیر ضرب سرکوب است،صرفا برای این است که در بین مردم و اپوزسیون دارای جایگاه است و باید این جایگاه را تخریب کرد.بعید می دانم کسانی به قلم های وابسته و مسمومی اعتماد کنند که علیه آزادی خواهان لجن پراکنی می کنند.امید است شرایطی به وجود آید تا ما بتوانیم آزادانه نظرات خود را با مردم و اپوزسیون در میان بگذاریم تا جایگاه اجتماعیمان برای باند قدرت بیش از پیش آشکار شود.شگرد باند قدرت این است که ابتدا سعی می کند مخالفین را با«زر»بخرد.هرگاه مبارزانی باشند که در راه مبارزه جدی نباشند در همین مرحله خود را خواهند فروخت. آنها به سرعت جذب باند قدرت شده و با گرفتن پست و عنوان یا کیسه های زر،مردم را به قدرت می فروشند.پس از جنگ سیاسی ما با «باند قدرت»و طی چند مرحله رفسنجانی و رفیقش به این ترفند متوسل شد اما نتیجه ای نگرفت.&lt;br /&gt;مرحله ی دوم برنامه ی  «باند قدرت»برای شکستن مبارزین، استفاده از ترفند «زور» است.طی چند سال گذشته این ترفند از راه حمله ی فیزیکی،توقیف،بازداشت،شکنجه،هجوم به خانه و  کاشانه و بردن فرزندان و اموال و همچنین محرومیت اجتماعی و ممنوعیت هر نوع فعالیت اعمال شده است.اما از این ترفند نیز نتیجه ای نگرفتند.&lt;br /&gt;ترفند بعدی«تزویر»است.آنها از راه های گوناگون تلاش می کنند،مبارزان را تخریب کنند.اتهام تند روی،افراطی گری،وابستگی و مطالبی از این دست پس از شکست خوردن پروژه ی «زر» و «زور» است.جبهه ی دموکراتیک ایران از مبارزه ی دموکراتیک به قصد رسیدن به نظامی دموکراتیک و سکولار،طرفداری می کند.آیا چنین رویکردی،افراط است؟ این جبهه  مبارزات خود را از راه نوشتن،گفتن و بررگزاری میتینگ وراه اندازی اعتصابات پی می گیرد. آیا چنین شیوه هایی افراط است؟این روش ها حتی در قانون اساسی موجود به رسمیت شناخته شده است. بنابراین مقاله نویس از دید کدام یک از ناظران سیاسی و با لحاظ کدام معیار،ما را نماد افراطی گری به حساب می آورد؟ لابد از دیدگاه کارگزاران و باند قدرت به عملکرد ما می نگرد؟از دیدگاه آنان و حتی جناح اصلاح طلب حکومتی، ما نه تنها افراطی بلکه غیر خودی هستیم.&lt;br /&gt;عطف به حقوق بشر، دموکراسی و سکولاریزم،ما حق داریم به شیوه ی دموکراتیک برای حقوق خود مبارزه کنیم. فردی که رفتار ما را از دیدگاه جناح های حکومتی می سنجد،نمی تواند ادعا کند جایگاه ما در اپوزسیون چگونه است. او فقط می تواند دیدگاه باند قدرت درباره ی ما را اعلام نماید. بیش از این صلاحیت ندارد&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4493131365333993418-5176816030235823163?l=mohandestabarzadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/feeds/5176816030235823163/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=4493131365333993418&amp;postID=5176816030235823163' title='2 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/5176816030235823163'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/5176816030235823163'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/2007/09/blog-post_29.html' title='&lt;div align=&quot;right&quot;&gt;از ايدئولوژي گرايي تا دموكراسي خواهي‍‍ &lt;/div&gt;'/><author><name>مهندس حشمت اله طبرزدی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05220502641989689533</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://www.sharemation.com/hti/mohandestabarzadi.jpg?uniq=-qysrl4'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4493131365333993418.post-7415271145620217599</id><published>2007-09-20T09:07:00.000+03:30</published><updated>2007-09-20T09:07:28.915+03:30</updated><title type='text'>پيام به دولتمردان فرانسه</title><content type='html'>&lt;div ailgn="right"&gt;&lt;br /&gt;مقامات محترم فرانسه&lt;br /&gt;با احترام و درودهای گرم&lt;br /&gt;بدون تردید،ملت فرانسه به عنوان یکی از ملت های پیشتاز آزادیخواهی،دموکراسی طلبی و طرفداری از حقوق بشر شناخته شده است.این انقلاب کبیر فرانسه در سال 1789 یعنی اواخر قرن هیجدهم بود که «آزادی-برابری-برادری»را به عنوان سه مطالبه ی اساسی برای تمامی ملت ها به ارمغان آورد.وآ ن ا نقلاب، بر آمده از فرهنگی بود که تلاش نزدیک به سه قرن فیلسوفان و روشنفکران بزرگ ازجمله«ولتر،«رسو»،&lt;br /&gt;«منتسکیو» تا«جان لاک» ، «فرانسیس بیکن» ، «هیوم» و ««ا سپنیوزا» یا&lt;br /&gt;حتی «هگل» و «کانت» تا «دکارت» به جهان اندیشه عرضه کردند.آ ن انقلاب گرچه در مرحله ی خشونت و به اصطلاح «ترمیدور» بدنامی های زیادی را بر جا گذاشت،ا ما وقوع آ ن زایش طبیعی یک فلسفه ی جدید را موجب شد.&lt;br /&gt;این فلسفه ی جدید دارای مضمونی حقوق بشری و آزادیخواهانه است.اگرچه سایر ملت ها در به وجود آ وردن این فلسفه،سهم به سزایی داشتند،اما ملت فرانسه این افتخار را داشت تا اندیشه ی طرفداران مدرنیته و روشنگری را عینیت ببخشد و افتخار پیشتازی در این امر مهم را از آ ن خود سازد.&lt;br /&gt;اینک فرانسه به اعتبار آ ن انقلاب و عینیت فرهنگی اش، به عنوان مهد تمدن و دموکراسی شناخته شده است.اگرچه ملت فرانسه مجسمه ی آزادی را به ملت آمریکا اهدا کرد و فرهنگ لیبرالیستی را به ان سرزمین صادر نمود و به دلیل بافت فرهنگی و جغرافیایی،آمریکا را لایق نگهداری و نشانه ی آزادی و عدالت دانست ،اما افتخار طرفداری از حقوق بشر و دموکراسی،هنوز متعلق به زادگاه اصلی اش فرانسه است.حداقل ما ملت های به اصطلاح پیرامونی چنین تصوری از فرانسه ی «ولتر»را داریم.&lt;br /&gt;انصافا به جز در مقاطعی که دولت های حاکم بر فرانسه از اندیشه لیبرالی و برابری طلبانه فاصله گرفته در مقاطع دیگر تاریخی،دولت فرانسه همراه با ملت خود از حقوق بشر،دموکراسی،عدالت و تساوی حقوق زنان و مردان در سراسر جهان حمایت کرده است.ما ملت ایران همواره شاهد بوده ایم که آ ن کشور مامن&lt;br /&gt;آزادیخواهان ایرانی پیش و پس از انقلاب 1979بوده است. اینک ملت ایران با رژیم فرقه گرا و استبدادی،دست و پنجه نرم می کند که جز خشونت،فقر،سرکوب و بیکاری عایدی نداشته است.چه دقیق گفت نخست وزیر محترم فرانسه که اکثریت ملت ایران با رژیم مذهبی حاکم مخالف است.حق نیز چنین است.اکثریت قاطع این ملت با سیاست های داخلی و خارجی اقلیت روحانی حاکم به شدت مخالف اند.اما فضای اعدام،شکنجه،زندان و سرکوب امکان هر نوع اظهار نظر از مردم ایران را سلب کرده است.&lt;br /&gt;با قاطعیت اعلام می کنم که مساله ی اساسی ملت ایران،پی گیری پرونده ی هسته ای و غنی سازی اورانیوم نیست؛بلکه خواسته ی اساسی اکثریت قاطع ملت ایران،آزادی،دموکراسی،حقوق بشر،سکولاریزم،عدالت،رفاه،کار و امنیت است.اگر برای ملت ایران فرصتی به دست آید و سرنیزه ی رژیم از سر مردم برداشته شود،صحت این ادعا معلوم خواهد شد.ملت ایران همانند هر ملت دیگر که نمونه های تاریخی آ ن فراوان است،زیر سلطه ی دیکتاتوری مذهبی و ایدئولوژیک است،بنابرین امکان بیان خواسته های خود را ندارد.به نظر می رسد مقامات محترم دولت جدید فرانسه از رییس جمهور تا نخست وزیر و امور خارجه ،این حقیقت را به خوبی درک کرده باشند.&lt;br /&gt;اما ازدولت مدرن و ترقی خواه فرانسه انتظار نداریم،رژیم اسلامی حاکم بر ایران را تهدید به حمله ی نظامی کند.آنچه ملت ایران از فرانسه به عنوان مهد دموکراسی خواهی و حمایت از حقوق بشر انتظار دارد این است که جمهوری اسلامی را به دلیل عدم رعایت حقوق بشر ،مشمول تحریم های هوشمند و همه جانبه قرار بدهد.جنگ راه حل متمدنانه ای نیست.اما اگر دولت فرانسه و سایر دول مترقی،تصمیم بگیرند،روابط دیپلماتیک و اقتصادی خود با این رژیم خودکامه و «تیرانی» را به حداقل برسانند،حتم داریم همه ی معادلات به نفع صلح،دموکراسی و حقوق بشر در ایران رقم خواهد خورد.جنگ نمی تواند،حامل صلح و دموکراسی باشد اما یک تحریم هوشمند و مبارزه ی دموکراتیک به صلح و دموکراسی منجر خواهد شد.&lt;br /&gt;اگرچه رژیم حاکم بر ایران از ایدئولوژی وحشت آفرینی طرفداری می کند اما به دلیل یک دست نبودن جناح های موجود در حاکمیت ،قطع روابط دیپلماتیک و اقتصادی همه جا نبه به ویژه ممنوعیت سفر برای مقامات این رژیم به خارج از کشور،نتایجی دربر خواهد داشت که از هیچ جنگ و هجوم نظامی به دست نخواهد آ مد.&lt;br /&gt;بنابرین،از دولت مدرن و متمدن فرانسه انتظار کوبیدن بر طبل جنگ را نداریم.بلکه خواسته ی ما این است که این دولت،در حمایت از صلح جها نی،&lt;br /&gt;و به ویژه برای دفاع از حقوق بشر،به حمایت از اکثریت ملت ایران برخیزد.ا گر دول اروپایی هم صدا با دولت فرانسه با تحریم های همه جانبه اما هوشمند که عمدتا منافع رژیم را در بر می گیرد،مبادرت ورزند،هیچ جنگی نیاز نخواهد بود.آنچه ما از دولتمردان فرانسه انتظار داریم،چنین رویکرد دموکراتیک و انسانی است.&lt;br /&gt;حشمت اله طبرزدی&lt;br /&gt;دبیر کل جبهه ی دموکراتیک ایران&lt;br /&gt;تهران /ایران/ 27شهریور /1386 /خورشیدی &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4493131365333993418-7415271145620217599?l=mohandestabarzadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/feeds/7415271145620217599/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=4493131365333993418&amp;postID=7415271145620217599' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/7415271145620217599'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/7415271145620217599'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/2007/09/blog-post_20.html' title='&lt;div ailgn=&quot;right&quot;&gt;پيام به دولتمردان فرانسه&lt;/div&gt;'/><author><name>مهندس حشمت اله طبرزدی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05220502641989689533</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://www.sharemation.com/hti/mohandestabarzadi.jpg?uniq=-qysrl4'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4493131365333993418.post-5421516254057470774</id><published>2007-09-12T19:18:00.000+03:30</published><updated>2007-09-12T19:21:35.843+03:30</updated><title type='text'>ارتش های بیگانه </title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;گفته می شود تیپ بدر مجلس اعلای عراق با استعداد بیش از ده هزار نفر از سوی جمهوری اسلامی اداره می شود.این تیپ در زمان جنگ ایران و عراق به کمک جمهوری اسلامی و با مشارکت معاودین عراقی به وجود آمد.آن زمان به دلیل شرایط جنگ،شاید هزینه کردن در این زمینه توجیه اقتصادی داشت.البته من از نقش این ارتش در مقابله با صدام و ارتش او اطلاعی ندارم.اما اینک و پس از سرنگونی صدام و مجازات او به دست نیروهای ائتلاف،هزینه کردن برای این ارتش نه تنها توجیه اقتصادی ندارد بلکه به معنای تاراج سرمایه های ملی برای بیگانگان است.&lt;br /&gt;من درباره ی مسائل سیاسی و امنیتی و نقش مثبت یا منفی اینگونه ارتش ها در امنیت منطقه ای یا بین المللی حرفی نمی زنم.صرفابه دلیل شرایط اقتصادی حاکم برکشور و وضعیت  اقتصادی وخیم مردم کشورم به تحلیل در این زمینه می پردازم.اخبارموثقی دال بر اینکه حتی حقوق و دستمزد اعضای سپاه بدر توسط رژیم ایران پرداخت می شود،به گوش می رسد.اگر چنین اخباری صحیح باشد،فاجعه است.اداره ی یک ارتش حداقل ده هزار نفری به پرداخت میلیون ها دلار در سال نیاز دارد.اگر برسپاه بدر،سپاه المهدی،حزب اله لبنان،حماس و جهاد اسلامی را اضافه کنیم،معلوم می شود رژیم جمهوری اسلامی سالیانه سرمایه ی هنگفتی را برای ارتش های بیگانه چون عراق،لبنان،فلسطین و احتمالا افغانستان می پردازد.این در حالی است که بیش از 80درصدمردم ایران برای تامین معیشت خود،در رنج و سختی فراوانی هستند.فقر،بیکاری،تورم و گرانی برارکان خانواده ها حاکم شده و فغان مردم به آسمان رسیده است.گسترش خود فروشی،خودکشی،افسردگی،جنایت،طلاق،قاچاق و اعتیاد و انواع ناامنی های اجتماعی معلول علت های اجتماعی است.اگر این ثروت های هنگفت به جای هزینه برای بیگانگان در امر سرمایه گذاری های داخلی به قصد تولیدو اشتغال صورت بگیرد،بخش زیادی از این معلول ها از بین خواهد رفت.&lt;br /&gt;درست است که ایران کشور ثروتمندی است و سالیانه مبلغی افزون بر هفتاد میلیارد دلار از بابت فروش نفت و گاز،عاید دولت می شود،اما به اعتراف حکومت گران،ملت ایران در فقر و بیکاری دست و پا می زند.آیا انصاف است،پول نفتی که باید برسر سفره های مردم بیاید،به بیگانگان پرداخت شود؟آیا ارتش هایی مثل بدر،مهدی،حزب اله،حماس و جهاد اسلامی،اگر قرارباشد خود هزینه ی خود را بپردازند برای یک روز دوام خواهند آورد؟&lt;br /&gt;آیا مردم ایران از هزینه ی میلیارد دلاری برای بیگانگان آگاه هستند؟اگر آگاه باشند برای این هزینه ها رضایت دارند؟کدام خانواده ی ایرانی که جوانش به دلیل بیکاری،طعمه ی مواد مخدر شده یا بیماری افسردگی گرفته و در کنج خانه افتاده حاضر است پول خود را برای هزینه های ارتش های بیگانه هزینه کند؟&lt;br /&gt;ممکن است کفته شود،امریکا برای اینگونه هزینه ها بودجه ی سالیانه دارد.زیرا منفعت ملی هرکشورایجاب می کندباسرمایه گذاری درکشورهای   &lt;br /&gt;دیگر،برمیزان نفوذ وگسترش قلمروخود بیفزاید.پاسخ این است که اولا:امریکا کشور سرمایه داری،آزادو قدرتمندی است.درآمد عمده ی دولت ناشی از مالیات است و مردم ثروتمندند و امکان پرداخت مالیات را دارند.ازدیگرسو،آنها از طریق دستگاه های قدرتمند نظارتی همچون مطبوعات، کنگره و مجلس سنا بر همه ی اقدامات دولت نظارت دارند.هرگاه از عملکرد دولت و بالاترین مقام کشور نارضایتی داشته باشند،از طریق انتخابات او را برکنار می کنند.درایران اما،این قدرت حاکم،و مادام العمر است که بدون گزارش به ملت،سرمایه های ملی را هرگونه بخواهد هزینه می کند و به هیچکس پاسخگو نیست.آیا قدرت مادام العمر حاکم بر ایران به مردم اجازه خواهد داد که بتوانند مخالفت خود را از طریق راهپیمایی آرام با هزینه کردن سرمایه های ملی برای ارتش های بیگانه اعلام کنند؟امکاناتی که برای ارتش های بیگانه هزینه می شود،ثروت میلیون ها پیرمرد،پیرزن و دختر و پسر ایرانی است که زیر چرخ های تورم،گرانی و اعتیاد  و بیکاری در حال له شدن هستند.آیا کسی از دولتمردان هست که به این ظلم مضاعف اعتراض کند؟!اخیرا اصلاح طلبان حکومتی که تا دیروز از هاشمی رفسنجانی به عنوان «عالی جناب سرخ پوش»یاد می کردند،به دلیل پیروزی او در انتخابات مجلس خبرگان که همگان از روحانیون وابسته به حکومت اند و از صافی شورای نگهبان و صافی های متعدد دیگر گذشته اند،ذوق زده شده و از آن به یک پیروزی بزرگ تعبیر کرده اند.در صورتیکه همین رفسنجانی از پایه گذاران و حامیان اصلی همین ارتش های بیگانه است.آیا او شهامت این را دارد که اعلام کند،نباید سرمایه های ملت فقیر ایران برای هزینه ی ارتش های بیگانه مصرف شود؟بعید می دانم!&lt;br /&gt;اخیرا دادگاهی در امریکا ایران را به دلیل دست داشتن در انفجار مقر سربازهای امریکایی در لبنان،به بیش از دومیلیارد دلار جریمه کرد تا از سرمایه های بلوکه شده ی این ملت بردارد و به خانواده های سربازهای کشته شده بدهد.به راستی افرادی چون اکبر هاشمی رفسنجانی که از طریق اکبر محتشمی،حزب اله لبنان را پایه گذاری کرده و در چنان اقداماتی نقش داشته اند،آگاه هستند که این پول های هنگفت از کیسه ی ملت فقیری می رود که به خیال رفاه و عدالت دست به انقلاب زد؟&lt;br /&gt;به راستی ظلم و ستم تا کجا؟حکومت کنندگان از هردسته و گروه اعم از اصلاح طلب،محافظه کار و تندرو،که در قصرها لمیده و از امکانات اقتصادی فراوان بهره مند هستند،تاکنون درد نداشتن کرایه خانه را لمس کرده اند؟آیا بچه های آنان به دلیل فقر،دچار سوء هاضمه شده اند؟آیادختران آنها برای هزینه ی تحصیلی تن فروشی کرده اند؟آیا جوانان آنها به دلیل بیکاری خود را حلق آویز کرده اند؟اطمینان دارم رفسنجانی،احمدی نژاد،محسن رضایی،جنتی،بالاتر و پایین تر و حتی هیچ یک از مدیران میانی آنها،طعم تلخ فقر را نچشیده اند،اگر چنین بود،به همین راحتی میلیارد ها دلار از کیسه ی ملت را برای بیگانگان هزینه نمی کردند.باید کسی بپرسد این دومیلیارد دلاری که اینک از کیسه ی ملت ایران به کیسه ی خانواده های امریکایی می رود به دلیل سبک سری،حماقت و آتش افروزی کدام یک از مقامات ایرانی بوده است؟به راستی چه کسی پاسخگوست؟اگر این آقایان پیش وجدان خود شرمنده نیستند،باید بدانند که روزی پرده ها بالا خواهد رفت و معلوم می شود مدعیان نمایندگی خدا،آنگاه که خود حاکم شدن چه برسر ملتی آوردند که به نان شب محتاج بود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;                                    &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4493131365333993418-5421516254057470774?l=mohandestabarzadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/feeds/5421516254057470774/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=4493131365333993418&amp;postID=5421516254057470774' title='0 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/5421516254057470774'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/5421516254057470774'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/2007/09/blog-post_12.html' title='&lt;div align=&quot;right&quot;&gt;ارتش های بیگانه &lt;/div&gt;'/><author><name>مهندس حشمت اله طبرزدی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05220502641989689533</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://www.sharemation.com/hti/mohandestabarzadi.jpg?uniq=-qysrl4'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4493131365333993418.post-442275421414731454</id><published>2007-09-01T08:24:00.000+03:30</published><updated>2007-09-01T08:40:58.912+03:30</updated><title type='text'>دعوت به همبستگی </title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;                                                الف- امور اقتصادی و رفاهی مردم؛&lt;br /&gt;وضعیت اقتصادی و رفاهی مردم ایران را اکثریت قریب به اتفاق کسانیکه در کشور زندگی می کنند،&lt;br /&gt;به خوبی درک می نمایند. تنها اقلیتی برخوردار که عبارتند از سرمایه اندوزان وابسته به نهادهای حکومت یا رانت خواران، از این وضعیت بی خبرند. بنیاد های مالی و در راس آنها قدرتمندان&lt;br /&gt;سپاه پاسداران،بنیاد مستضعفان،کمیته ی امداد،شرکت های دولتی،نهادهای مالی وابسته به سازمان تبلیغات،روحانیون بلند پایه در مشهد و قم و آقا زاده ها،شهرداری ها و دستگاهای مالی وابسته به مناطق&lt;br /&gt;آزادی چون کیش و بودجه های کلان ناشی از درآمد 60 میلیارد دلاری حاصل از فروش نفت، به زایش طبقه ی جدیدی از زراندوزان منجر گردیده است که بیش از 90-80 درصد از ثروت های ملی را در انحصار خود دارند. اما 90-80 درصد از مردم ایران به ویژه پس از کوپنی شدن بنزین، افزایش صد درصدی قیمت مسکن و اجاره بها ،افزایش قیمت همه ی اقلام که درسبد مصرفی روزانه ی آنان قرار دارد، تورم،بیکاری و هزاران گرفتاری اقتصادی و اجتماعی با مرگ تدریجی دست و پنجه نرم می کنند.تنها نیاز به یک فاجعه ی ناگهانی است تا همگان به عمق این فاجعه ی اقتصادی-انسانی پی ببرند.&lt;br /&gt;مردم ایران به لحاظ حمل و نقل و گرفتاری های ناشی از قطع یک باره ی بنزین، در شرایطی زندگی&lt;br /&gt;می کنند که پیش از این در جنگ 8 ساله با آن روبه رو بوده اند.قطع مداوم برق و بعضاً قطع آب نیز بر عمق این فاجعه می افزاید. اما هیچ فرد ، گروه و روزنامه یا رسانه ای حق ندارد، این وضعیت را بر ملا کرده واز اولیای امور پرسش کند که چرا یک دولت نظامی-امنیتی را بر ما حاکم کرده و میلیاردها دلار&lt;br /&gt;درآمد ناشی از فروش نفت و گاز را آنگونه که خود می خواهید، هزینه می کنید، اما ملت ایران باید سوخت مصرفی برای حمل و نقل را نداشته باشند و زندگی روزانه اش فلج شود! چه کسی به اینها اجازه&lt;br /&gt;داده که نبض اقتصادی کشور را در اختیار تعداد معدودی از فرماندهان نظامی سپاه پاسدار قرار بدهند تا قراردادهای چندین میلیاردی اقتصادی را پشتواته ی زور نظامی-امنیتی خود سازند و هر صدای مخالف را با خشونت در هم بکوبند؟ چه کسی گفته بود سپاه پاسدار حق دارد در امور اقتصادی وسیاسی، همچون&lt;br /&gt;قیمی برای این ملت عمل کند؟ آیا مجیز گویان این نهاد بسیار قدرتمند اقتصادی-نظامی-امنیتی-سیاسی،&lt;br /&gt;جرات این را دارند از سران این مافیا بپرسند مجوز دخالت در امور اقتصادی کشور را از کجا به دست آورده اند؟گیرم که آنها به بهانه ی دفاع از انقلاب به خود حق بدهند که مجلس،دولت،شوراهای شهر، رادیو و تلویزیون و هر نهاد موثر سیاسی را در اختیار بگیرند،مجوز عقد قراردادهای چندین میلیاردی اقتصادی در داخل و خارج از کشور را از کجا گرفته اند؟ آیا چنین حقی برای ارتش  یا هر نهاد نظامی&lt;br /&gt;در سراسر دنیا معمول است؟آیا فساد مالی ناشی از دخالت های اقتصادی وزارت اطلاعات در دوران رفسنجانی و باند قدرت فراموش شده است؟ خاتمی،کروبی،حزب اعتماد ملی ،سازمان مجاهدین انقلاب و مشارکتی ها که مدعی اند این نهاد مردمی است –البته بود-آیا همین نهاد به اصطلاح مردمی به آنها اجازه می دهد که از او بپرسند چرا این نهاد می بایست مقدرات اقتصادی-سیاسی یک ملت را در دست بگیرد یا&lt;br /&gt;به آنها خواهد گفت گردن می زنیم و زبان می بریم که زدن و بریدن اما اصلاح طلب ها آخ هم نگفتند؟!&lt;br /&gt;واقعیت را بگوییم که وحشت ناشی از زندان، شکنجه حتی اعدام نه تنها به ما اجازه نمی دهد که از وضعیت اقتصادی این ملت بلازده حرف بزنیم،بلکه برای خوش رقصی و فریب دادن خود ،مشت آهنین را می بوسیم وبه مجیز گویی می افتیم .&lt;br /&gt;این قلم شکسته هر اندازه از فقر کنونی ملت ایران که ناشی از سیاست های همین حکومت و به ویژه برخی فرماندهان نظامی است که پس از وقایع 18 تیر1378 با نوشتن نامه ، خاتمی را تهدید به کودتا کرده و به مرور دولت اصلاحات را از گردونه ی تاریخ به بیرون رانده و خود بر مقدرات مردم حاکم شدند، بگوید کم گفته است. مشکل اصلی این است که قلم ها را شکسته،زبان ها را بریده و گردن ها را قطع کرده اندو این ملت فقیر،سخنگو و فریاد کننده ای ندارد.تاکید می کنم که تنها یک واقعه ی ناگهانی که البته خود معلول انباشت مصیبت هاست،عمق فاجعه را آشکار خواهد ساخت.این فاجعه یا واقعه البته که دیر نخواهد بود.شورش بنزین و غارت بسیاری از فروشگاه های دولتی و آتش زدن بیش از 30 درصد (البته با اعلام رسمی از سوی حکومت)از پمپ های بنزین فقط در طول 3-2 ساعت را به یاد داشته باشیم.یکی از همین بسیجی ها گفته بود، آن شب با یک عدد پتو و یک عدد اسلحه تا صبح  بیدار بودند و از ترس مردم می لرزیدند.&lt;br /&gt;ب-حقوق بشر و دموکراسی&lt;br /&gt;مسائل مربوط به آزادی بیان،حقوق اساسی ملت که در همین قانون اساسی در یک فصل جداگانه مورد بحث و تائید قرار گرفته و مسائل مربوط به دموکراسی و حقوق بشر که نیاز به بازگویی ندارد.مافیای نظامی-امنیتی حاکم،برای سلب حقوق قانونی و اساسی آحاد شهروندان،هیچ مانعی در سر راه خود نمی بیند.هیچ روزنامه نگاری حق ندارد آزادانه بنویسد. هیچ سیاستمداری حق ندارد به کارهای حزبی و سازمانی مبادرت ورزد. هیچ کارگری اجازه نداردبرای رسیدن به حقوق خود،اتحادیه و سند یکا داشته باشد.هیچ دانشجویی حق ندارد،برای دفاع از حقوق خود،میتینگ وتحصن داشته باشد.زنان،اقوام و معلمان          &lt;br /&gt;اگر ازحقوق قانونی خود که حتی در همین قانون اساسی به ظاهر مورد تائید حکومت سخنی بگویند به اقدام علیه امنیت ملی متهم شده و از شکنجه های رژیم  سالم   درنخواهند رفت.&lt;br /&gt;آیا به راستی در این دنیای بزرگ و در قرن 21، کسی تا کنون از خود پرسیده است که مگر در این مملکت چه نیرویی حاکم است و به راستی در این  مرز و  بوم چه اتفاقی افتاده است که با سه دانشجوی دانشگاه معتبر پلی تکنیک، بیش از چند ماه است که چنین می کنند؟!کدام کشور را سراغ دارید که با دانشجو حتی اگر جرم سیاسی مرتکب شده باشد چنین کنند؟ آیا در برمه، بلاروس، کره ی شمالی، کوبا و سوریه و حتی سودان، با دانشجویان چنین کرده اند؟آیا اصلاح طلبان خط امام و طرفداران جمهوری اسلامی و مجیز گویان مشت آهنین که مدعی اند نظام فعلی از حکومت پیشین بسیار عالی تر است، قادرند حتی یک نمونه ی تاریخی ارائه دهند که ساواک بادانشجویانی که صرفاًبه مبارزه ی سیاسی مشغول بوده و احتمالاًدر جایی به شاه توهین کرده باشند،چنین رفتاری کرده باشد که نظام جمهوری اسلامی بر آمده از یک اتقلاب با دانشجویان در چند ماه اخیر کرده است؟ آیا اصلاح طلبان مجیز گوی مشت آهنین و بوسندگان دست قدرت مسلط، نمی دانند که درپشت این شکنجه و سرکوب،قدرتی جز این نهاد نظامی مسلط نیست؟&lt;br /&gt;اصلاح طلبان به خوبی آگاه هستند که برای مجلس آینده،نهاد های انتصابی با پشتوانه ی همین قدرت اقتصادی-نظامی حاکم، اجازه نخواهند داد هیچ یک از کاندیداهای اصلی اصلاح طلبان تائید صلاحیت شوند تا چه رسد که اجازه دهند انتخاباتی آزاد و عادلانه برگزار شود و مثلاً اصلاح طلب ها یک بار دیگر به قدرت باز گردند!با اطمینان و با توجه به شرایط حاکم اعلام می کنم،حتی اگر رفسنجانی،خاتمی وکروبی کاندیدای انتخابات باشند،رد صلاحیت شده و یا رای آنها خوانده نمی شود چه رسد به بقیه. و با اطمینان و نظر به شناختی که از این افراد دارم،اعلام می نمایم که اینها خود این مسئله را می دانند و به همین دلیل جرات این را ندارند که کاندیدا شوند وگرنه حتماً این کار را می کردند.مگر در انتخابات ریاست جمهوری اخیر همین بلا بر سر کروبی و رفسنجانی نیامد،چه کاری از آنها ساخته بود؟!پس خود می دانند نتیجه ی انتخابات از پیش معلوم است و انتخابات به هیچ وجه نیمه آزاد هم نخواهد بود.اگر شهامت دارند، اعلام کنند که شرکت آنها در این انتخابات مشروط است و شروط خود را شفاف اعلام کنند تا مردم بدانند وحد اقل یک بار صداقت اصلاح طلبان را تجربه کنند.&lt;br /&gt;ج-همبستگی&lt;br /&gt;وضعیت اقتصادی مردم و شرایط حقوق بشر در ایران بر همگان روشن است.رژیم حتی به جناح طرفدار جمهوری اسلامی اجازه نمی دهد در رقابت های انتخاباتی وارد شود.همه ی این اقدامات مطابق اعلامیه ی جهانی حقوق بشر و حتی نص قانون اساسی موجود، غیر قانونی است.این شرایط نه فقط به دلیل قدرت سرکوب حاکم بلکه به دلیل تفرقه و بی عملی طرفدلران دموکراسی و حقوق بشر است.مردم نیز سالهاست منتظرند تا به اصطلاح مخالفین واپوزسیون،برنامه ای را در جهت حمایت از آنان اعلام کنند. بخشی از اپوزسیون که در انتظار حمله ی نظامی آمریکا به ایران لحظه شماری می کند و به همین دلیل هیچ رسالتی برای دفاع از ملت برای خود قائل نیست.بخشی دیگر از آن، سرگرم دعواهای تاریخی 28 مرداد و 22 بهمن است.اپوزسیون درون مرز نیز به شدت از سوی رژیم سرکوب می شود.نه اینکه نخواهند دور هم بشینند و برنامه ای برای خروج از این بن بست فعلی ارائه دهد، به محض اینکه دو گروه دور هم بنشینند،از سوی نیروهای سرکوبگر مورد حمله قرار می گیرند و حتی حریم خصوصی آنها از دستبرد نیروی غیر قانونی و سر کوبگر در امان نیست.بنابراین آیا باید تن به انفعال و سکوت داد و تسلیم مشت آهنین شد؟یا باید در انتظار حمله ی نظامی به کشور و نابودی همه ی سرمایه های ملی ماند؟ وآیا راهی جز سکوت و تسلیم و انفعال باقی نمانده است؟&lt;br /&gt;گروهی از فعالان سیاسی در جنبش های دانشجویی،کارگری،اقوام،زنان و فرهنگیان بدون اینکه بخواهند نامی از آنها برده شود و یا تعلق خاصی به هیچ حزب و ایدوئولوژی معین داشته باشند، «کار زار همبستگی مهر» را اعلام کرده اند.این فعالان که در داخل کشور هستند و افشای نام آنها،قطعا خطر دستگیری را به دنبال دارد،مبارزه برای دموکراسی و حقوق بشر به ویژه دفاع از لایه ها ی گوناگون اجتماعی را در برنامه ی خود دارند.آنها اگر چه دفاع از حقوق آحاد شهروندان از جمله زنان،اقوام،کارگران،دانشجویان،معلمان و به ویژه آزادی زندانیان سیاسی را محور برنامه ی خود قرار داده اند،از هر نوع منازعه ی سیاسی و مباحث تئوریک که عملاً زمینه ی جدایی گروه ها را فراهم می سازد،پرهیز می کنند.&lt;br /&gt;باور من این است که راه رهایی ما جز همبستگی نیست. هرکدام از ما اگر وظیفه ی خود بدانیم که از این کارزار همبستگی حمایت کنیم،عملاً وزنه ی سنگینی به وجود خواهد آمد که محور همبستگی ملی خواهد شد و سرکوب آن توسط رژیم غیر ممکن خواهد شد.&lt;br /&gt;هم وطنان آزادی خواه!مبارزان صادق!دموکراسی خواهان بی ادعا!حمایت ما از این فعالان سیاسی و حقوق بشری،عملاً مردم را از سکوت و انروا بیرون می کشد. من اطمینان دارم هر کدام از این عزیزان یا نویسنده ی این سطور،ممکن است به دلیل سخن گفتن از همبستگی توسط سرکوب گران زندانی و شکنجه شوند،اما برای رهایی از جنگ ،سرکوب و فقر اقتصادی راهی جز همبستگی نیست.با حمایت خود خواهیم توانست کار زار همبستگی مهر را به کمیته ی همبستگی و پس از آن به جنبش همبستگی تبدیل کنیم.از زندان و شکنجه نهراسید.نا امید نباشید.اختلافات ایدوئولوژیک و تاریخی را کنار بگذارید.&lt;br /&gt;رقابت های حزبی و سیاسی را دخالت ندهید.&lt;br /&gt;عباس امیر انتظام،ادیب برومند،خسرو سیف،دکتر زنگنه،دکتر ناصر زرافشان،دکتر رئیس دانا،شیرین عبادی،سیمین بهبهانی،اسماعیل مفتی زاده،رضا پهلوی، دکتر محمد ملکی،محسن سازگارا،اکبز گنجی،علی افشاری،منوچهر محمدی،رویا طلوعی،سیامک پورزند،حسین باقر زاده،کامبیز روستا،&lt;br /&gt;شهریار آهی،سیاوش عبقری،حسن زارع زاده،کیانوش سنجری، رامین احمدی، داریوش همایون،دکتر قائم مقام،محمد پروین،ویکتوریا آزاد،دکتر لاجوردی،دکتر علی جوادی ،آقای کشتگر،آقای شرفی،&lt;br /&gt;و صد ها آزادی خواه و فرهیخته ی ایرانی که اگر بخواهم نام آنها را ذکر کنم مثنوی هفتاد من کاغذ خواهد شد،همگی مورد احترام هستند. اگر این آزادی خواهان تصمیم بگیرند در یک حرکت گروهی و به فراموشی سپردن موقت اختلافات ایدوئولوژیکی،تاریخی و سلیقه ای جنبش را رهبری کنند با هزینه ی اندک،ملت ایران از فقر و سرکوب رهایی یافته و جنگی نیز اتفاق نخواهد افتاد.من به عنوان یک مبارز کوچک از خیل سربازان آزادی خواه این ملت از این عزیزان در خواست می کنم دعوت فعالان درون مرز را بدون جواب نگذارند. من با آگاهی از اینکه حتی نوشتن این مقاله برایم هزینه ی سنگینی به دنبال خواهد داشت،نوشتم آنچه را باید می نوشتم.من به سهم خود برای پرداخت هزینه آماده ام. اما به شما عزیزان متواضعانه اعلام می کنم، ملت ایران فقط هزینه ی سرکوب حکومت گران را نمی پردازد،بلکه    &lt;br /&gt;شما مبارزان و فرهیخته گان که به هر دلیل حاضر نمی شوید در کنار هم،رهبری گروهی یک جنبش مسالمت جویانه را به وجود آورید نیز مسئول هستید.اگر از هر ایرانی آگاه پرسیده شود که علت نا کامی ما چیست فوراً جواب خواهد داد،اختلافات اپوزسیون و عدم وجود رهبری.&lt;br /&gt;عزیزان!در شرایط فعلی فقط یک رهبری دسته جمعی قادر است این مهم را به سامان برساند. امروز جنبش های داخلی به ویژه زندانیان سیاسی نیازمندند تا از سوی رهبران سیاسی،مدافعان حقوق بشر،روزنامه نگاران سر شناس و سایرین مورد حمایت قرار بگیرند.&lt;br /&gt;من بر این باور هستم  اگر بخواهیم می توانیم، زیرا راه رسیدن به پیروزی را بلد هستیم.دوستان عزیز!هم وطنان آگاه در انتظار چه نشسته اید؟منتظرید که مردم در فقر اقتصادی دست و پا بزنند؟&lt;br /&gt;می خواهید شاهد شکنجه و اعدام تعدادبیشتری از جوانان باشید؟نکند گمان کرده اید اصلاح طلبان بار دیگر به حکوکت بر خواهند گشت؟آیا منتظرید  جنگی در افتد و همه جیز از بین برود؟یا اینکه در انتظار دست تقدیر هستید؟ مطمئن هستم که در انتظار هیچ یک از این امور نیستید.گروهی از فعالان درون مرز،راه حل همبستگی را ارایه داده اند.اگر شما عزیزان هر راه حل دیگری که منجر به برون رفت&lt;br /&gt;از وضعیت فعلی شویم را ارایه دهید و گرد هم آیید، من اولین رهرو شما خواهم بود. پس حرکت از این بیش شتابان کنید.&lt;br /&gt;                                                                                      حشمت اله طبرزدی&lt;br /&gt;                                                                 مدیر مسئول هفته نامه ی توقیف شده ی پیام دانشجو&lt;br /&gt;                                                                             8 شهریور ماه 1386 خورشیدی &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4493131365333993418-442275421414731454?l=mohandestabarzadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/feeds/442275421414731454/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=4493131365333993418&amp;postID=442275421414731454' title='3 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/442275421414731454'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/442275421414731454'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/2007/09/blog-post.html' title='&lt;div align=&quot;right&quot;&gt;دعوت به همبستگی &lt;/div&gt;'/><author><name>مهندس حشمت اله طبرزدی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05220502641989689533</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://www.sharemation.com/hti/mohandestabarzadi.jpg?uniq=-qysrl4'/></author><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4493131365333993418.post-6818220998149313934</id><published>2007-08-15T08:49:00.000+03:30</published><updated>2007-08-15T09:39:06.859+03:30</updated><title type='text'> اصلاح طلبان و مجلس آینده</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;شش سال پیش که اقتدارگرایان اصول گرا توانستند در یک انتخابات سرد با شرکت حداقلی مردم شوراهای شهر را در اختیار بگیرند باور کردند که دوران حاکمیت نمایندگان واقعی خدا بر زمین فرا رسیده است.استدلال آنها این بود که اگر همه ی نهادهای به ظاهر انتخابی مثل ریاست جمهوری اسلامی مجلس اسلامی و شورای شهر اسلامی نیز مرکب از کسانی باشد که زیر فرمان ولی فقیه اند عملامملکت گلستان خواهد شد.هیچ نشانه ای از فقر تبعیض دزدی و نابرابری بر جا نخواهد ماند و اثبات خواهد شد که حکومت اسلامی یک نظام کار آمد است.این جماعت عادت کرده بودند همه ی نارسایی ها را به گردن استکبار جهانی و اصلاح طلبان حکومتی و مخالفان فریب خورده و بدطینت نظام اسلامی بیندازند!با یک دست شدن قدرت در دست پیروان صدیق ولایت فقیه و حامیان نظام اسلامی این بهانه از اقتدارگرایان گرفته شد. پس از شورای اسلامی مجلس اسلامی و ریاست جمهوری اسلامی با معجزه گری شورای نگهبان حکومت اسلامی به دست ناب گرایان افتاد.به ویژه دو سال پیش با روی کار آمدن احمدی نژاد این حلقه تکمل گردید ولی نتیجه ی یک دست شدن قدرت و قلع و قمع مخالفین و منتقدین با استفاده از ابزار شبهه قانونی چه بود؟فراموش نمی کنم دو سال پیش و پس از انتخاب آقای احمدی نژاد به ریاست جمهوری اسلامی به مرخصی آمده بودم.در دوران مرخصی سه هفته ای سری به روستا و شهرستان زدم.در آنجا این واقعیت را از نزدیک شاهد بودم که بخش اعظم رای دهندگان برای اینکه رفسنجانی روی کار نیاید و به دلیل تنفر شدید از او به احمدی نژاد رای داده اند.بخش عمده ی آنان در مخالفت با چهره های شناخته شده ی نظام اسلامی و با این ذهنیت که احمدی نژاد یک مخالف است به او رای داده بودند.برخی از این رای دهندگان که امکان تماس با من را داشتند و به دلیل شناخت قبلی از مواضع من که در مخالفت با کلیت رژیم و به ویژه شخص رفسنجانی ابراز شده بود از روی شادمانی به من می گفتند که دیگر نیاز نیست به زندان بروی!هرگاه به آنان می گفتم که این هم یکی از مهره های همان رژیمی است که رفسنجانی سمبل آن است از روی شگفتی توام با عدم رضایت به سخنان من گوش فرا می دادند. ولی اینک وضع تفاوت کرده است.در سفرهای اخیر همان طیف و طبقه ی اجتماعی که عمو ما از لایه های کم درآمد اجتماعند و از بین کشاورزان جزء کارگران و کسبه ی کم در آمد هستند و عموما در تقابل با رفسنجانی به احمدی نژاد رای داده بودند خروار خروار ناسزا نثار محمود می کردند.آنها دست روی دست کوبیده و انگشت حسرت به دهان می گرفتند و می گفتند که دیدید این...چه بلایی بر سرمان آورد!گرانی تورم فقر و بیکاری بیداد می کند.این بحران به ویژه بعد از قطع بنزین بر روی مردم به نقطه ی اوج خود رسیده است.در حالی که در دو سال اخیر بیش از یکصدو بیست میلیارد دلار از محل درآمد نفت به خزانه ی دولت ریخته شده ولی عملاُ نان از سفره ی مردم برچیده شده است.البته احمدی نژاد و دولت او به اندازه ی کافی به حزب الله لبنان حماس و گروه های شیعی و غیر شیعی در عراق و افغانستان و جاهای دیگر میلیون میلیون کمک رسانده است!او خواهان نابودی اسراییل و گسترش فعالیت های هسته ای شده و عملا ایران را منزوی کرده است.هیچ یک از این مسایل در شعار های انتخاباتی او نبود.ولی تا دلتان بخواهد به مردم وعده ی سرخرمن داد. میزان نا رضایتی مردم از جناح اقتدارگرای اصول گرا به حدی است که آنها بیش از هرکس آگاه هستند که حتی اگر انتخابات نیم بندی برگزار شود مجلس هشتم به دست اصلاح طلبانه حکومتی و مخالفان سرکوب و فاشیزم خواهد افتاد.در صورتی که مبنای تحلیل آنها این بود که اگر قدرت به صورت یک دست در اختیار اقتدارگرایان اصول گرا بیفتد به دلیل کارآمد کردن نظام اسلامی و میزان رفاه و امنیتی که در جامعه برقرار می کنند مردم هیچگاه به سوی رقبای اصلاح طلب که به ولنگاری اقتصادی معروف شده اند نخواهند رفت!درواقع اقتدارگرایان اینک با یک چالش جدی روبرو هستند.آنها البته به لحاظ ایجاد تنش در روابط بین المللی که منجر به صدور سه قطعنامه از سوی شورای امنیت علیه نظام اسلامی شده و سرکوبِ اعدام و شکنجه ی مردم در درون مرز بسیار موفق عمل کردند اما نتیجه ی این سیاست ها جز روگردانی مردم از آنان نبوده است. پس در این چالش تاریخی یا می بایست به رای مردم تن دهند و یا از نظام اسلامی دفاع کنند.اگر بخواهند به رای مردم گردن نهند مجبور هستند انتخابات را حداقل به شیوه ی انتخابات های پیشین به صورت نیم بند برگزار کرده و اجازه بدهند بخشی از اصلاح طلب هانیز در رقابت ها شرکت نمایند ولی حتم دارند که اگر این اتفاق بیفتد مجلس اسلامی از دست آنان خارج شده و در آن صورت دولت نظامی-امنیتی احمدی نژاد فلج خواهد شد و نظام اسلامی در یک بحران تاریخی جدید فرو خواهد رفت. و یا باید قید انتخابات نیم بند را هم بزنند و به بهانه ی حفظ نظام اسلامی اکثریت کاندیدهای اصلاح طلبان حکومتی از هر طیف و با هر رنگ اعم از طرفداران خاتمی کروبی و رفسنجانی را رد صلاحیت نمایند و سرو صدای مخالفین و منتقدین را نیز با چند اعدام بگیرو به بند و شکنجه و پرونده سازی خاموش کرده و هزینه ی آن را نیز بپردازند. من معتقدم اقتدارگرایان اصول گرا پیشا پیش دریافته اند که به واسطه ی عملکرد خود رای مردم را به طرف رقیب حکومتی سوق داده اند.به همین دلیل بنا ندارند اجازه دهند اکثریت مجلس به دست اصلاح طلبان بیفتد.آنها از طریق شورای نگهبان نیرو ها را به گونه ای خواهند چید که اقلیتی از اصلاح طلبان بی خطر بتوانند وارد مجلس اسلامی شوند و اکثریت همچنان در اختیار اصول گرایان باقی بماند. اگر اصلاح طلبان حکومتی از مجلس و انتخابات آینده غیر از این تصوری دارند می بایست بپذیرند که بسیار خام و ایده آلیست هستند.آنها اگر بخواهند طرحی نو دراندازند و اکثریت مجلس را به دست گیرند می بایست همگی حرف خود را یکی کرده و شرط شرکت در انتخابات را عدم رد صلاحیت کاندیدهای خود اعلام کنند و از این طریق تعداد بیشتری از کاندیدهای خود را وارد رقابت با جناح حاکم نمایند و البته برگزاری انتخابات آزاد و عادلانه پیشکش آنها! اگر حتی انتخابات مجلس هشتم به صورت نیم بند برگزار شود قطعا اکثریت از آن اصلاح طلبان حکومتی خواهد بود اما آنها می بایست صرفا به یک اقلیت بیندیشند.آیا احمدی نژاد اجازه خواهد داد اکثریت در دست مخالفان خود باشد؟هرگز! &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4493131365333993418-6818220998149313934?l=mohandestabarzadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/feeds/6818220998149313934/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=4493131365333993418&amp;postID=6818220998149313934' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/6818220998149313934'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/6818220998149313934'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/2007/08/blog-post_15.html' title='&lt;div align=&quot;right&quot;&gt; اصلاح طلبان و مجلس آینده&lt;/div&gt;'/><author><name>مهندس حشمت اله طبرزدی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05220502641989689533</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://www.sharemation.com/hti/mohandestabarzadi.jpg?uniq=-qysrl4'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4493131365333993418.post-632552315877051051</id><published>2007-08-12T10:47:00.000+03:30</published><updated>2007-08-12T10:58:17.398+03:30</updated><title type='text'> سکوت مطلق،شرط تمدید مرخصی</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;div ailgn="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;دعوت شده بودم ،امروز چهارشنبه ۱۷مردادماه ۱۳۸۶،ساعت ۹صبح در محل وزارت اطلاعات حاضر شوم تا درباره ی وضعیت &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;مرخصی ام صبحت کنند.محل وزارت اطلاعات به این دلیل که پرونده ی من از دادگاه انقلاب به وزارت اطلاعات محول شده و مسئولیت مرخصی مشروط من با این وزارت خانه ی امنیتی است.از دیگر سو،من نیز حاضر نیستم برای تمدید مرخصی در محل های ناشناخته،قرار بگذارم.مسئولیت پرونده با این وزارت خانه است،بنابرین محل ملاقات نیز می بایست همانجا باشد.&lt;br /&gt;دو نفر از نمایندگان وزارت اطلاعات در این ملاقات حضور داشتند.یکی از آنها مسئول پرونده ی جبهه ی دموکراتیک ایران است و در این یک سال اخیر،در جریان مرخصی مشروط با او آشنا شده ام و دیگری که تاکنون ندیده بودم.&lt;br /&gt;سخن آقایان این بود که شرط تمدید مرخصی ات این است که نه بگویی و نه بنویسی.به ویژه حساسیت اخیر آنها درباره ی وبلاگ پیام دانشجو و احیای این نام و مقاله ی معروف درباره ی سوله ی کهریزک بود.به ویژه این دو مورد و مساله ی اعدام ها و آزار جنسی دانشجویان به شدت آنها را آشفته کرده بود.طرح این مسائل موجب جدل بین ما شد و من آمادگی خود را برای برگشتن به زندان اعلام کردم.آنها نیز متقابلاً اعلام نمودند،اگر بخواهی به نوشتن این گونه مقالات ادامه دهی هیچ راهی جز زندان نیست.نه آنها بنای تهدید داشتند و نه من از برگشتن به زندان نگران بودم.به آنان نیز اعلام کردم که زندان را برای خود مفید می دانم و به ویژه اگر قرار است،تا این اندازه وادار به سکوت شوم.&lt;br /&gt;تصمیم خود را اعلام کرده و به آنها گفتم آماده ی برگشت به زندان هستم.&lt;br /&gt;در این گیر و دار و جدال دوطرفه،بار دیگر از من خواستند که برای برگشت به زندان بیشتر بیندیشم.&lt;br /&gt;واضح بود که آنها دوست نداشتند ،پرونده ی من به نقطه ی صفر برگردد،اما از دیگر سو معلوم بود که تحت هیچ شرایط تحمل مقالات من را نخواهند کرد.من نیز فعلا و بنابر مصالحی که قطعا پرهیز از رفتن به زندان به دلیل شرایط سخت آن،در این مصلحت سنجی ها ،جایی ندارد،این بار نیز دندان بر جگر گذاشته و از برگشتن به زندان منصرف شدم.به آنها گفتم ، مطلوب شما این است که نامی از پیام دانشجو ،جبهه دموکراتیک ایران و طبرزدی نباشد.آنها نیز رد نکردند.به مزاح گفتند که طبرزدی خوب است به شرطی که حرف نزند! آنها را درک میکنم!&lt;br /&gt;البته من نیز از روی خیرخواهی برای خودم و برای مملکتم و برای مردمم به آنها پیشنهاد دادم که از بزرگان خود بخواهند،پیش از اینکه فرصت آشتی با ملت از بین برود ، فکری بیاندیشند و جنگ و جدال با احزاب،مطبوعات،سیاسیون،دانشجویان،کارگران و زنان و جوانان را متوقف کرده و راه و روش آشتی جویانه را در پیش بگیرند.گفتم که امیدوار بودم کسانی از همین جناح حاکم لختی بیندیشند و با تغییر روش ها ، آشتی و مسالمت را جایگزین،دشمنی و نزاع،اعدام،زندان و بگیر و ببند کنند .اگر احزاب،مطبوعات،دانشجویان،زنان ،کارگران و سایر نخبگان و الیت های جامعه ، احساس کنند،حکومت روش آشتی و تسامح و رعایت قانون را جایگزین،برخوردهای فراقانون و خشونت آمیز و قهر،قرار داده است،در آن صورت بسیاری از مسائل تغییر خواهد کرد و مسئولین امنیتی هر صبح خواب انقلاب مخملین و توطئه سرنگونی نخواهند دید.شرط این کار به دست آوردن اعتماد ملی از راه برخوردهای صحیح و قانونی است.اگر حکومت بتواند با عمل صحیح خود و به ویژه با برکناری عناصر تندرو که جز به اعدام و شکنجه و زندان نمی اندیشند، به تغییر اصولی در روش های خود بپردازد و حتی حاضر باشد به همین قانون اساسی خودش التزام عملی داشته باشد،این امکان هست که مخالفین و جنبش های اجتماعی نیز ،رفتار خود را متناسب،تغییر دهند.اما در عین حال به آنها گوشزد کردم که البته آگاه هستم که این یک حرف ایده آلیستی بیش نیست و اما با این وجود،باز آن را تکرار خواهم کرد.&lt;br /&gt;در پایان خطاب به اپوزسیون و جنبش های اجتماعی به ویژه آنان که در دنیای آزاد زندگی میکنند،گوشزد می کنم که از زندگی ما پند بگیرند.در حالی من از داشتن یک وبلاگ محروم هستم و شرط اینکه به زندان برگردانده نشوم این است که نگویم و ننویسم،که انواع رسانه ها در اختیار آنها است.خوب است بررسی کنند،مگر طبرزدی چه می گوید و چه می نویسد که رژیم آن را تحمل نمی کند .و مگر بسیاری از آنها چه می گویند و چه می نویسند، که برای رژیم خطرساز نیست.اگر خطرساز می بود،باید به مرور اثر خود را نمایان می کرد.امنیتی ها بیش از هر کس می دانند که تداوم سکوت من از ترس زندان،شکنجه و بلکه اعدام نیست.من از مبارزان و نویسندگان که امکان دفاع از حقوق ملت برایشان ممکن است می خواهم که سکوت ما را جبران کنند.&lt;br /&gt;زنده باد آزادی-برقرار باد دموکراسی-گسسته باد زنجیر استبداد&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4493131365333993418-632552315877051051?l=mohandestabarzadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/feeds/632552315877051051/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=4493131365333993418&amp;postID=632552315877051051' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/632552315877051051'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/632552315877051051'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/2007/08/blog-post_12.html' title='&lt;div ailgn=&quot;right&quot;&gt; سکوت مطلق،شرط تمدید مرخصی&lt;/div&gt;'/><author><name>مهندس حشمت اله طبرزدی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05220502641989689533</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://www.sharemation.com/hti/mohandestabarzadi.jpg?uniq=-qysrl4'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4493131365333993418.post-314182041092564190</id><published>2007-08-08T15:05:00.000+03:30</published><updated>2007-08-08T15:10:57.206+03:30</updated><title type='text'> احضار مهندس طبرزدی ازسوی اطلاعات </title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;مهندس حشمت اله طبرزدی دبیر کل جبهه ی دموکراتیک ایران به اطلاعات احضار شد. اوباید روز چهارشنبه ۱۷ مرداد دراطلاعات حاضر شود تا شرایط تداوم مرخصی را بشنود.مطابق معمول این احضارها هر ماه یک بار انجام می گیرد.در باره ی تمدید یا عدم تمدید مرخصی ایشان پس از دیدار فردا خبر رسانی خواهد شد&lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt; &lt;strong&gt;شانزده مرداد 86  خورشيدی&lt;/strong&gt; &lt;/div&gt;&lt;div align="center"&gt;&lt;strong&gt;دفتر مهندس طبرزدی&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4493131365333993418-314182041092564190?l=mohandestabarzadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/feeds/314182041092564190/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=4493131365333993418&amp;postID=314182041092564190' title='3 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/314182041092564190'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/314182041092564190'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/2007/08/blog-post_08.html' title='&lt;div ailgn=&quot;right&quot;&gt; احضار مهندس طبرزدی ازسوی اطلاعات &lt;/div&gt;'/><author><name>مهندس حشمت اله طبرزدی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05220502641989689533</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://www.sharemation.com/hti/mohandestabarzadi.jpg?uniq=-qysrl4'/></author><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4493131365333993418.post-3965667277725238007</id><published>2007-08-04T10:36:00.000+03:30</published><updated>2007-08-04T10:43:22.002+03:30</updated><title type='text'> سوله کهریزک</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;موج جدید سر کوب شروع شده است.این سرکوب جدید به دوهدف،معطوف است ؛ هدف اصلی و فرعی.هدف اصلی برای ایجاد وحشت درتوده های مردم به دلیل منازعه ی بین المللی بر سر پرونده ی هسته ای است.شورش بنزین نشان داد که نه تنها رفتار مردم ایران قابل پیش بینی نیست،بلکه در بین جوانان این مرز و بوم پتانسیل زیادی برای اقدام های سریع علیه حکومت وجود دارد. واقعیت این است که،اعتیاد به تریاک، هروئین و اخیراً بدتر از همه، کراک به صورت یک بیماری در بین میلیون ها جوان،جا باز کرده است.این ناهنجاری اجتماعی،تا حدودی حکومتگران را مطمئن کرده بود که برای جوانان نیرویی برای اعتراض باقی نمانده است.اما بحران بنزین و به فلاکت افتادن بخش های زیادی از جامعه و سخت تر شدن شرایط زندگی مردم،جوانان با غیرت را وا داشت تا واکنش نشان بدهند.اینک وحشت زیاد حکومت از ناحیه ی این نیروهای غیر قابل پیش بینی و به ستوه آمده است و نه فقط مبارزین و فعالان سیاسی که تا حدود زیادی قابل کنترل هستند.به همین دلیل است که ناگاه مسئولین قضایی-انتظامی یادشان آمد که شهر پر از اراذل و اوباش است و این اراذل،دور از چشم هزاران مامور،به راحتی نوامیس مردم را مورد تجاوزقرار داده اند؟! انگار همه ی این تجاوز ها اخیراً اتفاق افتاده و تاکنون همه ی ماموران و پاسبانان حریم عمومی،در خواب خرگوشی بوده اند! سخن این است که در نیت عوامل انتظامی-قضایی شدیداً مشکوک هستیم.برای اینکه نحوه ی برخورد ها و بویژه اعدام های فله ای و در بوق و کرنا کردن آن از سوی عناصری از حکومت که بیش از آنکه به دفاع از حریم عمومی در مقابل متجاوزان،شناخته شده باشند،به عناصری تندرو برای سرکوب مطبوعات و میتیگ های دانشجویی شهرت دارند و همین عناصر اینک،پرچم اعدام و سرکوب زنان و جوانان را در دست گرفته اند این شک را تقویت می کند.پس نیت اصلی آنها در پس اعمال آنها نهفته است.آنها می خواهند با پوشش قرار دادن دفاع از امنیت اجتماعی،جوانان سلحشور را بالای چوبه ی دار ببرند تا به این و وسیله به میلیون ها جوان دیگر،پیام بدهند که اگر بار دیگر هوس اعتراض و شورش در سر بپرورانید،به نام اراذل و اوباش،بردار خواهید رفت!رژیم به خوبی آگاه است که فشار های طاقت فرسای اقتصادی-اجتماعی،مردم و بویژه جوانان را به سویی سوق خواهد داد که از مرگ استقبال کنند. هرگاه جامعه ای از مرگ نهراسد،کار را بر حکومت بسیار دشوار خواهد کرد.می خواهم تاکید کنم،هزینه ای که اینک جوانان بر سر چوبه های دار می پردازند،مربوط به عملکرد یا جرایم آنها نیست،بلکه آنان خواسته یا ناخواسته،پیشقراولان اعدامی های بعدی هستند بنابرین،هر مبارز سیاسی و هر شهروند عادی حق دارد طنابی که بر گردن هریک از این جوانان می افتد را بر گردن خود احساس کند.در عین حال رژیم هم باید بداند که از ترس مرگ،عملا در دام خودکشی افتاده است .برای اینکه، خشونت کور،منطقاًو عملا خشونت خواهد آفرید.به اصطلاح کسانی که،باد می کارند،طوفان درو خواهند کرد. در کنار اعدام ها که تحت هیچ شرایط قابل گذشت یا برگشت نخواهد بود و ضمن اینکه جان ده ها و بلکه هزاران انسان را می گیرد،خانواده های زیاد تری را داغدار خواهند کرد،مسئله ی بازداشت و شکنجه ی دانشجویان پلی تکنیک ،دفتر تحکیم و ادوار تحکیم است .من به دلیل این که از سال1378 و طی دوره های گوناگون در بازداشتگاه هایی مثل توحید،209،59،2-الف سپاه،نیروی انتظامی ،240و ضداطلاعات ارتش،زیر شکنجه بوده ام،با شنیدن آزار جنسی دانشجویان زندانی در209،در بهت فرو رفته ام .برای این که در هیچ یک از دوره ها و از هیچ زندانیی نشنیده بودم که آنها را در بازداشگاه 209مورد آزار جنسی قرار بدهند.کتک،،بی خوابی و شکنجه های روحی وجود داشت اما آزار جنسی در چنین بازداشگاهی وجود نداشت.فقط یکبار از زبان عبدالله مومنی که برای خودم تعریف کرد یا علی افشاری که او ونیز به صورت خصوصی برایم بیان کرد،شنیدم که در بازداشگاه 2-الف مربوط به سپاه آنها را تهدید کرده بودند که در بین زندانیانی فرستاده خواهند شد که به آنها تجاوز نمایند!اما افشاگری های دانشجویان آزاد شده ی پلی تکنیک و خانواده ی قصابان،منصوری وتوکلی نشانگر واقعیت تلخ و تکان دهنده ای است.گویا این دانشجویان از طریق بطری و تخم مرغ و حتی ابزاری دیگر مورد شکنجه قرار گرفته اند و احتمالاً بینا داراب زند،زندانی سیاسی پیشین به دلیل اینکه از اولین افشاکنندگان این مسئله بود،به همین دلیل بازداشت شده باشد.معمای شکنجه ی جنسی وقتی آشکار شد که معلوم گردید این دانشجویان را نه در 209که یک بازداشتگاه شناخته شده است،بلکه در«سوله ی کهریزک»که احتمالاً متعلق به نیروی نظامی است مورد شکنجه ی جنسی قرار داده اند. من البته هنوز از ماهیت نیروی سرکوب جدید که با حمله به منازل یا دفاتر و ضرب و شتم و تیر اندازی،اقدام به بازداشت می کند،آگاه نیستم اما به قرینه ی برخورد هایی که طی سال1379تا1382از سوی نیروی نظامی سپاه باخودم،خانواده ام ودوستانم صورت گرفت،این برخوردهای خشن را با اقدامات آنها بسیار شبیه و نزدیک می بینم. ممکن است تیم جدید امنیتی که در این زمینه تصمیم گیری می کند ،همان تیمی باشد که آن زمان در پوشش قوه ی قضاییه اما عملاً توسط نیروی نظامی رهبری می شد. به هرحال هیچ تفاوتی ندارد.باید به دلیل این شکنجه های وحشیانه و ضد بشری که روی ساواک را نیز برای چندمین بار سفید کرد به سران جمهوری اسلامی تبریک گفت!دست مریزاد!به راستی که حفظ قدرت از بالاترین واجبات و بلکه از اوجب واجبات است!جان،حیثیت،امنیت و آبروی یک شهروند عادی و یک دانشجوی مظلوم در پای حفظ تظام،چه ارزشی دارد؟! اعدام جوانان و شکنجه ی دانشجویان که در درجه ی اول به قصد ایجاد وحشت در بین احاد شهروندان صورت می گیرد،باید برای مبارزین سیاسی این پیام را داشته باشد که اگر به راستی خواهان آزادی،دموکراسی،عدالت و نفی هر نوع تبعیض و زورگویی هستند،می بایست خود را برای اعدام و شکنجه شدن اماده کرده باشند. البته این اعدام و شکنجه ها که از سوی جریانی صورت می گیرد که به راحتی اراده ی خود را بر نهادهای رسمی حکومت اعم از قضایی-امنیتی-انتظامی و بلکه بالا تر از ان حاکم کرده است،دارای یک هدف فرعی نیز هست. هدف فرعی این است که مبادا ، مجلس بعدی به دست جریانی بیفتد که بتواند در قدرت مطلقه ی این باند کودتایی و فرا قانونی شکاف ایجاد کند.بر خورد با اصلاح طلبان از جمله ادوار تحکیم و عمادالدین باقی و افراد دیگری از اصلاح طلبان که احتمالا در برنامه ی سر کوب قرار دارند ،برای فلج کردن اصلاح طلبانی است که ممکن است با در دست گرفتن اکثرییت کرسی های مجلس ،چرخ اعدام و شکنجه و سر کوب را پنچر نمایند. از دیگر سو،به راه افتادن موج اعتراضات مدنی از سوی مبارزین سیاسی و جنبش های مدنی به ویژه در حمایت از دانشجویان زندانی و نامیدن روز14مرداد ماه به نام همبستگی بادانشجویان زندانی،ستودنی است.این موج مقاومت مدنی،به صورت خودجوش و البته بسیار پر قدرت می رود تا به یک مقاومت ملی علیه اعدام؛شکنجه وسرکوب تبدیل شود.جالب توجه این است که در این موج جدید،دانشجویان، وبلاگ نویسان،روزنامه نگاران،طرفداران حقوق بشر،مبارزین سیاسی،احزاب،شخصیت ها،جنبش های اجتماعی و قومیت ها،صرف نظر از عقاید و سلیقه های سیاسی در یک کارزار جمعی با هم مشارکت دارند.در عین حال هیچ فرد یا گروهی نیز تلاش نمی کند،این موج جدید را در مونو پل خود درآورد یا ادعای رهبری آن را داشته باشد.پس درود بر همه ی ایرانیان آزاده و مدافع حقوق مظلومان.درود بر دانشجویان زندانی و جوانان اعدامی.زنده باد آزادی. برقرار باد دموکراسی.گسسته باد زنجیر استبداد. &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4493131365333993418-3965667277725238007?l=mohandestabarzadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/feeds/3965667277725238007/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=4493131365333993418&amp;postID=3965667277725238007' title='2 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/3965667277725238007'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/3965667277725238007'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/2007/08/blog-post.html' title='&lt;div align=&quot;right&quot;&gt; سوله کهریزک&lt;/div&gt;'/><author><name>مهندس حشمت اله طبرزدی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05220502641989689533</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://www.sharemation.com/hti/mohandestabarzadi.jpg?uniq=-qysrl4'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4493131365333993418.post-3305681645361582576</id><published>2007-07-29T14:40:00.000+03:30</published><updated>2007-07-29T14:45:45.271+03:30</updated><title type='text'>  یک خاطره</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;اکبر جاودانه شد&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;امروز یکشنبه هشت امرداد (8 امرداد) ساعت پنج دقیقه به 23 شب است.&lt;br /&gt;من مثل همیشه در سلول خودم نشستم.هر شب تواین ساعت ، مشغول درس بحث و ترجمه بودم، اما امشب فرق داره ، با همه ی روزهای عمرم  فرق داره.آنقدر فرق هست که دست به قلم نمیره. به زور دارم کاغذ رو سیاه می کنم.حدود 5/3 ساعت پیش بود یعنی ساعت 5/8 شب.مثل همیشه داشتم غذا رو گرم می کردم که شام و ناهار رو با هم بخورم. یکی از زندونی ها اومد داد زد، پاشو اکبر،رودارن می برن،حالش خیلی خرابه، من فوری یه پیراهن پوشیدم،دویدم به سمت افسر نگهبانی. دیدم اکبر روبردن و افسر نگهبان سارجلویی خیلی به هم ریخته. من هم به حال خودم نبودم ،گفتم اگه میشه اکبر رو ببینم التماس کنم اعتصاب غذا شو بشکنه.تو همین حال و هوا بودم ؛ هنوز نیم ساعت نگذشته بود ،بچه ها که اکبر رو با برانکارد به بهداری برده بودن ،با یه چشم اشک و یه چشم خشم برگشتن.اکبر تموم کرد؛به همین راحتی اکبر تموم کرد.هنوز نمی تونم باور کنم.اکبر اصلا چرا اورده شد بند.اون که بهداری بود حالش خراب بود؟!گفتن با برانکارد برای مدت حدود 2 ساعت یا شاید کمتر اوردنش توی بند.آنقدری که من که تو بند بالایی بودم و چند پله با هم  فاصله داشتیم، اصلا نفهمیدم که اکبر رو اوردن.بهتم زد. اکبر 8 روز پیش یعنی 1 امرداد اعتصاب کرد. شاید هم 31 یا 30 تیر بود. پس از دو سه روز تشنج کرد.اونو به بهداری بردن. تو این مدت خبر ها می اومد که اکبر رو به تخت بستن و به هیچ کس اجازه نمی دن اونون ببینه. نگران بودیم،خیلی نگران بودیم،از اون روزی که به زندون برگردوندنش،یعنی حدود 2 ماه پیش می خواست اعتصاب کنه،مریض بود،کمر درد داشت.من هی باهاش صحبت کردم که این کار رو نکنه.&lt;br /&gt;میدونستم اگه شروع کنه تا ته میره.او با دیگران فرق داشت.او اسوه ی مقاومت بود.اینو تو شکنجه گاه توحید 7 سال پیش تو همین روز ها ثابت کرده بود.من می دونستم که مریضه و نباید این کار رو بکنه،حتی به عنوان یه برادر بزرگتر به او تشر زدم.ولی آخرش کار خودشو کرد.به حرفهای دوستانش هم اعتنا نکرد.می گفت دیگه نمی تونم صبر کنم.بالاخره کار خودشو کرد.این چند روز تو بهداری نذاشته بود بهش سرم بزنن.شنیدم امروز به دهنش هم چسب زده بودن و به تخت بسته بودنش.راستشو بخواید بدونید هیچکس حریف او نبود.او واقعا اسوه ی مقاومت و مبارزه بود.در عین حال خیلی دوست داشتنی بود. با همه خیلی خیلی خوب بود.این چند روز یعنی پیش از اعتصاب هر روز می اومد پهلوی من.سر به سرش می گذاشتم. گاهی به شوخی بهش تشر می زدم که پسر جون اینقدر تند نرو.&lt;br /&gt;او فقط می خندید،فقط می خندید.خیلی دوستش داشتم.او هم به من محبت داشت.از من تعریف های الکی می کرد.آخرین بار که داشت از اطاق می رفت بیرون،گفت فلانی من اگه زنده بمونم این رژیم نباشه، دوست دارم تو عروسیم بهترین خواننده ها و بهترین رقاصه ها و تو بهترین هتل دعوت کنم و همه شاد شاد باشن. من به شوخی گفتم برو پسر جون، کی حاضره بیاد تو عروسی تو.خندید،فقط خندید و بعد گفت: «راستی»این تکیه کلامش بود،راستی اگه من مردم،وصیت می کنم که هیچ کس لباس سیاه نپوشه و هیچ کس عزاداری نکنه. همه جشن بگیرن.این کلام آخرش بود.ولی حالا،من منتظرم خبر بیارن اکبر زندست.نمیتونم باور کنم نباید باور کنم،باور هم نمیکنم.بردنش بیمارستان بیرون شاید با شک الکتریکی برش گردونن.او وقتی چند ساعت پیش تو بند بود می گفت قلبش درد می کنه.دیشب هم تو بهداری گویا یه سکته ی خفیف کرده بود.من نمیتونم باور کنم،اکبر به همین راحتی رفته باشه.حتی دلم نمیاد براش کلمه ی شهید راه آزادی رو به کار ببرم.نه دلم میاد و نه این کلمه رو براش کافی میدونم.فقط فکر می کنم اکبر یه اسطورست.یه نمونه ی اعلای مقاومت و پایداری.اکبر نمرده و نمی میره.بچه ها ناراحت بودن و هی اسم افرادی مثل حاج ناصر و حاج مومنی و فلان پزشک رو می آوردن.گفتم بابا جون اینا مقصر اصلی نیستن. این حکومت و سرانش هستن که جون آدما براشون ارزش نداره. مگه زهرا کاظمی رو نکشتن.بعد هم گشتن یه مامور پیدا کنن،بندازن  گردنش.خون اکبر گردن شخص خامنه ای یعنی رئیس حکومته؛بعدش هم رئیس جمهور و وزیر اطلاعات. وزیر اطلاعات که قبلا برای قتل های زنجیره ای حکم می داد.حالا هم قانونی افراد رو می کشن.آخه حکم اولیه اکبر اعدام بود.بعد زیر فشار افکار عمومی 15 سال شد.حالا هم اونو کشتن. اما اکبر نمرده . راهش ادامه داره.اکبر جاودانه شد.&lt;br /&gt;ایران/تهران/زندان اوین/بند350 سیاسی/یکشنبه/8 امرداد/1385 ساعت23:30&lt;br /&gt;                                                                     مهندس حشمت اله طبرزدی&lt;br /&gt;                                                              مدیر مسئول هفته نامه ی پیام دانشجو &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4493131365333993418-3305681645361582576?l=mohandestabarzadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/feeds/3305681645361582576/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=4493131365333993418&amp;postID=3305681645361582576' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/3305681645361582576'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/3305681645361582576'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/2007/07/blog-post_29.html' title='&lt;div align=&quot;right&quot;&gt;  یک خاطره&lt;/div&gt;'/><author><name>مهندس حشمت اله طبرزدی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05220502641989689533</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://www.sharemation.com/hti/mohandestabarzadi.jpg?uniq=-qysrl4'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4493131365333993418.post-1036848830207151214</id><published>2007-07-25T19:44:00.000+03:30</published><updated>2007-07-25T19:54:29.590+03:30</updated><title type='text'>روزگارغریبی است </title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;احساس خفگی می کنم،انگار هوا دم کرده.در و پنجره را باز می کنم اما هیچ فایده ای نداره.کمی این طرف و آن طرف می شم.یه خورده قدم می زنم.سری به سایت های اینترنتی می زنم.گه گاهی به اخبار رادیو فردا گوش می کنم.اما هیچ فایده ای نداره.انگار هیچ راهی نیست.تازه بر فشارهوا و سنگینی سینه ام افزوده می شه.16تا دیگه از جوانها اعدام شدن،جرم اینها شرارت بوده.نگاهی بهVOA می اندازم،خانم اسفندیاری داره اعتراف پس میده ؛وکیل مدافع دانشجوهای پلی تکنیک و دفتر تحکیم اجازه پیدا نکرده با آنها صحبت کنه.اوسانلو هم متهم شده که علیه امنیت ملی اقدام کرده.نگاهی به روزنامه ی اعتماد می اندازم ، سفیر انگلیس در ایران گفته که چند روز اخیر بین غرب و دولت اسلامی ایران بر سر پرونده ی اتمی،یه نوع اعتماد به وجود آمده.برخی نمایندگان مجلس اسلامی هم از نبود بنزین گلایه کردن.قراره بین نماینده ی دولت اسلامی حاکم بر ایران ونماینده ی شیطان بزرگ در عراق،دور جدید مذاکره برقرار بشه.هیچ کدام از این خبرها نشان نمیده که قراره راه تنفسی باز بشه.&lt;br /&gt;در بیانیه انجمن دانشجویان پلی تکنیک هم اومده که؛هوا بس ناجوانمردانه سرداست آی،دمت گرم و سرت خوش باد.سلامم را تو پاسخ گو....اما قرار نیست هیچکس سلام کسی رو پاسخ بده....شاید باید گفت:هست شب،آری شب،یک شب دم کرده و خاک،رنگ رخ باخته است.......&lt;br /&gt;من شبیه این حالت خفگی،دم کردگی و سردی را در اوایل سال 1375تجربه کرده بودم.اماگویا امروز بدتر شده.عجیب نیست؟!عصر رسانه و آزادی اطلاعات باشه،اما کسی صدای تو رو نشنوه؟دوران تلویزیون،اینترنت و ماهواره باشه اما یک دولت اسلامی در دنیا پیدا بشه که به سبک دولت اسلامی طالبان که تا چند سال پیش بر افغانستان حاکم بود،به صورت فله ای حکم سنگسار و اعدام صادر کنه،اما صدا از کسی در نیاد؟مثل آب خوردن جوانان دانشجوی 20-25 ساله رو توی سلول انفرادی و زیر شکنجه قرار بده،اما آب از آب تکان نخوره!&lt;br /&gt;حتّی شهروندان  ایرانی-آمریکایی را به اجبار وادار به اعتراف کنه،اما ابر قدرت جهان هم نتونه کاری کنه و در عوض وزیر امور خارجه ی اونا به رهبر دولت اسلامی حاکم بر ایران نامه بنویسه و تمنای آزادی زندانیانش رو داشته باشه؟آیا به نظر شما روزگار عجیبی نیست؟!&lt;br /&gt;من در پاسخ به دانشجویان عضو انجمن دانشجویان پلی تکنیک میگم که،آره!هوا بس نا جوانمردانه سرد است!دوستان عزیز،از دولت اسلامی هیچ انتظاری نباید داشت.این ها 28 سال است که ماشین سر کوب واعدام و زندان و شکنجه رو روشن کردن و هیچ بنا ندارن اونو خاموش کنن.طبیعت دولت اسلامی جز این نیست،زیرا خودش را نماینده ی خدا می دونه و هر منتقد،مخالف و معترضی را به عنوان یک نیروی منحرف،ضد خداوتوطئه گرتلقی کرده که باید حتماً سرکوب یا اعدام بشه، تا هر وقت که توان داشته باشه،همین کار ها رو می کنه که مبادا ، دولت اسلامی و نمایندگان خدا،از هیچ ناحیه ای تهدید بشن.هر دولت اسلامی دیگری هم که حاکم بشه،همین کار رو خواهد کرد.من هیچ انتظار و توقعی از این دولت اسلامی،جز همین کار ها که می کنه ندارم.چشممون کور و دندمون نرم که دیگه هوس انقلاب اسلامی به سرمون نزنه.البته شما ها آنروز نبودید؛اگه هم بودید مثل میلیون ها ایرانی می ریختید توی خیابون و می گفتید که؛عکس امام تو ماه!؟....&lt;br /&gt;از غربی ها هم هیچ انتظاری نباید داشت.اونا هم دنبال منافع خودشون هستن.&lt;br /&gt;نمونش همین پرونده ی هسته ای است.مگه همین آمریکایی ها نبودن که تا چند سال پیش که هنوز از طرف دولت اسلامی،احساس خطر جدّی نکرده بودن ، مدعی بودن که برای اینکه دولت اسلامی را بپذیرند ابتدا باید 4 شرط رعایت بشه که اولیش،رعایت حقوق بشر بود.اما دیدید که دولت اسلامی را پذیرفتن و هیچ حرفی هم ازحقوق بشرنزدن.اگه لازم بشه به دولت اسلامی تضمین امنیتی هم می دن که مبادا،من و شما علیه این دولت اسلامی دست به انقلاب مخملین بزنیم و حاکمیت جهل و عقب ماندگی رو به خطر بی اندازیم!میگید نه!چند صباحی شکیبایی پیشه کنید.&lt;br /&gt;ولی من از این همه ایرانی با احزاب و سازمان های رنگارنگ و اسم و عنوان های قشنگ قشنگ در عجبم.همه ی آنها طرفدار دموکراسی و حقوق بشرند. همشون با سنگسار،اعدام،زندان و شکنجه مخالفن،همه دم از حقوق مردم و بیچارگی آنها می زنن.ولی دوتا شون حاضر نیستن کنار هم بشینن .به محض اینکه دوتا سازمان با افکار متضاد و یا متفاوت دور هم جمع می شن ، بقیه وظیفه ی ملّی و وطنی خود می دونن که به دفاع از تمامیت ارضی و استقلال سیاسی، علیه این پدر سوخته های وطن فروش که با تجزیه طلب ها نشستن و پشت پرده با آمریکایی ها قرار و مداری گذاشتن که شاید خود آمریکایی ها هم خبر نداشته باشن،اعلامیه صادر کنن!؟&lt;br /&gt;من با اطمینان می گویم،بسیاری از این هموطنان بسیار وطن پرست،هرگاه با نمایندگان امنیتی دولت اسلامی از روی اجبار یا اختیار می نشینن به اونا فخرفروشی کرده و میگن؛ببینید ما چقدر خوب و وطن پرست و ملی گرا هستیم!می بینید که از دولت اسلامی و بلکه از برادر احمدی نژاد هم ضد امریکایی تریم!حالا هی به ما بگید،وطن فروش های امریکایی!هی ما رو زیر فشار بذارین!تازه مااینقدر خوبیم که حاضریم با شرکت در انتخابات فرمایشی و تزئینی شما،به دولت اسلامی کمک بدیم تا بیشتر اعدام کنه!اما شما ها کم لطفی می کنین و ما رو غیر قانونی و مرتد معرفی میکنین!نمیشه از این حرف های بدبد کم تر بزنین!؟&lt;br /&gt;آره؛دوستان عزیز!بدبختی ماخودمان هستیم.مایی که حاضرنیستیم حتی درباره ی یک مسئله موضع مشترک داشته باشیم.به خدا نود درصد ما به خاطر ترس از دولت اسلامی است که حاضر نیستیم دعوای بیهوده و تکراری 28 مرداد و کوفت و زهرمار رو کناربذاریم وفکری به حال این ملت بیچاره واین دانشجویان زندانی بکنیم.برای اینکه خوب می دونیم که ماموران امنیتی دولت اسلامی از اینکه ما به همدیگه فحش و ناسزا بدیم خوشش میاد. اخیراًهم که دولت اسلامی دم از اتحاد ملی و لابد سال دیگه دکتر مصدق می زنه و آب از لب و لوچه ی ما وطن پرست ها سرازیر میشه و پنهانی برای سلامتی رهبر دولت اسلامی دست به دعا می بریم!&lt;br /&gt;اگر همه ی ماها که دم از دموکراسی،حقوق بشر و عدالت می زنیم،یه بار و فقط یه بار بر سر یک مسئله،مثلا دفاع از زندانیان سیاسی،هم موضع بشیم دیگه دولت اسلامی،به خودش اجازه نمیده که چند تا دانشجو بی گناه رو مدتها توی سلول انفرادی بیندازه.اما دریغ از یه جو آگاهی و درایت! من با خودم فکر می کنم که عبداله مومنی و هاشمی و جاوید تهرانی و اوسانلو به چه جرمی باید زندون باشن؟پس چرا ما نباید اونجا باشیم؟!اگه قراره دولت اسلامی هر بی گناهی رو به جرم حرف زدن بندازه درون زندان و این مخالفین قلابی،سرگرم دعوای 28 مرداد و 22 بهمن باشن، پس بهتره که همه ی ما زندون باشیم.&lt;br /&gt;اگه 28 سال پیش این مخالفین بی خاصیت رو از حکومت نینداخته بودن بیرون&lt;br /&gt;حتم دارم که اونا هیچ مشکلی با دولت اسلامی نداشتن.مگه همین ها نبودن که در بهمن57،جاده صاف کن دولت اسلامی شدن؟!&lt;br /&gt;اگر چه هیچ امیدی به این جماعت پوسیده و زه وار در رفته ندارم12-13 سال است که هر گاه به اونا دل بستم و امید پیدا کردم،محکم تر سرم به دیوار خورد، اما از همه ی اون هایی که ضجه های یه مبارز به بند کشیده رو می خونن و هنوز گرفتار بیماری اپوزسیونی نشدن دعوت می کنم روز8 مرداد که سالروز شهادت یک دانشجوی دلاور و مظلوم است رو به روز همبستگی ملی درحمایت از دانشجویان زندانی و بلکه همه ی زندانیان سیاسی وغیر سیاسی تبدیل کنن.&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt; اصلا در حمایت مردم ایران حتی حمایت از اراذل واوباش.آره من از اراذل و اوباش و حتی آن زن و مرد زنا کار که به سنگسار محکوم شدن درمقابل این دولت اسلامی دفاع می کنم. من ازهمه ی اونایی که دولت اسلامی به هر دلیل، حتی جرم و جنایت به زندان انداخته دفاع می کنم. من تنفر خودم رو از اپوزسیونی که گرفتار دعوای 28 مرداد و مصدق و شاه است، اعلام می کنم. من از مخالفین قلابی و اپوزسیون دروغین حالم به هم می خوره.رهبر من نه مصدق، نه شاه،بلکه رهبر من اکبر محمدی است که صادقانه جان خودش رابرای ایران و دموکراسی خواهی گذاشت.رهبر من دانشجویان بی گناهی هستند که توی سلول های انفرادی می میرن و زنده می شن.با شما ها هستم.آره! خود شما، شمایی که ادعای وطن پرستی و شاه پرستی و مصدق پرستی و سیاست پرستی از جان انسان ها و حقوق آنها برات مهتره.من جان انسان های بی گناهی رو که هر روز به بهانه ای به دار آویخته می شن یا تو سلول انفرادی تحقیر می شن یا از فقرو بیچارگی دست به خودکشی می زنن از وطن تو و مصدق تو و شاه تو و حزب و گروه تو، بیشتر دوست دارم. من از اون وطن پرستی و استقلال خواهی و مصدق گرایی که از انسانیت تهی است و برای حقوق آدم ها پشیزی ارزش قائل نیست حالم به هم می خوره.من می گم که تو هم از وطن،مصدق،شاه و حزب سیاسی ات یه تابو درست کردی که صد رحمت به تابوی خمینی و خامنه ای.من می گم اگه تابوی مصدق و شاه و اون استقلال طلبی دروغین قراره بین مخالفین دعوای حیدری-نعمتی راه بی اندازه و مانع از این بشه که مردم یک صدا بشن، پس بذار قلم من در شکستن این تابوهاپیش قدم باشه.آخه دروغ  گوها،شماها که یه پاتون ایران و یه پاتون توی آمریکاس!اصلابگید ببینم کدوم ملی گرایی و وطن پرستی تجویزکرده بود که 3000000 دلار از آمریکا بگیرید؟نکنه دچار توهم تاریخی شدین و فکر کردین مهم هستین؟شماها همان هایی هستین که خمینی 28 سال پیش، پس از آنکه خوب ازتون کولی گرفت با یه سخنرانی از حکومت ریخت بیرون.البته آدم های با شرف هم بین شماها هست ولی صدای اونا بین هیاهوی برخی از شماها گم شده.بی انصاف ها، این وطنی که از اون دم می زنین و اون مصدق و شاهی که بت کردین،بدون این انسان های بی گناه که هر روز به جرمی به سلول انفرادی می افتن و یا طناب دار دور گردن اونا می پیچه پشیزی ارزش ندارن. خوش غیرت ها از خودتون بپرسین مگه این مملکت چه قدر اراذل و اوباش داره که این دولت ستمگر اسلامی،هر چه اعدام می کنه تموم نمیشه؟&lt;br /&gt;اگه دولت اسلامی با سیاست های جاهلانه و مردم ستیز خودش،عملاًجوان های بیکار را( به تعبیر خودش)اراذل و اوباش پرورش میده و بعدمیکشه بالای چوبه ی دار،شماها با این تفرقه و سکوت مرگبار خودتان در جنایت این رژیم شریک هستین. دلتون خوشه که به مامورهای امنیتی رژیم گزارش بدین که از فرط میهن پرستی و استقلال طلبی هر ندای وحدت بخش رو به بهانه ای در هم می کوبید، پاسخ مثبت نمیدین و یا علیه آن تبلیغات راه می اندازین.یکیتون از فرط جمهوری خواهی و مصدق پرستی دارین می ترکین و اون دیگری هم از فرط  سلطنت طلبی و شاه پرستی&lt;br /&gt;جوانان و دانشجویان این مرز و بوم سالها است که درگیر زندان،شکنجه و اعدام هستن و گویا باید به این وضع عادت کنن.ولی من می خوام به دولت اسلامی، دولت مصدقی و دولت سلطنتی اطمینان بدم که دنیا عوض شده و تابو ها هم،یکی پس از دیگری شکسته.حاکمیت در نهایت با دموکراسی،حقوق بشر،آگاهی وقانون است.پیشوای ما نه هیچ یک از بت های شماها،که قانونِ آزادی،آزادگی و عدالت است.رهبران ما نه شما آدم های مسخ شده و از تاریخ به بیرون افتاده که زنان و مردان مبارز و آزادیخواه هستند.قانون انسانیت و اخلاق تنها قانونی است که صلاحیت حکومت را بر انسانها دارد.دوران بت ها و تابوها،سالیانی است که گذشته است. مردم ایران نشان داده اند که به پیروی از قانون دموکراسی و آزادیخواهی،در زمان مقرر،تابو ها را خواهند شکست؛پس کمی بیندیشید.امیدوارم سلول های مغزشما آنقدر فاسد نشده باشد که بتوانید خود را از بند این تابوهای  تاریخی رها سازید و به جوانان مبارز بپیوندید. بعیدمی دانم...&lt;br /&gt;زنده باد حقوق بشر.زنده باد آزادی .زنده باد دموکراسی و عدالت.زنده باد اکبر محمدی و همه ی زندانیان سیاسی.مرده بادجهل وستمگری.مرده باد بت پرستی و عقب ماندگی &lt;br /&gt;                                                  مهندس حشمت اله طبرزدی&lt;br /&gt;                                     مدیر مسئول هفته نامه ی توقیف شده ی پیام دانشجو&lt;br /&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4493131365333993418-1036848830207151214?l=mohandestabarzadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/feeds/1036848830207151214/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=4493131365333993418&amp;postID=1036848830207151214' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/1036848830207151214'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/1036848830207151214'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/2007/07/blog-post_25.html' title='&lt;div ailgn=&quot;right&quot;&gt;روزگارغریبی است &lt;/div&gt;'/><author><name>مهندس حشمت اله طبرزدی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05220502641989689533</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://www.sharemation.com/hti/mohandestabarzadi.jpg?uniq=-qysrl4'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-4493131365333993418.post-1400780003028018330</id><published>2007-07-08T15:22:00.000+03:30</published><updated>2007-07-10T15:42:35.764+03:30</updated><title type='text'> سرمقاله</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;div align= "right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;دوشنبه7 شهریور1373 یعنی حدود 13سال پیش اولین شماره ی هفته نامه ی پیام دانشجو منتشر شد&lt;br /&gt;هفته نامه به مدیرمسئولی من،سردبیری محمدحسن علیپور وشورای نویسندگان متشکل از:دکتر جواد امامی ،پرویزسفری،محمد مسعود سلامتی،جواد خرمی مقدم،فتح اله مرادی،احمد علیشاهی وبا حمایت انجمن دانشجویی ودانش آموختگان منتشرشد&lt;br /&gt;این هفته نامه،جمعاً 58 شماره بایک ویژه نامه ی نوروزی(به تاریخ سه شنبه23اسفند 1373)چاپ شدکه البته یک شماره ی آن چاپ&lt;br /&gt;گردید ولی منتشر نشد و شماره ی دیگر چاپ شداما از روی دکه های روزنامه فروشی جمع شد&lt;br /&gt;شماره ای که چاپ و منتشر شد،اما از روی دکه ها و به شکایت آقای محسن رفیق دوست ، رییس وقت بنیاد مستضعفان جمع شد شماره ی 34 بود که سه شنبه 12 اردیبهشت 1374 منتشر گردید.شماره ی 58 نیز چاپ شد اما در همان چاپخانه خمیر گردید&lt;br /&gt;در واقع این هفته نامه به عدد 57 یعنی سال پیروزی انقلاب در بهمن57،چاپ و منتشر شد.شاید مقدر این بود!شاید این هم مقدر بود که پاسدار بازجو ها،درسال 1380،سلول انفرادی که در بازداشتگاه نظامی عشرت آباد برای من انتخاب کرده بودند،با شماره ی73باشد!من برداشتم این بود که می خواهند بگویند جرم تو این است که از سال 1373 از نظام جدا شدی و به مخالفین پیوستی پس جای تو اینجاست&lt;br /&gt;از راز و رمز و امور نا گشوده و سر به مهر مانده که بگذریم، این هفته نامه از تاریخ انتشار تا توقیف دایم(در سه شنبه 1خرداد ماه1375) سه نوبت توقیف شد،دو نوبت مورد حمله ی گروه فشار قرار گرفت و سه نوبت بازداشت کوتاه مدیر مسئول و دو مرتبه دادگاهی مدیر مسئول که یکبار تبرئه و بار آخر نیز محکوم شدن را در پرونده داشت.&lt;br /&gt;هفته نامه ی پیام دانشجو،اگرچه 57 شماره بیشتر منتشر نگردید اما به دلیل آنکه تیراژ آن به بالاترین تیراژ رسید که گاه به 400-500 هزار می رسید، توانست زمینه ساز یک انقلاب دموکراتیک یا اصلاحات بنیادین دربین نیروهای طرفدار انقلاب و حتی مردم کوچه بازار شود&lt;br /&gt;به همین دلیل به همان میزان که قدرتمندان جمهوری اسلامی ازنام«پیام دانشجو» تنفر و بلکه وحشت دارند،من ازاین نام خوشم می آید.شاید به همین دلیل است که اولین«وبلاگ»خودرا«پیام دانشجو»نامیدم وامیدآن دارم که روزی«پیام دانشجو»با همین نام و همان«لوگو»دوباره منتشر شود.هنوز بسیاری از مردم،من را با نام «پیام دانشجو»می شناسند.&lt;br /&gt;دومین توقیف هفته نامه ی پیام دانشجو که به مدت 213 به طول انجامید در سه شنبه 10 /مردادماه/1374 اتفاق افتاد و بار دیگر در تاریخ پنج شنبه 10/اسفند/1374 منتشر گردید.هنگام انتشارمجدد درتاریخ بالا،تحت عنوان مروری بر213 روز توقیف غیر قانونی پیام دانشجو»و به قلم پرویزسفری چنین نوشته شد:«چهل وهفتمین شماره ی پیام دانشجو که قرار بود در تاریخ 10/5/74منتشرشود،ازسوی هیات نظارت بر مطبوعات توقیف شد.و امروز پس از،213روز مقاومت،بار دیگر شماره ی47در دست شماست.در این 213روز فرزندان شما در سنگر هفته نامه ی پیام دانشجو حتی برای لحظه ای رسالت سنگین مطبوعاتی خود را فراموش نکرده اند وبا پشتیبانی شما مردم بزرگواراز تمامی راه های مشروع، قانونی وانقلابی به مخالفت با این عمل غیر قانونی پرداخته وسرانجام توانستند بااثبات حقانیت خود،پیام دانشجورا برای خدمتگذاری آماده نمایند.»&lt;br /&gt;در این گزارش که تحت عنوان«مروری بر213 روز...»در شماره های بعدی چاپ می گردید،نکات جالبی وجود دارد که به آن اشاره خواهد شد.&lt;br /&gt;شاکیان من در این مرحله که به توقیف 213 روز انجامیده بود،11شخصیت حقیقی وحقوقی بودند.در گزارشی که در شماره ی47 هفته نامه ودر ارتباط با جلسه ی دادگاه پیام دانشجوآمده است&lt;br /&gt;«دادگاه رسیدگی به پرونده ی هفته نامه ی پیام دانشجوساعت11روز دوشنبه&lt;br /&gt;16/11/74با حضور هیات منصفه در شعبه ی 34 دادگاه ویژه ی مطبوعات تشکیل شد.در این دادگاه که 8تن از 11شاکی پرونده حضور نداشتند،دادگاه از 3 شاکی حاضردرجلسه...»شایان ذکر است در این جلسه ی دادگاه آقای محسن رفیق دوست همراه با 3 وکیل خود به اقامه ی دعوا علیه من پرداخت.&lt;br /&gt;همچنین شریعتمداری مشاورحقوقی آقای کرباسچی شهردار تهران،علیه من اقامه ی دعوا کرد.ونیزآقای نیکبخت صالحی وکیل مدافع آقای سیف مدیر عامل بانک صادرات،لایحه ی خود را علیه من تقدیم دادگاه کرد...ادامه دارد. &lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/4493131365333993418-1400780003028018330?l=mohandestabarzadi.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/feeds/1400780003028018330/comments/default' title='Post Comments'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=4493131365333993418&amp;postID=1400780003028018330' title='1 Comments'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/1400780003028018330'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/4493131365333993418/posts/default/1400780003028018330'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://mohandestabarzadi.blogspot.com/2007/07/blog-post.html' title='&lt;div align= &quot;right&quot;&gt; سرمقاله&lt;/div&gt;'/><author><name>مهندس حشمت اله طبرزدی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/05220502641989689533</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='24' height='32' src='http://www.sharemation.com/hti/mohandestabarzadi.jpg?uniq=-qysrl4'/></author><thr:total>1</thr:total></entry></feed>
